خبر فوری
شناسه خبر: 53775

قطع اینترنت؛ کوچه بن‌بستی که تصمیم‌سازان باز هم انتخاب کردند

قطع اینترنت بار دیگر به‌عنوان راه‌حل بحران انتخاب شد؛ تصمیمی که به‌جای آرامش، نارضایتی عمومی و بحران رسانه‌ای را تشدید می‌کند.

قطع اینترنت؛ کوچه بن‌بستی که تصمیم‌سازان باز هم انتخاب کردند

در میانه بحران، زمانی که جامعه بیش از هر چیز به شفافیت، اطلاع‌رسانی دقیق و اعتماد نیاز دارد، یک دکمه فشرده می‌شود؛ دکمه‌ای آشنا که بارها امتحان شده و هر بار، نه‌تنها راه‌گشا نبوده، بلکه نارضایتی عمومی را عمیق‌تر کرده است: قطع اینترنت.

 

کوچه بن‌بست تصمیم‌سازی؛ تکرار یک خطای شناخته‌شده

اخبار سبز کشاورزی؛ تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد بخشی از تصمیم‌سازان کشور، به‌ویژه در بزنگاه‌های بحرانی، به‌جای یافتن مسیرهای تازه، بار دیگر وارد کوچه بن‌بستی می‌شوند که انتهای آن از پیش روشن است. مسئله، اما تنها تکرار این مسیر‌رسانی دقیق و اعتماد نیاز دارد، یک دکمه فشرده می‌شود؛ دکمه‌ای آشنا که بارها امتحان شده و هر بار، نه‌تنها راه‌گشا نبوده، بلکه نارضایتی عمومی را عمیق‌تر کرده است: قطع اینترنت.

 

کوچه بن‌بست تصمیم‌سازی؛ تکرار یک خطای شناخته‌شده

تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد بخشی از تصمیم‌سازان کشور، به‌ویژه در بزنگاه‌های بحرانی، به‌جای یافتن مسیرهای تازه، بار دیگر وارد کوچه بن‌بستی می‌شوند که انتهای آن از پیش روشن است. مسئله، اما تنها تکرار این مسیر نیست؛ بلکه شتاب گرفتن در حرکت به‌سوی دیواری است که هر بار برخورد با آن، هزینه‌های اجتماعی بیشتری به همراه دارد.

در چنین رویکردی، گویی تصور می‌شود مشکل از کندی حرکت بوده، نه از بسته بودن مسیر. نتیجه، نهادینه شدن تندروی در تصمیم‌گیری و انباشت خسارت‌های اجتماعی، رسانه‌ای و اقتصادی است.

 

بحران دی ۱۴۰۴؛ نمک بر زخم جامعه

در حوادث تلخ و خونین دی‌ماه ۱۴۰۴، بار دیگر مجموعه‌ای از تصمیم‌ها اتخاذ شد که به‌جای التیام، کارکردی معکوس داشت. یکی از برجسته‌ترین این تصمیم‌ها، ادامه سیاست محدودسازی رسانه‌های داخلی و در نهایت قطع اینترنت بین‌الملل بود؛ تصمیمی که عملاً مردم تشنه خبر را به‌صورت رسمی و میلیونی به سمت رسانه‌های خارجی سوق داد.

 

محدودسازی رسانه‌ها؛ واگذاری مرجعیت خبری

انتظار هم‌صدایی کامل رسانه‌های مستقل با روایت‌های رسمی یا واداشتن آن‌ها به سکوت، راهبردی است که با ذات رسانه آزاد ـ یعنی تکثر دیدگاه‌ها ـ در تعارض آشکار قرار دارد. نتیجه چنین سیاستی، همسان‌سازی اجباری رسانه‌ها و کاهش اعتماد عمومی است.

