رد ابر سمی تا شرق آسیا
تهران صبح نشد؛ مسیر ۳۳ هزار تن آلودگی در آسمان جنگزده پایتخت
تحلیل تازه میگوید آتشسوزی نفتی تهران ۳۳ هزار تن دیاکسید گوگرد تولید کرد؛ ابری آلوده که رد آن تا شرق آسیا ردیابی شد.
تهران یک روز صبح نشد؛ دستکم برای بسیاری از شهروندانی که پس از آتشسوزی گسترده در تأسیسات نفتی اطراف پایتخت، پردهها را کنار زدند و بهجای روشنایی صبح، با آسمانی تیره، بوی سوختگی و دودی سنگین روبهرو شدند. حالا یک تحلیل تازه نشان میدهد آنچه شهروندان با چشم دیدند، فقط یک حادثه شهری نبود؛ ابری از آلودگی بود که به گفته پژوهشگران، دهها هزار تن دیاکسید گوگرد وارد جو کرد و رد آن تا هزاران کیلومتر دورتر از تهران ردیابی شد.
بر اساس این مطالعه، آتشسوزی و انفجار در چند مرکز نفتی و پالایشگاهی تهران، تنها در یک بازه کوتاه، حدود ۳۳ هزار تن دیاکسید گوگرد تولید کرده است؛ رقمی که با انتشار آلاینده ناشی از برخی فورانهای آتشفشانی بزرگ مقایسه شده و نگرانیها درباره پیامدهای آلودگی هوای تهران را دوباره به سطحی جدیتر برده است.
از شهران تا پالایشگاه تهران؛ چه اتفاقی افتاد؟
بر اساس گزارشهای منتشرشده، حدود ساعت ۹ شب ۱۶ اسفند، چند مرکز ذخیرهسازی نفت و تأسیسات پالایشگاهی در محدوده تهران و اطراف آن دچار انفجار و آتشسوزی شدند. در میان نقاط آسیبدیده، از انبار نفت شهران، انبار نفت فردیس، انبار نفت اقدسیه و پالایشگاه نفت تهران نام برده شده است.
انبارهای نفت معمولاً محل نگهداری فرآوردههای پالایششده مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت هستند؛ در حالی که پالایشگاهها با نفت خام سروکار دارند؛ ترکیبی که علاوه بر هیدروکربنها، میتواند حاوی گوگرد، نیتروژن، اکسیژن و مقادیر اندکی عناصر فلزی باشد.
در پی این آتشسوزیها، حجم زیادی دود، ترکیبات گوگردی، ذرات معلق، هیدروکربنها و آلایندههای احتمالی دیگر وارد آسمان پایتخت شد؛ رخدادی که در همان ساعات نخست، نشانههای آن در محلههای مختلف تهران دیده و احساس شد.
روایت شهروندان؛ «هوا تاریک بود، انگار صبح نشده»
پس از بازگشت محدود دسترسی به اینترنت جهانی، بخشی از شهروندان تهرانی تجربههای خود را از آن شب و صبح بعد از آن در شبکههای اجتماعی منتشر کردند. در بسیاری از این روایتها، یک تصویر مشترک تکرار میشد: آسمانی سیاه، بوی تند، اضطراب و احساس خفگی.
برخی کاربران نوشتهاند که شعله و دود ناشی از آتشسوزی بهقدری بزرگ بوده که در لحظه نخست، تصور انفجاری بسیار گسترده را در ذهن ایجاد میکرد. عدهای دیگر از صبحی گفتهاند که با وجود گذشت ساعتها، روشن نشده بود. یک شهروند روایت کرده که ساعتها پس از بیدار شدن، هنوز بیرون خانه تاریک به نظر میرسید. دیگری نوشته بود از هر طرف خانه، دود دیده میشد.
این روایتها، هرچند پراکنده و شخصیاند، اما تصویری انسانی از بحران آلودگی هوای تهران در آن روز ارائه میکنند؛ بحرانی که تنها به ایستگاههای سنجش آلودگی یا نمودارهای ماهوارهای محدود نماند و مستقیماً وارد خانهها، نفسها و ذهن مردم شد.
تحلیل ماهوارهای چه میگوید؟
مطالعهای با عنوان «تحلیل انتشار و پراکنش دیاکسید گوگرد ناشی از آتشسوزی انبارها و پالایشگاه نفت تهران در مارس ۲۰۲۶» نشان میدهد که آتشسوزیهای ناشی از این رخداد، تا ۸ مارس در مجموع حدود ۳۳ هزار تن دیاکسید گوگرد وارد جو کردهاند.
