خبر فوری
شناسه خبر: 53924

معرفی کتاب

پروانه‌های سیاه؛ وقتی ادبیات، جنگ را از زاویه زندگی روایت می‌کند+جزئیات

رمان «پروانه‌های سیاه» نوشته پریسیلا موریس، روایتی شاعرانه و انسانی از زندگی روزمره در دل جنگ سارایوو و مقاومت خاموش هنر است.

پروانه‌های سیاه؛ وقتی ادبیات، جنگ را از زاویه زندگی روایت می‌کند+جزئیات

جنگ همیشه با صدای انفجار آغاز نمی‌شود؛ گاهی با سکوتی فرساینده، با کمبود نان، با اضطرابی که در خانه‌ها جا خوش می‌کند.

اخبار سبز کشاورزی؛ رمان «پروانه‌های سیاه» نوشته پریسیلا موریس، دقیقاً از همین نقطه شروع می‌شود؛ جایی که جنگ، نه در میدان نبرد، بلکه در دل زندگی روزمره جریان دارد.

 

 ادبیات؛ بازگرداندن جنگ به تجربه انسانی

ادبیات، به‌ویژه رمان، این توان را دارد که جنگ را از سطح آمار و استراتژی پایین بیاورد و به زیست انسان‌ها نزدیک کند؛ به ترس‌ها، عادت‌ها، امیدها و حافظه جمعی.

«پروانه‌های سیاه» نیز روایتی از همین جنس است؛ روایتی که جنگ را نه به‌عنوان حادثه‌ای ناگهانی، بلکه به‌مثابه وضعیتی فرساینده و مداوم به تصویر می‌کشد.

 

سارایوو ۱۹۹۱؛ شهری میان فروپاشی و پایداری

داستان، خواننده را به سارایوو دهه ۱۹۹۰ می‌برد؛ شهری در محاصره جنگ بالکان که به نمادی از ویرانی و در عین حال مقاومت بدل شد. اما موریس، برخلاف بسیاری از روایت‌های جنگی، تمرکز خود را بر خشونت عریان نمی‌گذارد؛ او به تأثیرات آرام و خزنده جنگ بر روان، روابط و هویت انسان‌ها می‌پردازد.

 

«زورا»؛ هنر در مرز بقا

قهرمان داستان، زنی هنرمند به‌نام زورا است؛ شخصیتی که جهان پیرامونش را با نگاهی بصری و جزئی‌نگر می‌بیند. برای او، شهر جنگ‌زده تنها ویرانه نیست، بلکه بومی ترک‌خورده است که هنوز نشانه‌هایی از رنگ و معنا در آن باقی مانده.

در نگاه زورا، مرز میان هنر و بقا هر روز باریک‌تر می‌شود؛ جایی که نقاشی، خاطره و مشاهده، به ابزار زنده‌ماندن بدل می‌شوند.

 

 جنگِ بی‌صدا؛ روایت سکوت‌ها و لحظه‌های کوچک

«پروانه‌های سیاه» رمانی است درباره لحظه‌هایی به‌ظاهر کوچک: نوشیدن قهوه، مکث‌های طولانی، خاطره‌هایی که به پناهگاه ذهنی تبدیل می‌شوند.

موریس نشان می‌دهد چگونه همین جزئیات، در بستر جنگ، معنایی تازه پیدا می‌کنند و به شکلی از مقاومت خاموش بدل می‌شوند.

 

پرهیز از قهرمان‌سازی؛ انسان‌های معمولی در وضعیت غیرعادی

یکی از نقاط قوت رمان، دوری آگاهانه از قهرمان‌سازی‌های اغراق‌آمیز است. شخصیت‌ها نه اسطوره‌اند و نه قربانیان منفعل؛ انسان‌هایی معمولی با ترس‌ها، تردیدها و تناقض‌هایشان.

این نگاه انسانی، به‌ویژه در ترسیم تجربه زنان از جنگ، اهمیتی دوچندان می‌یابد؛ جایی که جنگ در کمبود غذا، اضطراب دائمی و فرسایش روابط خود را نشان می‌دهد.

 

زبان شاعرانه؛ تصویر به‌جای توضیح

زبان موریس موجز اما شاعرانه است. او به‌جای توضیح مستقیم، تصویر می‌سازد و به خواننده اجازه می‌دهد میان سطرها مکث کند. استعاره «پروانه‌های سیاه» در سراسر رمان حضوری نامحسوس اما تأثیرگذار دارد؛ نمادی از زیبایی شکننده‌ای که در دل تاریکی دوام می‌آورد.

 

 پایان باز؛ تأمل به‌جای قطعیت

پایان‌بندی رمان، هم‌راستا با کلیت اثر، از پاسخ‌های قطعی فاصله می‌گیرد. موریس به‌جای نتیجه‌گیری ساده، بر تداوم زندگی ـ در شکلی شکننده و ناتمام ـ تأکید می‌کند. همین انتخاب، به متن اجازه می‌دهد واقعیت جنگ را صادقانه‌تر نشان دهد؛ تجربه‌ای گسسته و پر از پرسش‌های بی‌پاسخ.

 

 چرا «پروانه‌های سیاه» خواندنی است؟

این رمان، برای مخاطبانی که به ادبیات معاصر، روایت‌های زنانه و نگاه‌های غیرکلیشه‌ای به جنگ علاقه‌مندند، انتخابی قابل‌تأمل است. «پروانه‌های سیاه» یادآور این حقیقت است که ادبیات، حتی در تاریک‌ترین زمانه‌ها، می‌تواند فضایی برای حفظ انسانیت، معنا و همدلی فراهم کند.

 

مشخصات کتاب

  • نام کتاب: پروانه‌های سیاه
  • نویسنده: پریسیلا موریس
  • مترجم: مزدک بلوری
  • ناشر: بیدگل
  • تعداد صفحات: ۳۲۰
  • سال انتشار: ۱۴۰۴
دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای