وقتی صیاد جلوتر از سیاست حرکت میکند؛ سیاست درست، نتیجه قابل لمس
تحلیلی از صید فراساحلی در ایران؛ جایی که اعتماد به صیادان، عقبنشینی تصدیگری دولت و سیاستگذاری درست، به ثبت رکوردهای واقعی و تقویت امنیت غذایی منجر شده است
سالها از ظرفیت صید فراساحلی گفته شد، اما کمتر کسی به این پرسش پاسخ داد که چه کسی واقعاً میتواند این ظرفیت را فعال کند. حالا تجربههای اخیر نشان میدهد پاسخ سادهتر از تصور است: صیادان.
اخبار سبز کشاورزی؛ جایی که تصدیگری دولت عقب مینشیند و میدان عمل به اهل دریا سپرده میشود، صید جلو میرود و رکوردها بدون هیاهو جابهجا میشوند.

صید فراساحلی؛ آزمونی برای توان واقعی
صید از آبهای دور، سادهترین بخش شیلات نیست. این حوزه با سفرهای طولانی، هزینههای بالا، ریسکهای عملیاتی و نیاز به مهارتهای ترکیبی مواجه است. موفقیت در این عرصه، نه با دستورالعمل اداری بهدست میآید و نه با وعدههای کوتاهمدت؛ بلکه نتیجه تجربه، شناخت دریا و مدیریت دقیق عملیات صیادی است.
ثبت رکوردهای جدید در صید فراساحلی، نشان میدهد ناوگان صیادی کشور و مدیریت سازمان شیلات به سطحی از توانمندی رسیده است که میتواند در این میدان پیچیده، حضور مؤثر داشته باشد.
رکوردها از دل تجربه بیرون میآیند
در صید آبهای دور، رکورد یک اتفاق لحظهای نیست؛ حاصل تکرار درست تصمیمهای درست است. از انتخاب منطقه صید گرفته تا زمانبندی سفر، نحوه صید، نگهداری محصول و بازگشت ایمن، همهچیز به مهارت انسانی وابسته است.
آنچه امروز دیده میشود، نتیجه سالها تجربه میدانی صیادانی است که بدون سروصدا، دانش عملی خود را ارتقا دادهاند و هماکنون توان رقابت در سطح فراساحلی را دارند.

وقتی دولت نقش نظارتی دارد و مسئولیت را به بخش خصوصی واگذار میکند
یکی از مهمترین درسهای صید فراساحلی در سالهای اخیر، مؤثر بودن سیاست «عدم مداخله مستقیم» و «نقش نظارتی دولت» است. در مدلهایی که دولت بهجای تصدیگری، نقش تنظیمگر و تسهیلگر را ایفا میکند، مسیر برای تصمیمگیری سریعتر و عملیاتیتر هموار میشود.
صید آبهای دور، به انعطاف نیاز دارد؛ انعطافی که معمولاً در چارچوبهای سخت اداری بهراحتی به دست نمیآید. تجربه نشان داده هر جا اختیار عمل به صیاد و بهرهبردار سپرده شده، بازده افزایش یافته و ریسکها، بهتر مدیریت شدهاند.
صیادان؛ حلقهای که کمتر دیده شدهاند
سالها سیاستگذاری شیلات بر محور زیرساخت و برنامه متمرکز بود، اما نیروی انسانی کمتر در کانون توجه قرار گرفت؛ در حالی که صید فراساحلی بدون صیاد ماهر، عملاً غیرممکن است.
آنچه امروز در عمل دیده میشود، نشان میدهد صیادان ایرانی توانایی تطبیق با استانداردهای پیچیده صید در آبهای دور را دارند؛ از کار با تجهیزات ناوبری تا مدیریت کیفیت محصول در شرایط طولانی سفر.
اهمیت راهبردی صید از آبهای دور
فراتر از رکورد و آمار، صید فراساحلی، یک موضوع راهبردی است. این نوع صید میتواند فشار بر منابع ساحلی کشورمان را کاهش دهد، پایداری تأمین مواد اولیه صنایع شیلاتی را افزایش دهد و نقش مهمی در امنیت غذایی ایفا کند.
در بسیاری از کشورها، توسعه شیلات بدون صید آبهای دور عملاً متوقف میشود. تجربههای اخیر نشان میدهد ایران نیز بهجای بحثهای تئوریک، وارد مرحله عملی این مسیر شده است.

سیاست درست، نتیجه قابل لمس
زمانی که سیاستگذاری به جای دخالت مستقیم، به اعتماد به میدان عمل تکیه میکند، نتیجهاش در دریا دیده میشود، نه فقط در گزارشها. رکوردهای تازه، نشانه آن است که این مسیر، قابل اتکاست و میتوان آن را تقویت کرد.
تقویت صید فراساحلی، بیش از آن که به بخشنامه جدید نیاز داشته باشد، به استمرار همین نگاه، همدلی و تسهیلگری نیاز دارد؛ نگاهی که صیاد را بازیگر اصلی میداند، نه مجری دستور.
کلام آخر
صید از آبهای دور امروز دیگر یک شعار توسعهای نیست؛ یک واقعیت در حال شکلگیری است. واقعیتی که نشان میدهد توانمندی وجود دارد، تجربه انباشته شده و مسیر درست، اعتماد به میدان عمل است.
اگر این الگویی که در صید فراساحلی شکل گرفته است حفظ و تقویت شود، میتواند به یکی از پایههای پایدار شیلات کشور تبدیل شود؛ بینیاز از هیاهو، اما پراثر در عمل.
بیشتر بخوانید: توسعه دریامحور؛ از شعارهای پُرادعا تا واقعیتهای روی زمین