خبر فوری
شناسه خبر: 54433

مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی شهر و روستا؛ تشابه‌ها و تفاوت‌ها

بررسی تشابه‌ها و تفاوت‌های مجلس شورای اسلامی با شوراهای اسلامی شهر و روستا؛ تحلیلی از کارکردها، حوزه اختیارات و نقش این دو نهاد در سطح ملی و محلی.

مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی شهر و روستا؛ تشابه‌ها و تفاوت‌ها

آیا پارلمان‌های کشوری همان کارکرد پارلمان‌های شهری را دارند؟ به عبارت بهتر، آیا شوراهای اسلامی شهر و روستا از نظر ظرفیت و جایگاه می‌توانند همان نقشی را ایفا کنند که پارلمان کشور، یعنی مجلس شورای اسلامی، بر عهده دارد؟ بسیاری از ناظران به این پرسش پاسخ منفی می‌دهند و می‌گویند کارکردهای این دو نهاد تفاوت آشکاری با یکدیگر دارد.

در واقع، حوزه جغرافیایی متفاوت و نیز دستورکارها و موضوع‌هایی که هر یک از دو نهاد یادشده مورد توجه قرار می‌دهند، باعث می‌شود کارکردهای متفاوتی برای هر یک از آن‌ها شکل گیرد. بنابراین، از یک منظر هرچند این نهادهای حقوقی و تقنینی کارکردهای تقریباً مشابهی دارند، اما شکل متفاوت این کارکردها موجب تفاوت در ماهیت این نهادها شده است.

البته تصور نمی‌شود رأی‌دهندگانی که نمایندگانی را برای مجلس شورای اسلامی یا شوراهای اسلامی شهر خود انتخاب می‌کنند، از این دو نماینده و در سطحی بالاتر از این دو نهاد انتظار یکسانی داشته باشند. در واقع، پارلمان شهری امور شهر را رصد می‌کند و درباره آن تصمیم می‌گیرد؛ بر این پایه نمی‌تواند برای امور ملی تکلیفی تعیین کند.

در مقابل، مجلس شورای اسلامی نیز نمی‌تواند به امور مدیریت شهری ورود مستقیم داشته باشد و برای شهردار تکالیفی تعیین کند. هرچند در سطح ملی و برای کل کشور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌توانند برای دسته‌ای یا همه شهرها و روستاهای کشور و نیز برای شهرداران و دهیاران آن‌ها تصمیم‌هایی اتخاذ کرده و قوانینی وضع کنند.

اما همان‌گونه که اعضای شورای شهر می‌توانند در مرزهای جغرافیایی یک شهر یا روستا نقش‌آفرینی کنند، این امکان برای نمایندگان مجلس شورای اسلامی وجود ندارد. بسیاری از ناظران و دست‌اندرکاران حکومتی، حتی بسیاری از نمایندگان باسابقه و کهنه‌کار، همواره به همکاران خود در پارلمان و سایر نمایندگان حوزه‌های انتخابیه توصیه می‌کنند که از خرد شدن در امور شهری پرهیز کنند و نگاه خود را از یک نگاه محدود، شخصی و بخشی به نگاهی ملی و فراگیر ارتقا دهند.

از دید این پارلمانترهای قدیمی، اگرچه یک نماینده بر کرسی مجلس در واقع نماینده بخشی از شهروندان کشور است که در جایی سکونت دارند و نیازهای مشخصی دارند، اما همان نماینده در عین حال نماینده‌ای از سوی کل ملت ایران نیز هست؛ بنابراین نه‌تنها باید برای تأمین و تحقق منافع ملی کشور تدبیر کند و چاره بیندیشد، بلکه در همان حال باید برای شهروندان استان و حوزه انتخابیه خود نیز فعالیت کند و زمینه رضایت رأی‌دهندگان حامی خود را فراهم آورد.

این رضایت می‌تواند به رأی آوردن دوباره آن نماینده از سوی همان مردم بینجامد و نشان دهد که نماینده مذکور میان وظایف ملی و وظایف استانی و منطقه‌ای خود توازن برقرار کرده است.

اما این مسئله درباره نمایندگان و اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا صادق نیست و تقریباً کسی از این نهاد انتظار کارکرد ملی یا نقش‌آفرینی در سطح ملی را ندارد. البته در برخی شهرهای بزرگ، به‌ویژه در پایتخت که خود شهر کارکردی ملی دارد و تحولات شهری و اجتماعی آن به سایر شهرها و استان‌ها سرایت می‌کند، گاهی یک تصمیم شهری می‌تواند اثرات ملی داشته باشد و کارکردی کشوری پیدا کند.

ساده‌ترین مثال در این باره مسئله قیمت زمین و مسکن در تهران است که تغییرات آن به‌سرعت به الگوی سایر شهرها و مناطق تبدیل می‌شود و در نقاط دیگر کشور اثر می‌گذارد. با این حال، اگر از این دسته شهرهای بزرگ که خود نقشی ملی دارند صرف نظر شود، روشن است که کارکردهای شوراهای اسلامی شهر و روستا در چارچوب زندگی شهروندان همان شهر یا روستا خلاصه می‌شود.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای