کارگران و کارفرمایان در محاصره تورم و خطر اخراج
گزارشی تحلیلی از وضعیت کارگران و کارفرمایانی که میان خطر اخراج و نرخ تورم محاصره شدهاند و آینده بازار کار ایران را در حالت هشدار قرار داده است.
چراغ بسیاری از کارگاهها هنوز روشن است، اما امید در آنها کمسو شده. نشانههای جدید نشان میدهد کارگران و کارفرمایانی که میان خطر اخراج و نرخ تورم محاصره شدهاند، هر روز بیشتر به لبه بحران نزدیک میشوند؛ بحرانی که اگر مدیریت نشود، میتواند از حاشیه بازار کار فراتر رفته و قلب اقتصاد را نشانه بگیرد.
گزارش میدانی «پیام ما» از وضعیت کارگران و کارفرمایانی که میان خطر اخراج و نرخ تورم محاصره شدهاند نشان میدهد که پیش از ابلاغ رسمی بخشنامه مزد ۱۴۰۵، نشانههای یک ناپایداری جدی در محیط کسبوکار آشکار شده است. کارگران از کاهش امنیت شغلی میگویند و کارفرمایان از افزایش هزینههایی که توان مدیریت آن را ندارند. در این فضا، بنگاههای کوچک و متوسط در نقطهای ایستادهاند که نه امکان توسعه دارند و نه تضمینی برای ادامه حیات.
فعالیتی که ادامه دارد، اما دیگر مثل قبل نیست
صبحها همچنان برخی کارگاهها شروع به کار میکنند، اما تعداد کارگران کمتر شده، شیفتها کوتاهتر است و حجم سفارشها کاهش یافته. زیر پوست این ادامه فعالیت ظاهری، تغییری جدی شکل گرفته: اقتصاد از حالت «رشد» خارج شده و در وضعیت «بقا» قرار گرفته است.
رضا، کارگر ۳۴ ساله یک کارگاه تولیدی که اخیراً بیکار شده، میگوید: «اول اضافهکاریها حذف شد، بعد شیفتها کم شد و آخرش گفتند فعلاً نیا. تولید پایین آمده و نمیتوانند حقوق همه را بدهند.» این روایت، حالا دیگر یک مورد استثنایی نیست، بلکه بخشی از یک روند فراگیر است.
دستمزدی که فقط روی کاغذ بیشتر شد
افزایش ۴۰ تا ۶۰ درصدی مزد باید به بهبود معیشت کارگران کمک میکرد، اما تورم افسارگسیخته اجازه نداده اثر ملموسی بر زندگی روزمره بهجا بگذارد.
سمیه، فروشنده پوشاک، توضیح میدهد: «حقوقم بیشتر شده، اما هزینهها هم چند برابر شده است. صاحبکار دائم میگوید اگر فشار هزینهها ادامه پیدا کند مجبور به تعدیل نیرو میشود.»
در نتیجه، فضای کار میان کارگران و کارفرمایانی که میان خطر اخراج و نرخ تورم محاصره شدهاند، مملو از ابهام است. نه کارگر میداند با چه درآمدی باید برنامهریزی کند و نه کارفرما از هزینههای پیشروی خود مطمئن است.
تأخیر در ابلاغ مزد؛ ابهامی که همه را سردرگم کرده است
محمدرضا فرزعلیان، فعال کارگری، در گفتوگو با «ایلنا» از بلاتکلیفی در بازار کار انتقاد کرده و میگوید تأخیر در ابلاغ رسمی بخشنامه موجب نگرانی کارگران و کارفرمایان شده است. به گفته او، برخی واحدها ممکن است برای جبران هزینهها ناچار به تعدیل نیرو شوند.
تابآوری اقتصادی؛ کلید عبور از بحران
محمد موسوی، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با «پیام ما» توضیح میدهد که تابآوری اقتصادی یعنی توانایی یک بنگاه برای حفظ فعالیت در برابر شوکها و بازگشت به ثبات بدون فروپاشی. او با اشاره به نقش بنگاههای کوچک در دورههای بحرانی گذشته میگوید: «اگر این واحدها حفظ نشوند، موتور اشتغال کشور آسیب جدی میبیند.»
بحران از کارگاههای کوچک فراتر رفت
این بار مسئله فقط کارگاههای کوچک نیست. بحران به صنایع بزرگ هم رسیده است. کارگر یکی از مجتمعهای پتروشیمی جنوب کشور میگوید: «بیش از دو هزار نفر بیرون مجتمعاند و وضعیتشان نامشخص است. حقوق را علیالحساب دادهاند، اما برنامهای روشن وجود ندارد.»
به گفته او، بحث انتقال گسترده نیروها به بیمه بیکاری مطرح است. «میترسیم این روند موقتی نباشد و به یک وضعیت دائمی تبدیل شود.»
بیمه بیکاری؛ چاره موقت یا انتقال بحران؟
موسوی هشدار میدهد استفاده گسترده از بیمه بیکاری راهحل اصلی نیست: «این ابزار باید موقت باشد. اگر بنگاهها بهجای حفظ اشتغال به تعدیل نیرو روی بیاورند، بحران فقط از واحدهای تولیدی به صندوقهای بیمه منتقل میشود.»
کارفرمایانی که میان فشار هزینه و خطر تعطیلی ماندهاند
یک مدیر کارگاه در چهاردانگه میگوید: «وقتی فروش کم است و هزینه مواد اولیه، انرژی و دستمزد بالا رفته، ادامه دادن تقریباً ناممکن میشود. بین دو انتخاب قرار گرفتهایم: تعدیل نیرو یا تعطیلی کامل.»
این همان نقطهای است که کارگران و کارفرمایانی که میان خطر اخراج و نرخ تورم محاصره شدهاند، هر دو در برابر آن ناتوان ماندهاند.
آزمون سخت پیشروی بازار کار ایران
بازار کار در نقطه حساسی قرار دارد؛ تصمیمهایی که امروز گرفته میشود، میتواند آینده اشتغال را برای سالها تحتتأثیر قرار دهد. بدون حمایت هدفمند از بنگاههای کوچک و متوسط، تعدیلهای پراکنده ممکن است به موج گسترده بیکاری تبدیل شود.
رضا، کارگر تعدیلشده، جملهای میگوید که تصویری واضح از این شرایط است: «نه ما میتوانیم با این حقوق زندگی کنیم، نه آنها میتوانند همین را بدهند. آخرش هم ما حذف میشویم.»
اگر این «حذف شدن» مدیریت نشود، میتواند از تجربهای شخصی به یک بحران جمعی تبدیل شود.