خبر فوری
شناسه خبر: 55489

وقتی تاب‌آوری کافی نیست؛ زنگ خطر فرسودگی اجتماعی بلندتر شد

نشست «تاب‌آوری در بحران» نشان داد تاب‌آوری فردی به‌تنهایی کافی نیست؛ فرسودگی اجتماعی، آینده‌باختگی و نقش سرمایه اجتماعی حالا پررنگ‌تر شده‌اند.

وقتی تاب‌آوری کافی نیست؛ زنگ خطر فرسودگی اجتماعی بلندتر شد

در روزگاری که بحران‌های پی‌درپی، از اقتصاد تا زندگی روزمره، فرصت نفس‌کشیدن را از جامعه گرفته‌اند، «تاب‌آوری» دیگر فقط یک واژه تخصصی نیست؛ به یک مطالبه عمومی و البته یک پرسش جدی تبدیل شده است: آیا جامعه‌ای که زیر فشار فرسوده شده، هنوز می‌تواند تاب بیاورد؟ این پرسش، محور آخرین نشست «تاب‌آوری در بحران» مؤسسه رحمان بود؛ نشستی که در آن سه صاحب‌نظر، از محدودیت‌های تاب‌آوری فردی، فرسودگی اجتماعی و ضرورت بازتعریف این مفهوم سخن گفتند.

 

تاب‌آوری؛ مفهومی که از بحران جلوتر رفت

در سال‌های اخیر، تاب‌آوری بیش از هر زمان دیگری وارد گفت‌وگوهای عمومی شده است. واژه‌ای که روزگاری بیشتر در روان‌شناسی، مهندسی یا مدیریت بحران به‌کار می‌رفت، امروز به زبان روزمره، رسانه‌ها و حتی ادبیات رسمی راه پیدا کرده است. اما به‌گفته کارشناسان حاضر در این نشست، تکرار زیاد این واژه لزوماً به معنای افزایش توان جامعه نیست؛ گاهی فقط نشان می‌دهد بحران‌ها چنان عمیق شده‌اند که جامعه ناچار است مدام درباره «دوام آوردن» حرف بزند.

مریم رسولیان، روان‌پزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران، در این نشست تاکید کرد که رواج تاب‌آوری، خود نشانه‌ای از دشوارتر شدن زندگی است. او گفت در حالی که مفهوم تاب‌آوری از علوم مهندسی و علم مواد وارد حوزه روان و اجتماع شده، استفاده بی‌محابا از آن می‌تواند به ساده‌سازی بحران‌ها منجر شود.

 

چرا تاب‌آوری فردی کافی نیست؟

یکی از مهم‌ترین محورهای این نشست، نقد نگاه فردمحور به تاب‌آوری بود. رسولیان توضیح داد که وقتی از فردی که با فقر، تبعیض یا محرومیت ساختاری روبه‌روست، فقط خواسته می‌شود «تاب بیاورد»، در واقع ریشه‌های اصلی بحران نادیده گرفته می‌شود.

او با اشاره به «سرمایه روان‌شناختی» گفت امید، خوش‌بینی، احساس اثربخشی و تاب‌آوری، چهار ستون مهم برای حفظ سلامت روان‌اند. با این حال، این توانایی‌ها فقط زمانی کارآمدند که در کنار حمایت‌های اجتماعی و نهادی قرار بگیرند. به باور او، نمی‌توان از مردم انتظار داشت بدون پشتوانه ساختاری، صرفاً با اتکا به توان فردی از بحران عبور کنند.

 

تاب‌آوری به شعار تبدیل شده است

امیرحسین جلالی ندوشن، دانشیار روان‌پزشکی و سخنگوی انجمن علمی روان‌پزشکان ایران، در بخش دیگری از نشست هشدار داد که تاب‌آوری در فضای عمومی ایران کم‌کم از یک مفهوم تخصصی به یک شعار اخلاقی تبدیل شده است؛ شعاری که گاه به‌جای حل مسئله، به سرزنش آسیب‌دیدگان منجر می‌شود.

او گفت وقتی از مردم خواسته می‌شود «تاب‌آور باشند» اما هم‌زمان درباره زیرساخت‌های فرسوده، نهادهای تضعیف‌شده و سیاست‌های بحران‌زا پرسشی مطرح نمی‌شود، بار بحران از دوش ساختارها برداشته و بر دوش افراد گذاشته می‌شود. جلالی ندوشن تاب‌آوری را مفهومی «پیشابحران» دانست؛ ظرفیتی که باید پیش از وقوع بحران در جامعه ساخته شده باشد، نه اینکه در میانه فرسودگی از مردم مطالبه شود.