در چنین فضایی، افکار عمومی به‌جای جذب شدن، پراکنده می‌شود و این خلأ، به‌سرعت توسط رسانه‌های برون‌مرزی پر می‌گردد؛ رسانه‌هایی که سود خالص این وضعیت را می‌ داشت. یکی از برجسته‌ترین این تصمیم‌ها، ادامه سیاست محدودسازی رسانه‌های داخلی و در نهایت قطع اینترنت بین‌الملل بود؛ تصمیمی که عملاً مردم تشنه خبر را به‌صورت رسمی و میلیونی به سمت رسانه‌های خارجی سوق داد.

 

محدودسازی رسانه‌ها؛ واگذاری مرجعیت خبری

انتظار هم‌صدایی کامل رسانه‌های مستقل با روایت‌های رسمی یا واداشتن آن‌ها به سکوت، راهبردی است که با ذات رسانه آزاد ـ یعنی تکثر دیدگاه‌ها ـ در تعارض آشکار قرار دارد. نتیجه چنین سیاستی، همسان‌سازی اجباری رسانه‌ها و کاهش اعتماد عمومی است.

در چنین فضایی، افکار عمومی به‌جای جذب شدن، پراکنده می‌شود و این خلأ، به‌سرعت توسط رسانه‌های برون‌مرزی پر می‌گردد؛ رسانه‌هایی که سود خالص این وضعیت را می‌برند و مرجعیت خبری را از داخل کشور به خارج منتقل می‌کنند.

 

قطع اینترنت؛ بحران بر بحران

پس از واگذاری مرجعیت رسانه‌ای، ناگهان تصمیم‌سازان با واقعیتی تازه مواجه می‌شوند: روایت غالب، دیگر از داخل کشور تولید نمی‌شود. واکنش چیست؟ قطع اینترنت بین‌الملل؛ اقدامی که عملاً ایران را از جهان و جهان را از ایران جدا می‌کند.

این تصمیم، کشوری را که معیشت، کسب‌وکار و نان شب میلیون‌ها نفر از شهروندانش به اینترنت جهانی وابسته است، با بحرانی مضاعف مواجه می‌سازد؛ بحرانی اقتصادی، اجتماعی و ارتباطی.

 

صدای خاموش ایران در جهان

نکته قابل‌تأمل آن است که با قطع اینترنت، حتی صدای رسانه‌های رسمی و حکومتی نیز به خارج از کشور نمی‌رسد. در نتیجه، افکار عمومی جهانی و ایرانیان خارج از کشور، تنها با یک روایت مواجه می‌شوند؛ روایتی که امکان مقایسه و راستی‌آزمایی در آن وجود ندارد.

استدلال جلوگیری از انتشار تصاویر حوادث نیز با واقعیت هم‌خوانی ندارد؛ چرا که حتی در شرایط محدودیت شدید، ویدئوها و گزارش‌های متعددی منتشر شده و در غیاب رسانه‌های داخلی، روایت خارجی‌ها دست بالا را پیدا کرده است.

 

پمپاژ نارضایتی به‌جای مدیریت آن

واقعیت آن است که اعتراضات اجتماعی، ریشه در نارضایتی‌های انباشته‌شده دارد. اما به‌جای کاستن از این حجم نارضایتی، تصمیم‌هایی مانند قطع اینترنت، کاهش پهنای باند و اعمال محدودیت‌های عجیب، عملاً به پمپاژ نارضایتی منجر می‌شود.

پرسش اساسی اینجاست: آیا بستن راه ارتباطی مردم با جهان، به آرامش منجر شده یا بر خشم و بی‌اعتمادی افزوده است؟

 

تکرار یک انتخاب پرهزینه

قطع اینترنت، نه راه‌حل بحران است و نه ابزار مدیریت افکار عمومی. این تصمیم، صرفاً تکرار همان انتخابی است که بارها آزموده شده و هر بار، جامعه را یک گام دیگر به انتهای کوچه بن‌بست نزدیک‌تر کرده است؛ با سرعتی بیشتر و هزینه‌ای سنگین‌تر.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای