متغیرهای هشداردهنده امنیت غذایی
امنیت غذایی ایران با نشانههای هشداردهنده جدی مواجه است؛ از فشارهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید تا تضعیف تولید و تابآوری نظام غذایی.
امروز امنیت غذایی دیگر صرفاً یک بحث تخصصی در حوزه کشاورزی نیست، بلکه به مسئلهای جدی در معیشت مردم تبدیل شده است.
اخبار سبز کشاورزی؛ هزینههای بالای تولید، نفس تولیدکننده را به تنگ آورده و تولید غذا را برای او دشوار کرده است. در سوی دیگر، افزایش سهم هزینه غذا در سبد خانوار، تأمین غذای کافی را برای مصرفکننده سختتر از گذشته ساخته است.
کاهش قدرت خرید، بهطور مستقیم کیفیت غذا را هدف گرفته و بخش قابلتوجهی از جامعه را با ناامنی و حتی ناایمنی غذایی مواجه کرده است.
همزمان، ضعف زیرساختهای تولید، فرسایش منابع پایه، و فشار بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، همراه با تحریمها، ثبات و پایداری نظام غذایی را متزلزل کردهاند. برآیند این روندها روشن است: امنیت غذایی کشور در وضعیت مطلوبی قرار ندارد و نشانههای هشدار آن دیگر پنهان نیست؛ نشانههایی که اگر جدی گرفته نشوند، بهطور مستقیم معیشت، سلامت و ثبات اجتماعی را تحت تأثیر قرار خواهند داد.
امنیت غذایی به وضعیتی اطلاق میشود که در آن همه افراد جامعه، در همه زمانها، به غذای کافی، سالم، مغذی و متناسب با نیازهای خود، دسترسی فیزیکی و اقتصادی داشته باشند تا بتوانند زندگی سالم و فعالی را تجربه کنند.
این مفهوم بر چهار رکن اصلی استوار است: فراهمی غذا، دسترسی به غذا، مصرف و سلامت غذا، و تابآوری نظام غذایی (که ثبات کوتاهمدت و پایداری بلندمدت را نیز در بر میگیرد). هر یک از این ارکان دارای شاخصها و متغیرهایی است که تضعیف آنها میتواند بهعنوان «هشدارهای زودهنگام» بروز بحران غذایی تلقی شود.
در رکن فراهمی غذا، مهمترین متغیرهای هشداردهنده شامل تغییرات اقلیمی، کمبود منابع آب، کاهش کیفیت و حاصلخیزی خاک، کمبود سرمایهگذاری در بخش کشاورزی، ضعف فناوریهای تولید، ناکارآمدی نظامهای بیمه و حمایت از تولیدکنندگان، و نارسایی در زنجیره ارزش کشاورزی است. استمرار این عوامل به کاهش تولید، افزایش وابستگی غذایی، و شکنندگی نظام تأمین غذا منجر میشود.
در رکن دسترسی به غذا، مهمترین هشدارها به دسترسی اقتصادی مربوط است. افزایش قیمت مواد غذایی، بالا بودن هزینه تأمین سبد خوراکی، و گسترش سریع خط فقر، نشانههایی هستند که نشان میدهد حتی در صورت وجود غذا، بخشی از جامعه توان خرید آن را ندارد. این وضعیت عملاً امنیت غذایی را از سطح ملی به سطح خانوار منتقل کرده و آن را در معرض تهدیدی جدی قرار میدهد.
در رکن مصرف و سلامت غذا، متغیرهای هشداردهنده شامل سوءتغذیه، کاهش کیفیت تغذیه، کاهش تنوع غذایی، و مخاطرات مربوط به سلامت مواد غذایی است. کوچکتر و کممحتواتر شدن سفره خانوارها، بهتدریج کیفیت رژیم غذایی را کاهش داده و پیامدهای آن در قالب افزایش بیماریها، افت توان کاری، و تضعیف سرمایه انسانی نمایان میشود.
در رکن تابآوری نظام غذایی، هشدارها بهصورت بیثباتی تولید در کوتاهمدت ـ ناشی از آسیبپذیری بخش کشاورزی در برابر شوکهای اقلیمی و اقتصادی ـ و ناپایداری بلندمدت، ناشی از ضعف زیرساختها و بهرهبرداری ناصحیح از منابع طبیعی، بروز میکند. در چنین شرایطی، نظام غذایی توان سازگاری، بازیابی و حفظ عملکرد خود در برابر بحرانها را از دست میدهد.
نادیده گرفتن این متغیرهای هشداردهنده، سفره مردم را بهتدریج گرانتر، کوچکتر و کممحتواتر میکند. از آنجا که نخستین نیاز انسان، نیازهای فیزیولوژیک، بهویژه غذاست، هرگونه اختلال در امنیت غذایی میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای ایجاد کند.
تجربه حوادث ماههای اخیر ایران نیز نشان داد که بخشی از نارضایتیها و تنشهای اجتماعی، ریشه در فشارهای اقتصادی، افزایش قیمت مواد غذایی، و کاهش قدرت خرید مردم دارد؛ موضوعی که اهمیت امنیت غذایی را از یک مسئله بخشی، به مسئلهای راهبردی و ملی ارتقا میدهد.
واقعیت آن است که حداقل در پنج سال اخیر، مسئله امنیت غذایی در کشور به نوعی روزمرگی اداری دچار شده است. با وجود آنکه حدود سه سال از ابلاغ سند امنیت غذایی میگذرد، نهتنها اقدامات مؤثر و همراستا با اهداف آن بهطور محسوس مشاهده نمیشود، بلکه بسیاری از شاخصهای امنیت غذایی نیز نهتنها بهبود نیافتهاند، بلکه نشانههایی از افول را نشان میدهند.
تداوم این وضعیت، بیانگر ضعف در حکمرانی، مدیریت و حمایت از امنیت غذایی است و میتواند بهعنوان هشداری جدی و راهبردی برای آینده کشور تلقی شود.
نویسنده: دکتر اسکندر زند