رد پای سیاه جنگ بر آبهای جنوب؛ هشدار درباره ماندگاری آلودگی نفتی خلیج فارس
نشت گسترده نفت در خلیج فارس، جنگلهای حرا، زیستگاههای قشم و تأسیسات آبشیرینکن را با بحران جدی روبهرو کرده است. ابعاد این فاجعه ماندگار را بخوانید.
نشت پیاپی هیدروکربنها و انتشار فرآوردههای نفتی در خلیج فارس، اکوسیستم شکننده جنوب کشور را در آستانه یک بحران اکولوژیک طولانیمدت قرار داده است.
شواهد میدانی و تصاویر ماهوارهای نشان میدهند از ورود تاربالهای نفتی به نوار ساحلی بندرعباس، هرمز، میناب و استخرهای پرورش میگو در سیریک تا رسیدن لکههای غلیظ به تنوع زیستی جزایر قشم و هنگام، دامنه تخریبها مدام در حال گسترش است.
پژوهشگران بینالمللی با بررسی ابعاد این بحران، از ماندگاری چند دههای این آلایندهها در دل رسوبات ساحلی سخن میگویند؛ تهدیدی که نهتنها تنوع زیستی و ذخایر شیلاتی، بلکه امنیت آب شرب منطقه را هم نشانه رفته است.
از فجیره تا قشم؛ زنگ خطر در شکنندهترین زیستگاههای دریایی
گزارش اخیر روزنامه انگلیسیزبان «نشنال» چاپ امارات، ابعاد تازهای از خسارتهای محیطزیستی درگیریها در منطقه را فاش کرده است. بر پایه ارزیابیهای «دِواراج آسیر رامش»، پژوهشگر دانشگاه آنا در چنای هند، خلیج فارس اکنون با اختلالی بیسابقه در اکوسیستم روبهروست. بهگفته او، نشت نفت، ورود بقایای سمی و آلودگیهای صوتی ناشی از تنشهای نظامی، زادآوری پستانداران دریایی و سلامت بسترهای علفزار زیر دریا را با اختلال اساسی مواجه کرده است؛ آسیبی که نیازمند ایجاد یک «اتحادیه محیطزیستی منطقهای» فوری برای مهار خسارتهاست.
اما آثار این بحران تنها به سواحل جنوبی خلیج فارس محدود نیست. در سوی دیگر، سواحل قشم و هنگام مستقیماً درگیر آلودگی شدهاند. بر اساس ارزیابیهای ماهوارهای مؤسسه آب، محیطزیست و سلامت دانشگاه سازمان ملل، لکههایی به وسعت حدود ۱۰۰ کیلومتر مربع در اطراف این دو جزیره ثبت شده است. این پهنه شامل بسترهای مرجانی، سواحل جزرومدی و مأمن تخمگذاری لاکپشتهای پوزهعقابی در شیبدراز است. مسئولان محیطزیست کشور نیز وسعت آلودگی را بیش از ۳۲ هزار مترمربع در نوار ساحلی و ۹۰ هزار مترمربع در پهنه دریا برآورد کردهاند؛ بحرانی که مناطقی نظیر سوزا، نقاشه و حوضچههای حرای دستکاشت را به کام خود کشیده است.
پایش ماهوارهای؛ دو برابر شدن مساحت لکههای نفتی در خلیج فارس
یافتههای یک پژوهش چندحسگری ماهوارهای به سرپرستی جنان جیائو، چوانمین هو و برایان بی. بارنز، ابعاد تازهای از وضعیت بحرانی ماههای اخیر را آشکار میکند. مقایسه تصاویر بهمن و اسفند ۱۴۰۴ با دوره مشابه سال قبل نشان میدهد:
- مساحت وزنی لکههای نفتی در پهنههای کلیدی حدود ۲ برابر سطح پایه افزایش یافته است.
- در مجاورت جزیره خارک، نشت مداوم باعث تشکیل لکهای به وسعت چشمگیر ۲۵۵٫۵ کیلومتر مربع شد.
- در تنگه خوران و مجاورت تالاب حساس حرا، لکههای بسیار متراکم حاصل از شناورهای آسیبدیده ثبت شده است.
این دادهها هرچند تصویری دقیق از ماههای نخست تشدید بحران ارائه میدهند، اما ناظران هشدار میدهند تداوم حضور لکهها در آبهای آزاد به پایش مستمر و برآوردهای بهروزتر نیاز دارد.
بحران تنها در سطح آب نیست؛ تهدید زیرساختهای حیاتی و شیلات
پیامدهای ورود هیدروکربنهای سنگین، فراتر از تغییر رنگ آب دریاست. پژوهشگران مراکز علمی منطقه، از جمله دانشگاه قطر و سلطان قابوس، بر این باورند که اجزای فرار و سمی نفت، لارو ماهیها، پلانکتونها و مرجانها را مستقیماً از بین میبرند.
ماندگاری نفت در ریشههای حرا و چالش امنیت آب
برخلاف سواحل صخرهای که با امواج شسته میشوند، جنگلهای حرا و بسترهای گلی، آلودگی نفتی را سالها در لایههای زیرین رسوبات خود حبس میکنند. از سوی دیگر، انتقال این آلودگی به دهانه آبگیرهای تأسیسات نمکزدایی، تولید آب شیرین را با چالش جدی روبهرو میکند. نفوذ کوچکترین ذرات هیدروکربنی به سیستمهای فیلتراسیون، کیفیت آب شرب صدها هزار نفر از ساکنان حاشیه خلیج فارس را تهدید خواهد کرد.
درسهایی از جنگ ۱۹۹۱؛ احیایی که شاید یک قرن زمان ببرد
ابعاد بلندمدت تخریبهای زیستمحیطی اغلب در سایه تحولات سیاسی و نظامی نادیده گرفته میشود. «داگ ویر»، مدیر دیدهبان درگیری و محیطزیست (CEOBS) در بریتانیا، تأکید میکند که به دلیل دشواریهای پایش ماهوارهای با وضوح بالا و نبود اولویتهای مالی، بازسازی این مناطق معمولاً بدون اقدام عملی رها میشود.
تجربه جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ گواهی روشن بر این ادعاست؛ جایی که ورود ۷ میلیون بشکه نفت به دریا، ۷۰۰ کیلومتر از نوار ساحلی را آلوده کرد و با گذشت بیش از ۳۰ سال، رسوبات قیرگون هنوز در سواحل کویت و عربستان دیده میشوند. مقالهای که اخیراً در مجله معتبر Ambio منتشر شد نیز یادآور میشود که احیای کامل برخی از زیستگاههای حساس ساحلی، بیش از ۱۰۰ سال زمان نیاز دارد.
لزوم پایش فوری و دیپلماسی فعال محیطزیستی
شواهد میدانی نشان میدهد آلودگی نفتی خلیج فارس از یک اتفاق موضعی فراتر رفته و به فاجعهای مشترک و فرامرزی بدل شده است. بدون همکاریهای منطقهای، استقرار تیمهای واکنش سریع مهار نفت و پایش مداوم آب و رسوب، اکوسیستم کمنظیر خلیج فارس—از دلفینها و لاکپشتهای پوزهعقابی گرفته تا جنگلهای حرا—خسارتهایی جبرانناپذیر و چندنسلی را متحمل خواهد شد.