مازوت زودتر از سرما رسید؛ بحران گاز چگونه نیروگاهها را به کام نفتکوره کشاند؟
آسیب به پالایشگاهها ناترازی گاز را تشدید کرد؛ نمایندگان مجلس از آغاز ناگزیر مازوتسوزی نیروگاهها برای جلوگیری از خاموشی زمستانه خبر میدهند.
هنوز سوز سرمای زمستان استخوانسوز نشده که دود غلیظ سوخت دوم بر فراز نیروگاههای حرارتی کشور سایه انداخته است. هرچند چرخه مصرف سوخت مایع معمولاً در دی و بهمن ماه به اوج میرسید، اما رخدادهای امسال تقویم انرژی را چند گام جلوتر کشیدهاند. آسیبهای اخیر به زیرساختهای گازی و خروج بخشی از ظرفیت تولید، دست وزارت نفت را برای تحویل گاز طبیعی به شبکه نیروگاهی بستهتر از گذشته کرده است؛ تنگنایی که کارشناسان و نمایندگان مجلس از آن با تعبیر «انتخاب میان خاموشی مطلق یا مازوتسوزی ناگزیر» یاد میکنند.
آمارها نشان میدهند پاییز امسال در حالی سپری میشود که زنگ خطر ناترازی گاز در کشور زودتر از موعد به صدا درآمده و با وجود پر بودن بخش عمدهای از مخازن سوخت پشتیبان، چالشهای زیستمحیطی و فنی پیچیدهای پیشروی مدیریت بحران قرار دارد.
شوک آسیب به پالایشگاهها؛ ناترازی گاز عمیقتر شد
در جریان تنشها و آسیبهای واردشده به تأسیسات انرژی، چهار فاز پالایشگاهی از مدار بهرهبرداری خارج شدند؛ اتفاقی که کسری تولید گاز را به رقمی حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز رساند. اگرچه با تلاش گروههای عملیاتی و فنی، حجمی نزدیک به ۱۰۰ تا ۱۳۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت بازسازی شد و به مدار بازگشت، اما شکاف عمیق موجود در تراز گاز مصرفی و تولیدی کشور به این سادگیها پر نمیشود.
با سرد شدن هوا، اولویت خطوط سراسری گاز به بخش خانگی، تجاری و خدماتی اختصاص پیدا میکند تا از افت فشار در شهرها جلوگیری شود. نتیجه این اولویتبندی، قطع یا کاهش چشمگیر خوراک گاز به سمت نیروگاههاست. در این وضعیت، واحدهای تولید برق چارهای جز روآوردن به مخازن سوخت پشتیبان ندارند؛ شرایطی که مازوت سوزی نیروگاه ها را حتی پیش از شروع یخبندان به گزینهای ناگزیر روی میز مدیران انرژی بدل کرده است.
گره کور فنی؛ چند نیروگاه توان مصرف مازوت دارند؟
بر خلاف تصور عمومی، همه نیروگاههای حرارتی کشور امکان مصرف نفتکوره (مازوت) را ندارند. معماری تولید برق در ایران به گونهای است که از میان ۱۴۹ نیروگاه حرارتی، تنها ۱۴ نیروگاه بخاری به مشعلهای دوگانهسوز با قابلیت مصرف مازوت مجهز هستند.
بقیه ۱۳۵ نیروگاه کشور – که عمدتاً گازی یا سیکل ترکیبی هستند – صرفاً میتوانند از نفتگاز (گازوئیل) به عنوان سوخت جایگزین استفاده کنند. این مرزبندی فنی، مدیریت توزیع حاملهای انرژی را در شرایط بحرانی بهشدت سخت میکند:
- فشار مضاعف بر ناوگان حملونقل جادهای و ریلی برای انتقال روزانه دهها میلیون لیتر گازوئیل.
- تمرکز آلودگی شدید ناشی از مصرف مازوت در چند حوزه جغرافیایی خاص در مجاورت نیروگاههای بخاری.
هدررفت پنهان؛ راندمانی که کمتر از استانداردهای جهانی است
عبدالحسین همتی، نایبرئیس کمیسیون انرژی مجلس، در این باره به ساختار ناکارآمد تبدیل انرژی در شبکه حرارتی اشاره میکند. به گفته او، بخش بزرگی از نیروگاههای کشور راندمانی زیر ۴۰ درصد دارند؛ این در حالی است که میانگین جهانی در نیروگاههای نوین به مرز ۶۰ درصد میرسد. به زبان ساده، بخش عمدهای از سوخت تزریقشده به مشعلها به جای تبدیل به جریان الکتریسیته، به شکل حرارت و آلایندههای جوی تلف میشود. توسعه بخش بخار در نیروگاههای سیکل ترکیبی میتواند راندمان را ۱۵ تا ۲۰ درصد بالا ببرد، اما چنین طرحهایی نیازمند سرمایهگذاری سنگین و زمانبر هستند؛ داراییهایی که در بزنگاه کنونی کشور در دسترس نیستند.
ذخایر سوخت نیروگاهی روی کاغذ؛ ۸۰ درصد گازوئیل، ۷۰ درصد مازوت
آمارهای ثبتشده در مهرماه نشان میدهد تدابیر اولیهای برای ذخیرهسازی سوخت پشتیبان اتخاذ شده است. طبق اعلام مسئولان، حدود ۸۰ درصد از ظرفیت مخازن نفتگاز و نزدیک به ۷۰ درصد از مخازن مازوت کشور تکمیل شده است؛ حجمی بالغ بر ۳.۲ تا ۳.۵ میلیارد لیتر نفتگاز که برای جلوگیری از خاموشیهای ناگهانی تدارک دیده شده است.
رمضانعلی سنگدوینی، عضو کمیسیون انرژی مجلس و از اعضای «قرارگاه ناترازی انرژی»، با اشاره به تدوین یک جدول توزیع سوخت معادل برای پنج ماه سرد سال، تأکید دارد که این برنامه به رؤسای قوا و وزرای مربوطه ابلاغ شده است. بر مبنای این چارچوب، سهمیه روزانه گاز طبیعی، نفتگاز و نفتکوره هر نیروگاه بر اساس اولویت پایداری شبکه تعریف شده تا سناریوی قطعی گسترده برق تا جای ممکن مهار شود.
انتخاب میان خاموشی و آلودگی هوا؛ چرا چارهای جز سوزاندن مازوت نیست؟
با وجود ذخایر چند میلیارد لیتری، محدودیت در استمرار تأمین گازوئیل و ضرورت حفظ آن برای نیروگاههای فاقد مشعل مازوت، دست سیاستگذار را بسته است. ورود زودهنگام به فاز سوزاندن مازوت، تصمیمی برخاسته از اضطرار فنی است.
به گفته نمایندگان مجلس، برای بهکارگیری این سوخت سنگین در برخی از نیروگاههای بخاری، هماهنگیهای اضطراری میان بخش فنی، دستگاه قضایی و سازمان حفاظت محیط زیست شکل گرفته است. در فقدان منابع تجدیدپذیر کافی و با افت آب پشت سدها که ظرفیت ۱۲ هزار مگاواتی نیروگاههای برقآبی را محدود کرده، شبکه سراسری برای روشن نگهداشتن خانهها و صنایع ناچار است تاوان زیستمحیطی مصرف نفتکوره را بپذیرد.
زمستان دشوار در چشمانداز انرژی کشور
واقعیت این است که گذر از روزهای سرد سال پیشرو بدون تنش نخواهد بود. حتی با فرض ذخیرهسازی مناسب سوخت مایع، تداوم فعالیت با سوخت سنگین در ماههای آبان تا اسفند خطراتی نظیر استهلاک تجهیزات نیروگاهی و آلودگی شدید هوا در مجاورت کلانشهرها را به همراه دارد.
به نظر میرسد تنها متغیری که میتواند شدت این بحران را کاهش دهد، مدیریت هوشمندانه مصرف در بخش خانگی و اداری و تسریع در پروژههای افزایش راندمان و بازسازی میادین گازی آسیبدیده خواهد بود؛ در غیر این صورت، این زمستان نیز کارنامهای پر از دود و خاکستر از خود به جای خواهد گذاشت.