این مطالعه که در نشریه علمی Advances in Atmospheric Sciences منتشر شده، با استفاده از دادههای سنجشازدور ماهوارههای هواشناسی چین و اروپا، مسیر حرکت توده آلاینده را بررسی کرده است. دادهها نشان میدهد این ابر آلوده تا ۹ مارس حدود ۲ هزار کیلومتر جابهجا شده و حتی رد آن تا بخشهایی از شرق آسیا قابل ردیابی بوده است.
پژوهشگران برای ردیابی این توده، از دادههای تصویربرداری فراطیفی در محدوده فرابنفش و فروسرخ استفاده کردهاند؛ دادههایی که از ماهوارههای فنگیون ۳ چین و Sentinel-5 Precursor متعلق به آژانس فضایی اروپا به دست آمده است.
۳۳ هزار تن دیاکسید گوگرد؛ چرا این عدد نگرانکننده است؟
دیاکسید گوگرد یا SO₂ یکی از آلایندههای مهم هواست که در اثر سوختن مواد حاوی گوگرد، از جمله برخی سوختهای فسیلی، وارد جو میشود. این گاز میتواند در ترکیب با رطوبت هوا و سایر ترکیبات شیمیایی، به شکلگیری باران اسیدی و ذرات ثانویه معلق کمک کند.
بر اساس یافتههای این مطالعه، میزان دیاکسید گوگرد در جو تهران در ۸ مارس بهطور ناگهانی افزایش یافته است. همچنین منطقه تحتتأثیر این آلودگی حدود ۳۰۰ هزار کیلومترمربع برآورد شده و بادهای شمالشرقی، توده آلوده را به سمت مناطق دورتر منتقل کردهاند.
برای درک بزرگی این عدد، پژوهشگران آن را با فوران آتشفشان ایافیاتلایوکوتل در ایسلند در سال ۲۰۱۰ مقایسه کردهاند؛ فورانی که طی سه روز حدود ۲۲ هزار تن دیاکسید گوگرد آزاد کرد و اختلال گستردهای در پروازهای اروپا بهوجود آورد.
این مقایسه نشان میدهد که رخداد تهران، از نظر حجم انتشار دیاکسید گوگرد، در رده یک حادثه بزرگ زیستمحیطی قرار میگیرد؛ حادثهای که پیامدهای آن میتواند فراتر از مرزهای شهری باشد.
باران سیاه و خطرات پنهان برای سلامت شهروندان
یکی از بخشهای نگرانکننده این تحلیل، اشاره به احتمال شکلگیری نوعی باران سیاه یا بارش آلوده است. به گفته پژوهشگران، ترکیب آلایندههای ناشی از آتشسوزی با رطوبت و بارش میتواند ذرات سمی، ترکیبات هیدروکربنی و مواد خورنده را به سطح زمین بازگرداند.
در چنین شرایطی، آلودگی هوای تهران فقط مسئلهای مربوط به تنفس در فضای باز نیست؛ بلکه میتواند بر خاک، آبهای سطحی، پوشش گیاهی، خودروها، ساختمانها و حتی منابع آب اثر بگذارد.
بر اساس گزارشهای میدانی و روایتهای شهروندان، برخی افراد پس از این رخداد از علائمی مانند سردرد، سوزش چشم، تحریک پوست، طعم تلخ در دهان و مشکلات تنفسی سخن گفتهاند. هرچند برای تعیین رابطه مستقیم این علائم با ترکیبات منتشرشده، مطالعات پزشکی دقیقتری لازم است، اما تجربه شهروندان نشان میدهد که این حادثه از سطح یک آتشسوزی صنعتی فراتر رفته و به یک نگرانی عمومی تبدیل شده است.
دیاکسید گوگرد چگونه به محیط زیست آسیب میزند؟
دیاکسید گوگرد یکی از عوامل اصلی ایجاد باران اسیدی است. باران اسیدی میتواند به مرور زمان مواد مغذی خاک را کاهش دهد، کیفیت منابع آب را تغییر دهد و به پوشش گیاهی آسیب بزند. این مسئله برای شهری مانند تهران که همزمان با آلودگی مزمن هوا، کمبود منابع آبی و فشار بر فضای سبز روبهروست، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از سوی دیگر، ذرات معلق و ترکیبات گوگردی میتوانند برای گروههای حساس از جمله کودکان، سالمندان، بیماران قلبی و ریوی و زنان باردار خطرناکتر باشند. پژوهشهای مختلف نیز نشان دادهاند که آلودگی هوا فقط بر جسم اثر نمیگذارد؛ بلکه میتواند با افزایش اضطراب، افسردگی و اختلالات سلامت روان نیز مرتبط باشد.
