سه امضا برای نجات کشاورزی؟ یا سه مُهر دیگر بر کاغذهای تکراری
تفاهمنامهای سهساله برای ساماندهی نهادههای کشاورزی امضا شد؛ پرسش اینجاست: آیا اینبار نظارت از روی کاغذ به مزرعه میرسد؟
با حضور رؤسای سازمان حفظ نباتات کشور، سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی کشور و اتاق اصناف کشاورزی ایران تفاهمنامهای سهجانبه برای «تقویت نظارت مؤثر و ارتقای سلامت نهادهها» امضا شد.
واژهها چشمنوازند: شفافیت، همافزایی، بازرسی هدفمند، صیانت از حقوق بهرهبردار. اما کشاورزی ایران سالهاست از کمبود واژه رنج نمیبرد؛ از کمبود اجرا رنج میبرد.
سموم قاچاق، کودهای تقلبی و نهادههای تاریخگذشته پدیده تازهای نیستند. سؤال ساده است: اگر ساختارهای نظارتی موجود کارآمد بودند، امروز نیاز به «همافزایی» تازهای بود؟
سه سال زمان؛ سه دهه تجربه
اخبار سبز کشاورزی؛مدت اجرای تفاهمنامه سه سال تعیین شده است. سه سال زمان کمی نیست. اما تجربه نشان داده مشکل نهادهها نه فقدان تفاهم، بلکه پراکندگی مسئولیت و پاسخگو نبودن نهادهاست.وقتی تخلفی رخ میدهد، توپ بین دستگاهها میچرخد؛ نتیجهاش محصولی است که یا کیفیت ندارد یا باقیمانده سم آن، سلامت مصرفکننده را تهدید میکند.
اگر قرار است بازرسیها «مشترک و هدفمند» باشد، باید شفاف اعلام شود:
• چه شاخصی برای سنجش موفقیت تعیین شده؟
• گزارشها عمومی میشود یا در بایگانی اداری آرام میگیرد؟
• با متخلفان بزرگ چه خواهد شد، نه فقط واحدهای خرد؟
حکمرانی روی کاغذ یا در میدان؟
در متن تفاهمنامه از «تحقق سیاستهای کلان وزارت جهاد کشاورزی» سخن گفته شده است. اما سیاست کلان بدون سازوکار اجرایی شفاف، بیشتر به بیانیهای آرمانگرایانه شباهت دارد.نهاده کشاورزی، نقطه آغاز امنیت غذایی است. اگر در همین گام اول خطا رخ دهد، زنجیره تولید تا سفره مردم آلوده میشود.
تقویت نظارت فنی و صنفی اقدام مثبتی است؛ اما تا زمانی که تضاد منافع در بازار نهادهها مدیریت نشود و اطلاعات توزیع بهصورت برخط و قابل رصد برای عموم منتشر نشود، «شفافیت» بیشتر یک واژه تزئینی باقی میماند.
آزمون واقعی؛ برخورد با متخلفان بزرگ است
کشاورز خردهپا معمولاً اولین قربانی نهاده بیکیفیت است، نه عامل آن. مبارزه واقعی زمانی معنا دارد که واردکننده یا توزیعکننده متخلف با نام و نشان معرفی شود و هزینه تخلف از سود آن بیشتر باشد.این تفاهمنامه میتواند گامی مؤثر باشد؛ اما تنها اگر از سطح مراسم امضا عبور کند و به انتشار دادههای شفاف، برخوردهای علنی و گزارشهای دورهای منجر شود.
کشاورزی ایران به اقدام عملی نیاز دارد، نه انباشت تفاهمنامه. اگر سه نهاد امضاکننده بتوانند مسئولیت را دقیق تقسیم کنند، گزارش عملکرد عمومی بدهند و نظارت را از شعار به سامانههای واقعی منتقل کنند، این توافق ارزشمند خواهد بود.
در غیر این صورت، سه سال دیگر هم مراسمی برگزار میشود و دوباره از «گام مؤثر» سخن خواهیم شنید؛ در حالی که خاک همچنان منتظر نتیجه است.