 

آینده‌باختگی و بدن‌های پسابحران

جلالی ندوشن در ادامه از مفهومی با عنوان «آینده‌باختگی» سخن گفت؛ وضعیتی که در آن افراد دیگر نمی‌توانند آینده‌ای روشن و قابل‌تصور برای خود ببینند. به‌گفته او، تفاوت بحران امروز با گذشته فقط در شدت فشارها نیست، بلکه در فرسایش امید و دشوار شدن تصور تغییر است.

او همچنین از «بدن‌های پسابحران» گفت؛ انسان‌هایی که آثار بحران را نه فقط در ذهن، بلکه در بدن و زیست روزمره خود حمل می‌کنند. اختلال خواب، اضطراب، حساسیت مفرط به صدا و فرسودگی مزمن، بخشی از این تجربه است. در چنین شرایطی، تاب‌آوری دیگر به معنای بازگشت به وضعیت پیشین نیست، بلکه به معنای یافتن راهی تازه برای ادامه‌دادن است.

 

سرمایه اجتماعی؛ حلقه گمشده مدیریت بحران

بخش مهمی از این نشست به نقش سرمایه اجتماعی در مدیریت بحران اختصاص داشت. سخنرانان معتقد بودند سیاست‌گذاری رسمی در ایران معمولاً آمادگی در برابر بحران را در ذخیره منابع مادی و سازوکارهای سخت‌افزاری جست‌وجو می‌کند، در حالی که شبکه‌های محلی، اعتماد عمومی، نهادهای مدنی و رسانه‌های مستقل، بخش مهمی از توان جامعه برای عبور از بحران را می‌سازند.

رسولیان در این زمینه تاکید کرد که حتی بهترین خدمات نیز بدون اعتماد عمومی کارآمد نخواهند بود. او مدرسه، خانواده، انجمن‌های تخصصی و خیریه‌ها را از مهم‌ترین نهادهایی دانست که می‌توانند فشار روانی بحران را کاهش دهند؛ البته به شرطی که به‌عنوان شریک اجتماعی دیده شوند، نه تهدید.

 

از قربانی‌بودن تا کنشگری

آرزو دیداری، روان‌شناس، روان‌درمانگر و فعال مدنی، در بخش دیگری از نشست بحث را به سطح تجربه زیسته افراد برد. او گفت هدف روان‌شناسی در شرایط بحران، بازگرداندن افراد به گذشته نیست، چون اساساً بازگشتی در کار نیست. مسئله اصلی این است که افراد بتوانند در شرایط جدید، دوباره احساس عاملیت کنند.

دیداری با تاکید بر مفهوم «عاملیت» توضیح داد که روان‌شناسی نمی‌تواند بحران اقتصادی یا جنگ را متوقف کند، اما می‌تواند به افراد کمک کند از جایگاه قربانی صرف خارج شوند و دوباره احساس کنند بر بخشی از زندگی خود اثر دارند. او معناپردازی و یافتن دلیل برای ادامه دادن را از عناصر مهم عبور از بحران دانست.

 

تاب‌آوری در شبکه‌های انسانی شکل می‌گیرد

به‌گفته هر سه سخنران، تاب‌آوری پایدار بیشتر در دل شبکه‌های انسانی شکل می‌گیرد تا در توصیه‌های فردی. دیداری با اشاره به تجربه‌هایی مانند زلزله کرمانشاه، کرونا و بحران‌های اخیر گفت مردم در بسیاری از مواقع، پیش از سازوکارهای رسمی، شبکه‌های کمک‌رسانی خود را ایجاد کرده‌اند.

او از ضرورت تقویت گروه‌های خودیار، مشاوره‌های گروهی، شبکه‌های محلی و کمپین‌های آگاهی‌بخشی سخن گفت و تاکید کرد که نهادهای مدنی باید فراتر از کمک‌های مقطعی عمل کنند. از نگاه او، ثبت روایت آسیب‌دیدگان و حفظ حافظه جمعی، بخشی از فرایند ترمیم اجتماعی است.

 

مطالبه‌گری؛ بخشی از سلامت روان

در جمع‌بندی نشست، یکی از نکات برجسته، پیوند میان سلامت روان و مطالبه‌گری اجتماعی بود. دیداری گفت احساس بی‌قدرتی و شنیده‌نشدن، از مهم‌ترین عوامل فرسودگی روانی‌اند. به همین دلیل، مطالبه‌گری فقط یک کنش سیاسی نیست؛ بلکه می‌تواند نوعی کنش درمانی هم باشد.

حاضران در نشست تأکید کردند که در شرایط کنونی، تاب‌آوری دیگر به معنای سکوت و تحمل صرف نیست. آنچه اهمیت دارد، حفظ کارکرد روانی جامعه، تقویت پیوندهای اجتماعی و ساختن زبانی مشترک برای مواجهه با بحران‌های مداوم است.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای