خبر فوری
شناسه خبر: 55520

صلح پایدار یا صلح مشروط؟ چالش استراتژیک نظام بین‌الملل امروز

تحلیلی درباره گذار از صلح منفی به صلح مشروط در نظام بین‌الملل معاصر و بررسی نابرابری ساختاری در دسترسی کشورها به صلح پایدار.

صلح پایدار یا صلح مشروط؟ چالش استراتژیک نظام بین‌الملل امروز

در ادبیات کلاسیک روابط بین‌الملل، «صلح منفی» به معنای نبودِ جنگ فیزیکی تعریف می‌شد؛ اما در قرن بیست‌ویکم، این تعریف ساده دیگر کافی نیست. امروز شاهد پدیده‌ای نوین هستیم: کشورهایی که هیچ عملیات نظامی علیه همسایگان خود انجام نداده‌اند، اما به دلیل «عدم انطباق با معیارهای امنیتی قدرت‌های بزرگ»، در حاشیه نظام بین‌الملل قرار می‌گیرند.

این پدیده، ما را با پرسشی بنیادین روبه‌رو می‌کند: آیا صلح امروز، «پایدار» است یا «مشروط»؟

 

از صلح منفی تا صلح مشروط: یک گذار ساختاری

در نظریه صلح، دست‌کم سه سطح تحلیل وجود دارد:

۱. صلح منفی — نبودِ جنگ فیزیکی؛ غیرفعال و موقتی

۲. صلح مثبت — حضورِ عدالت، رفاه و نهادهای مشارکتی؛ فعال و پایدار

۳. صلح مشروط — انطباق با معیارهای امنیتی قدرت‌های ساختارساز؛ وابسته و غیرمتقارن

صلح مشروط، پدیده‌ای است که در آن «آرامش» نه از طریق توافق دوجانبه، بلکه از طریق پذیرش یک‌جانبه معیارهای بیرونی حاصل می‌شود. این رویکرد، استقلال تصمیم‌گیری ملی را به «متغیر وابسته» تبدیل می‌کند.

 

پارادوکس توانمندی: وقتی «قدرت» به «تهدید» تفسیر می‌شود

یکی از پارادوکس‌های چشمگیر در نظام بین‌الملل معاصر، تبدیل توانمندی‌های بومی به تهدیدات ساختاری است. توانمندی یک کشور، مانند پیشرفت علمی، استقلال سیاسی یا توسعه زیرساخت، تنها زمانی «پذیرفته» می‌شود که با مدل امنیتی قدرت‌های ساختارساز هم‌راستا باشد. در غیر این صورت، همان توانمندی به‌عنوان «تهدید بالقوه» تفسیر می‌شود.

 

چالش استراتژیک: نابرابری ساختاری در دسترسی به صلح

اگر فرض کنیم نظام بین‌الملل دارای ساختاری نابرابر است، آنگاه دسترسی به «صلح» نیز به‌صورت نامتقارن توزیع شده است. کشورهای هسته می‌توانند با تعریف معیارهای امنیتی، مرز میان «صلح» و «بی‌ثباتی» را برای دیگران ترسیم کنند.

این وضعیت، سه پیامد استراتژیک دارد:

۱. کاهش ظرفیت تصمیم‌گیری مستقل

۲. تضعیف نهادهای دموکراتیک داخلی، به دلیل فشار بیرونی برای انطباق

۳. نابرابری در هزینه صلح؛ کشورهای پیرامونی، هزینه بیشتری برای حفظ صلح می‌پردازند.

 

راهبرد پیشنهادی: از انطباق تا مشارکت

برای خروج از این پارادوکس، نیاز به بازتعریف مفهومی صلح در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی داریم:

— گذار از رویکردِ «انطباقِ یک‌جانبه» به «مشارکتِ چندجانبه»

— نهادینه کردن شاخص‌های بومی امنیت در کنار شاخص‌های جهانی

— تقویت ظرفیت دیپلماسی علمی و فرهنگی برای کاهش حساسیت‌های امنیتی

 

نتیجه‌گیری: صلح به مثابه حق یا امتیاز؟

پرسش بنیادین این یادداشت بی‌پاسخ نماند: صلح در قرن بیست‌ویکم، «حق» است یا «امتیاز»؟

اگر صلح را «حق» بدانیم، آنگاه باید نظام بین‌الملل را به سمت توزیع متقارن امنیت سوق دهیم؛ اما اگر آن را «امتیاز» بدانیم، همان‌گونه که اکنون می‌بینیم، قدرت‌های ساختارساز به تعیینِ اینکه چه کسی به «صلح» دسترسی داشته باشد، ادامه خواهند داد.

پی‌نوشت

این یادداشت، خوانشی تحلیلی ـ حقوقی از وضعیت کنونی است و با هدف تولید دانش و تقویت گفتمان صلح پایدار نگاشته شده است.

 

شیما کاظم‌نیا

دکتری مدیریت عالی، کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل

مدیرمسئول پایگاه خبری «کودک و سازش»، پژوهشگر مطالعات کودک و صلح

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای