چرا بعد از جنگ هنوز مضطربیم؟ راههای بازگشت به آرامش
چرا حتی بعد از پایان جنگ هنوز احساس اضطراب داریم؟ بررسی علمی اضطراب پس از جنگ و راهکارهای روانشناسان برای بازگشت تدریجی به آرامش.
با پایان درگیریها بسیاری انتظار دارند زندگی فوراً به حالت عادی بازگردد، اما واقعیت چیز دیگری است. حتی پس از جنگ نیز بسیاری از افراد همچنان با اضطراب پس از جنگ، بیخوابی، واکنشهای ناگهانی به صداها و احساس ناامنی روبهرو هستند.
متخصصان سلامت روان میگویند این وضعیت طبیعی است؛ زیرا ذهن و بدن انسان برای بازسازی حس امنیت به زمان نیاز دارند.
اضطراب پس از جنگ؛ وقتی بدن دیرتر از واقعیت آرام میشود
شاید برایتان پیش آمده باشد که با صدای رعدوبرق یا صدای ترمز یک موتور ناگهان از جا بپرید. چنین واکنشهایی در دوره پساجنگ پدیدهای رایج است.
بسل ون در کولک، روانپزشک هلندی، در توضیح این وضعیت جمله معروفی دارد: «بدن، تروما را نگه میدارد.» به این معنا که تجربههای شدید روانی فقط در حافظه ذهنی باقی نمیمانند، بلکه در بدن نیز ثبت میشوند.
به گفته دکتر آرش جوانبخت، رئیس کلینیک تحقیقات اضطراب در دانشگاه ایالتی وین، واکنش «جنگ یا گریز» سازوکاری طبیعی برای حفظ امنیت است. حتی زمانی که خطر واقعی از بین رفته، بدن ممکن است همچنان در وضعیت آمادهباش باقی بماند. به همین دلیل علائمی مانند تپش قلب، انقباض عضلات یا پریدن از جا با صداهای ناگهانی در بسیاری از افراد دیده میشود.
واکنشهای روانی پساجنگ؛ از اضطراب تا بیحسی
همه افراد واکنش یکسانی به تجربههای بحرانزا ندارند. برخی دچار اضطراب شدید میشوند و برخی دیگر حالتی از بیحسی یا فاصله گرفتن ذهنی را تجربه میکنند.
دکتر امیرحسین مدبرنیا، روانپزشک و استاد دانشگاه در نیویورک، از پدیدهای به نام «گسست روانی» یاد میکند. در این حالت ذهن برای محافظت از فرد، نوعی سیستم دفاعی فعال میکند که میتواند با کاهش تمرکز، اختلال در درک زمان یا احساس بیحسی همراه باشد.
این واکنشها بخشی از فرآیند طبیعی سازگاری با اضطراب پس از جنگ هستند و لزوماً نشانه بیماری روانی محسوب نمیشوند.
تروما جمعی؛ وقتی یک جامعه همزمان آسیب میبیند
اضطراب پس از جنگ تنها یک تجربه فردی نیست. گاهی کل جامعه درگیر نوعی فشار روانی مشترک میشود. کای اریکسون، جامعهشناس آمریکایی، این وضعیت را «تروما جمعی» مینامد؛ حالتی که تجربه بحران به بخشی از فضای روانی جامعه تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، واکنشهای افراد متفاوت است؛ برخی احساس ترس دارند، برخی خشمگین هستند و برخی دیگر حتی بیتفاوت به نظر میرسند. متخصصان تأکید میکنند که این تفاوتها طبیعی است و نباید به سرکوب احساسات منجر شود.
چرا حس امنیت بهراحتی بازنمیگردد؟
جودیت هرمن، روانپزشک آمریکایی، «حس امنیت» را اساسیترین نیاز روانی انسان میداند. در شرایط بحران، این حس از بین میرود و بازسازی آن به زمان نیاز دارد.
به گفته کارشناسان، یکی از مهمترین پیامدهای بحرانها از دست رفتن احساس کنترل بر زندگی است. تغییر در برنامههای روزمره، اختلال در خواب، محدود شدن فعالیتهای اجتماعی و نگرانی درباره آینده، همگی میتوانند اضطراب پس از جنگ را تشدید کنند.
به همین دلیل متخصصان توصیه میکنند افراد تا حد امکان روتینهای ساده زندگی را دوباره برقرار کنند؛ کارهایی مانند پیادهروی، دیدار با دوستان یا بازگشت به برنامههای روزانه میتواند احساس کنترل را تقویت کند.
چرا تصمیمگیری بعد از بحران سختتر میشود؟
بسیاری از افراد پس از تجربه بحران متوجه میشوند که حتی تصمیمهای ساده برایشان دشوار شده است.
اروین یالوم، روانپزشک مشهور آمریکایی، این وضعیت را نوعی اضطراب وجودی میداند که در مواجهه با نااطمینانیهای شدید شکل میگیرد. ذهن در چنین شرایطی مدام بدترین سناریوها را تصور میکند و همین مسئله تصمیمگیری را به تعویق میاندازد.
در نتیجه فرد در حالتی از «تعلیق» قرار میگیرد؛ نه میتواند اقدام کند و نه میتواند بهطور کامل منتظر بماند.
زندگی در حالت مکث؛ جامعهای میان عادی بودن و بحران
گاهی به نظر میرسد زندگی به حالت عادی بازگشته است: مغازهها باز هستند، مردم سر کار میروند و فعالیتهای روزمره ادامه دارد. اما در سطح روانی بسیاری از افراد همچنان احساس سردرگمی و کاهش انگیزه دارند.
امیل دورکیم، جامعهشناس فرانسوی، این وضعیت را با مفهوم آنومی یا بیهنجاری توضیح میدهد؛ زمانی که نظم معمول زندگی مختل شده و قواعد اجتماعی سابق دیگر کارایی خود را از دست دادهاند.
چرا اخبار میتواند اضطراب را بیشتر کند؟
یکی از عوامل تشدید اضطراب پس از جنگ، قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار و شایعات است.
کارشناسان سلامت روان توصیه میکنند که مصرف اخبار به میزان مشخصی محدود شود. ذهن انسان توان پردازش مداوم حجم بالای اطلاعات منفی را ندارد و این مسئله میتواند استرس و نگرانی را افزایش دهد.
چگونه به آرامش بازگردیم؟
بازگشت به آرامش فرآیندی تدریجی است. «آن مستن» استاد دانشگاه مینهسوتا از این توانایی با عنوان «جادوی معمولی» یاد میکند؛ یعنی تابآوری انسان اغلب از دل فعالیتهای ساده روزمره شکل میگیرد.
برخی راهکارهای پیشنهادی متخصصان عبارتاند از:
- بازگشت تدریجی به برنامههای روزمره
- حفظ ارتباط با دیگران و حضور در جمع
- محدود کردن مصرف اخبار
- توجه به واکنشهای بدن و مدیریت تنفس
رواندرمانگران همچنین بر تمرینهای سادهای مانند تمرکز بر حواس پنجگانه تأکید میکنند؛ تمرینهایی که فرد را به لحظه حال بازمیگرداند و احساس کنترل بیشتری ایجاد میکند.
برای مثال میتوان چند دقیقه به صداهای اطراف گوش داد، رنگهای محیط را شمرد، بافت لباس یا زمین زیر پا را لمس کرد و همزمان نفسهای آرام و عمیق کشید. انجام روزانه این تمرینها به کاهش تدریجی اضطراب کمک میکند.
بازگشت به زندگی؛ آهسته اما ممکن
کارشناسان میگویند تجربه اضطراب پس از جنگ نشانه ضعف نیست، بلکه بخشی طبیعی از تلاش ذهن برای سازگاری با شرایط سخت است.
بازسازی حس امنیت زمان میبرد، اما با بازگشت تدریجی به زندگی روزمره، حفظ ارتباطات اجتماعی و توجه به سلامت روان، بسیاری از افراد میتوانند دوباره احساس آرامش و ثبات را تجربه کنند.