نگاهی جامع به آسیبهای جنگ بر راهآهن سراسری؛ تنها میراث جهانی ایران که مستقیم هدف حمله هوایی شد
جنگ روی ریلها؛ حمله بیسابقه به میراث جهانی ایران
گزارش تحلیلی از آسیبهای جنگ بر راهآهن سراسری؛ حمله مستقیم به میراث جهانی، جزئیات تخریب پلها، چالش مرمت اصولی و مسیر پیگیری حقوقی بینالمللی.
هشدار ساعت ۹ شب ارتش اسرائیل درباره دوری از قطارها، مقدمه روزی بود که «راهآهن سراسری» ایران—تنها میراث جهانی کشور با ثبت یونسکو در حوزه زیرساخت—به طور مستقیم هدف حملات هوایی قرار گرفت. دو پل تاریخی در محدوده ثبت جهانی آسیب دیدند؛ تردد اضطراری برگشت، اما میراث مهندسی و تاریخی هنوز در بیم و امید مرمت اصولی است.
چهل روز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، میراث جهانی کشور را با آسیبهای جدی روبهرو کرد: از کاخ گلستان و میدان نقشجهان تا باغ چهلستون. اما در این میان، راهآهن سراسری تنها اثر میراث جهانی ایران بود که به طور مستقیم هدف حمله هوایی قرار گرفت. دو پل تاریخی در محدوده ثبت جهانی شبکه ریلی آسیب دیدند؛ گرچه تعمیر اضطراری ظرف چند روز انجام شد و تردد قطارها بازگشت، اما از منظر میراثفرهنگی، مرمت اصولی این سازهها با ارزش تاریخی و مهندسی، به چالشی جدی تبدیل شده است. این تصویری روشن از آسیبهای جنگ بر راهآهن سراسری است؛ جایی که هنر مهندسی و حملونقل در هم تنیدهاند.
چرا راهآهن سراسری «میراث جهانی» است و هدف حمله شد؟
راهآهن سراسری ایران تنها یک ریل برای جابهجایی بار و مسافر نیست؛ یک اثر هنری-مهندسی با ارزشهای تاریخی است که پنج سال پیش در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. هشدار غیررسمی ارتش اسرائیل صبح هجدهم فروردین مبنی بر دوری از قطارها و تأسیسات ریلی تا ساعت ۹ شب، بهصراحت نشان میداد که شبکه ریلی، هدف حمله است—حملهای که نهفقط کارکرد حیاتی حملونقل، بلکه حیثیت میراث مشترک بشری را نشانه گرفت. این رویداد، نقطه اوج آسیبهای جنگ بر راهآهن سراسری بود.
آخرین روز جنگ؛ توقف قطارها و روز پلها
با انتشار هشدار، حرکت قطارها تا اطلاع ثانوی متوقف شد. وزیر میراثفرهنگی با نامهای به یونسکو تأکید کرد که اجرای این تهدید، تعرض مستقیم به میراث مشترک جهانی است. چند ساعت بعد، حملات هوایی آغاز شد: اصابت راکت به محدوده قلعهنو (ایستگاه بهرام) در شهرری، حمله به پل یحییآباد نزدیک کاشان با دو شهید و سه مجروح، تخریب پل امینآباد در مسیر زنجان–میانه، و هدف قرار گرفتن پل هفتچشمه در حوالی آچاچیِ میانه. کمی بعد، آتشبس دوهفتهای برقرار شد؛ اما ردّ این روز بر پلها ماند.
تخریب پلهای تاریخی در سکوت رسانهای
حمله مستقیم به راهآهن سراسری در آخرین روز جنگ، آنگونه که باید بازتاب نیافت. تمرکز خبرها روی بازگشت سریع تردد بود، نه عمق خسارت میراثی. این نخستین حمله مستقیم به یک میراث جهانی ایران در جریان جنگ بود؛ موضوعی که مطابق پروتکلهای بینالمللی و درخواست ایران برای «حفاظت تقویتشده» آثار جهانی در همان روزهای نخست، میتواند مصداق جنایت جنگی و اقدام علیه بشریت تلقی شود. این بخش از آسیبهای جنگ بر راهآهن سراسری، به پیگیری حقوقی جدی نیاز دارد.
روایت رسمی از خسارتها و چالش مرمت اصولی
بهگفته وحید علیقارداشی، مدیر پایگاه میراث جهانی راهآهن سراسری ایران، شش پل تاریخی آسیب جدی دیدند که دو پل در مسیر شمال–جنوب و در محدوده ثبت جهانی قرار دارند: پل «بهرام» میان تهران و گرمسار که بهطور کامل تخریب شد و پل «باغیک» میان قم و اراک که دهانههای آن آسیب دید. هر دو پل از ۱۳۱۷ تاکنون فعال بودهاند و بخشی از هویت شبکهاند. پلهای محور شمالغرب نیز—عمدتاً طاقی و سنگی—از منظر سازه و معماری ارزشمندند. مرمت اضطراری برای برقراری تردد انجام شد؛ اما چالش اصلی، «مرمت اصولی» با حفظ فرم و اصالت اثر است. تیم مشترک مهندسان سازه و مرمتگران تاریخی در حال بررسی و طراحی طرحهای اختصاصی برای هر پل هستند تا آسیبهای جنگ بر راهآهن سراسری با راهحلهای دقیق پاسخ داده شود.
«سپر آبی»؛ مستندسازی برای پیگیری حقوقی بینالمللی
با گسترش حملات، نشان «سپر آبی» کنار سازههای شاخص شبکه نصب شد تا وضعیت حفاظتی آثار فرهنگی مشخص باشد. مختصات دقیق آثار هم به یونسکو ارسال شد—فرایندی که پیشتر در پرونده ثبت جهانی انجام شده بود و در زمان جنگ تکرار شد. با وجود این اقدامات پیشگیرانه، حمله صورت گرفت و خسارت وارد شد. اکنون وزارت میراثفرهنگی و شرکت راهآهن در حال تدوین شکایت در مجامع بینالمللی هستند؛ تأکید اصلی: حمله مستقیم به میراث جهانی، جنایت است. این مسیر حقوقی، بدون مستندسازی دقیق و تیم حرفهای، به نتیجه نمیرسد.
پلهایی که شاید برای همیشه از دست رفتند
شبکه سراسری راهآهن در نقاط متعدد با چنان ظرافتی طراحی شده که آن را میتوان «اثر هنری تمامعیار» دانست. حملات جنگی عراق در دهه ۶۰ نیز بارها سازههای جنوبی شبکه را زخمخورده کرد و ردّ آن هنوز پیداست. امروز هم اگرچه تردد روی برخی پلها با تعمیرات اضطراری برقرار شده، از دید میراثی خطر بزرگی وجود دارد: بازسازی صرفاً کارکردی، بدون نگاه به اصالت تاریخی و مهندسی، عملاً میتواند به معنای نابودی میراث باشد. همان درسِ تلخ پل «تلهزنگ» که پس از بمبارانهای متعدد، مسیر جایگزین گرفت و پل تاریخی هرگز با کیفیت اصیل بازسازی نشد.
از تلهزنگ تا باغیک؛ حافظه جنگ روی خطوط آهن
در جنگ هشتساله، راهآهن را «ارتش دوم ایران» مینامیدند. پل تلهزنگ در مسیر جنوب دستکم ۱۴ بار هدف قرار گرفت؛ پایههای دهانه اصلی آن در دی ۱۳۶۵ فروریخت و سالها عبور قطار با حداقل سرعت و حداکثر احتیاط انجام میشد تا نهایتاً مسیر جایگزین طراحی شد. بمباران اندیمشک در چهارم آذر ۱۳۶۵—که یکساعتو۴۵ دقیقه بیوقفه ادامه داشت—تلخترین حمله به تأسیسات ریلی بود و خسارات انسانی و فنی بسیار برجای گذاشت. این حافظه تاریخی امروز که آسیبهای جنگ بر راهآهن سراسری دوباره تکرار شده، راهنمایی است برای پرهیز از تکرار خطاها در مرمت و بازسازی.
چه باید کرد؟ مرمت مبتنی بر مستندات و هماهنگی نهادی
برای مرمت اصولی هر پل باید روش اختصاصی با اتکا به مستندات دقیق، نقشهبرداری، سونداژ و آرشیو تصویری بهروز تدوین شود. در موارد پیچیده، مسیر موقت (واریانت) میتواند فشار بهرهبرداری را کم کند تا مرمت علمی بهدور از عجله پیش برود. سازههایی مانند پل «امینآباد»—هرچند ثبت ملی نشده—به جهت ارزش سازهای باید با مصالح و تکنیکهای اصیل (مثلاً سنگ مالون) مرمت شوند. این کار مستلزم تأمین مشترک منابع توسط راهآهن و میراثفرهنگی و شکلگیری تیمهای تخصصی بینرشتهای است. تنها با چنین رویکردی، میتوان آسیبهای جنگ بر راهآهن سراسری را به فرصتی برای حفاظت هوشمندانه از میراث مهندسی ایران تبدیل کرد.
جمعبندی
راهآهن سراسری ایران، میراثی است که جهان آن را بهعنوان «اثر مشترک بشری» به رسمیت میشناسد. حمله مستقیم به این شبکه، از جدیترین آسیبهای جنگ بر راهآهن سراسری بود. اکنون دو مسیر باید همزمان پیگیری شود: اقدام حقوقی بینالمللی برای ثبت تخلف و جبران، و اجرای مرمت اصولی مبتنی بر مستندات برای حفظ اصالت تاریخی و مهندسی. اگر این دو مسیر با دقت و شفافیت پیش بروند، زخمهای جنگ بر ریلها، به درسهای ماندگار حفاظت تبدیل خواهند شد./ پیام ما