به همین دلیل، بررسی دقیق پیامدهای آلودگی هوای تهران پس از این رخداد، تنها یک مسئله محیط زیستی نیست؛ بلکه موضوعی مرتبط با سلامت عمومی و مدیریت بحران شهری است.
ابر آلوده چگونه تا شرق آسیا رفت؟
دادههای ماهوارهای نشان میدهد توده دیاکسید گوگرد پس از شکلگیری بر فراز تهران، در اثر جریانهای جوی به سمت مناطق دورتر حرکت کرده است. بر اساس این مطالعه، بادهای غالب موجب شدند توده آلوده در مدت کوتاهی هزاران کیلومتر جابهجا شود.
پژوهشگران میگویند اگرچه این ابر تا پایان ۹ مارس تا حد زیادی پراکنده شده بود، اما به دلیل شدت بالای انتشار، نمیتوان پیامدهای آن را نادیده گرفت. پراکندگی یک توده آلاینده به معنای پایان خطر نیست؛ زیرا بخشی از ترکیبات میتواند در مسیر حرکت، با بارشها، رطوبت و ذرات موجود در جو وارد واکنش شود.
به همین دلیل، کارشناسان محیط زیست معمولاً پس از چنین رخدادهایی، پایش مستمر کیفیت هوا، بررسی ترکیبات بارشی و نمونهبرداری از خاک و آب را ضروری میدانند.
تهران با چه پرسشهایی روبهروست؟
این حادثه چند پرسش مهم را پیش روی مدیریت شهری، نهادهای محیط زیستی و نظام سلامت قرار داده است:
- میزان واقعی آلایندههای منتشرشده چقدر بوده است؟
- چه ترکیباتی علاوه بر دیاکسید گوگرد وارد هوای تهران شدهاند؟
- آیا بارشهای پس از حادثه حاوی ذرات اسیدی یا هیدروکربنی بودهاند؟
- کدام مناطق تهران بیشترین مواجهه را با دود و آلایندهها داشتهاند؟
- اثرات کوتاهمدت و بلندمدت این رخداد بر سلامت شهروندان چیست؟
- آیا سامانههای هشدار عمومی و اطلاعرسانی بحران بهموقع عمل کردهاند؟
پاسخ به این پرسشها برای درک کامل ابعاد آلودگی هوای تهران پس از آتشسوزی نفتی ضروری است.
نیاز فوری به پایش و شفافسازی
در چنین رخدادهایی، زمان طلایی برای جمعآوری دادهها بسیار محدود است. اندازهگیری دقیق غلظت آلایندهها، نمونهبرداری از خاک، آب، باران و ذرات معلق، و همچنین ثبت علائم سلامت شهروندان میتواند به روشن شدن ابعاد واقعی بحران کمک کند.
پژوهشگران نیز تأکید کردهاند که برای تعیین دقیق پیامدهای بهداشتی این حادثه، مطالعات بیشتری لازم است. این مطالعات باید با مشارکت متخصصان هواشناسی، محیط زیست، سلامت عمومی، سمشناسی و مدیریت بحران انجام شود.
تا آن زمان، آنچه روشن است این است که حادثه اخیر، بار دیگر آسیبپذیری تهران در برابر رخدادهای بزرگ صنعتی و زیستمحیطی را نشان داد؛ شهری که سالهاست با آلودگی مزمن هوا دستوپنجه نرم میکند و حالا با نوعی آلودگی ناگهانی، سنگین و چندلایه روبهرو شده است.
جمعبندی؛ وقتی آسمان تهران روایتگر بحران شد
روزی که بسیاری از شهروندان گفتند «تهران صبح نشد»، فقط یک توصیف احساسی نبود؛ تصویری از بحرانی بود که در هوا، در خانهها و در حافظه جمعی شهر ثبت شد. تحلیل تازه نشان میدهد آتشسوزی در تأسیسات نفتی تهران، حجم عظیمی از دیاکسید گوگرد را وارد جو کرده و رد آن تا شرق آسیا ردیابی شده است.
اکنون پرسش اصلی این است که پیامدهای این آلودگی تا چه اندازه جدی بوده و چه اقداماتی برای پایش، درمان، اطلاعرسانی و پیشگیری از تکرار چنین بحرانهایی انجام خواهد شد. برای شهری مانند تهران، پاسخ به این پرسشها فقط یک ضرورت علمی نیست؛ بخشی از حق عمومی شهروندان برای دانستن و نفس کشیدن در هوایی امنتر است.
متا دیسکریپشن پیشنهادی برای Google Discover
اسلاگ کوتاه فارسی