شعلههای زاگرس از داوطلبان جلو زد؛ هشدار از فاجعه در فارس
روایت چهار داوطلب از حریق جنگلهای زاگرس فارس؛ از کمبود تجهیزات و آسیب نیروها تا هشدار درباره گسترش آتش و احتمال وقوع فاجعه.
آتش هنوز در یک نقطه خاموش نشده، در نقطهای دیگر دوباره زبانه میکشد؛ روایت داوطلبانی که در جنگلهای زاگرس فارس با دست خالی، تجهیزات فرسوده و خطری دائمی روبهروی شعلههایی ایستادهاند که هر روز گستردهتر میشود.
شعلههای زاگرس از داوطلبان جلو زد؛ هشدار از فاجعه در فارس
از ۲۰ اردیبهشت تا ۳ تیر ۱۴۰۵، آتشسوزیهای پیدرپی در جنگلهای زاگرس استان فارس، تصویری نگرانکننده از بحرانی گسترده به جا گذاشته است؛ بحرانی که از کوهچنار و نورآباد ممسنی تا سرچهان، کوهمره سرخی، کهمره سرخی، مالهگاله و پارک ملی بمو امتداد پیدا کرده و حالا داوطلبان محلی میگویند مهار آتش از توان نیروهای محدود و تجهیزات فرسوده خارج شده است.
در این مدت، تنها در کوهچنار ۱۳ حریق طی ۱۲ روز ثبت شده، ۵ خرداد در نورآباد چهار آتشسوزی همزمان رخ داده، ۸ خرداد شش کانون حریق شکل گرفته و ۱۲ خرداد نیز پنج آتشسوزی در یک روز گزارش شده است. این آمار، ابعاد واقعی بحران حریق جنگلهای زاگرس فارس را نشان میدهد؛ بحرانی که به گفته نیروهای مردمی، اگر برای آن چاره فوری اندیشیده نشود، در هفتههای آینده ابعاد سنگینتری پیدا خواهد کرد.
پوشش گیاهی انبوه، زاگرس را به انبار باروت تبدیل کرده است
بختیار کشاورز، عضو تیم اطفای حریق حامیان طبیعت زاگرس، میگوید آتشسوزیهای امسال در نورآباد ممسنی نسبت به سال قبل با حدود یک ماه تأخیر آغاز شد، اما وسعت حریقها بهمراتب بیشتر شده است. به گفته او، بارشهای مناسب امسال باعث رشد پوشش گیاهی شده و همین مسئله اکنون به عاملی برای گسترش سریعتر آتش تبدیل شده است.
او توضیح میدهد که مسئولان محیطزیست و منابع طبیعی از قبل میدانستند شرایط امسال میتواند بسیار خطرناک باشد و زاگرس عملاً در وضعیت آماده اشتعال قرار دارد. هرچند جلساتی میان سرتیمهای اطفای حریق، اداره کل منابع طبیعی فارس و ستاد مدیریت بحران نورآباد برگزار شده و نسبت به سال گذشته پشتیبانیها تا حدی بهتر شده، اما هنوز فاصله زیادی تا شرایط مطلوب وجود دارد. به گفته او، گستردگی منطقه حریق به اندازهای است که با چند نیروی محدود نمیتوان آتش را کنترل کرد.
داوطلبان با تجهیزات فرسوده به دل آتش میزنند
یکی از مهمترین مشکلات در مهار حریق جنگلهای زاگرس فارس، کمبود یا فرسودگی تجهیزات است. کشاورز میگوید دمندهای که برای اطفای حریق استفاده میکند، بعد از چهار سال استفاده مداوم دیگر کارایی لازم را ندارد. این وسیله چند بار تعمیر شده، اما اکنون فرسوده شده و عملکرد مناسبی ندارد.
به گفته او، گروههای مردمی در سالهای گذشته برای خرید تجهیزات اطفای حریق با کمکهای مردمی پول جمع میکردند، اما فشار اقتصادی امسال باعث شده توان مشارکت عمومی کاهش یابد. این مسئله در عمل به معنای آن است که داوطلبان باید با کمترین امکانات در برابر آتشی بایستند که هر روز شدیدتر و گستردهتر میشود.
او هشدار میدهد که در چنین شرایطی احتمال آسیبدیدگی داوطلبان افزایش پیدا میکند. به گفته این عضو تیم اطفای حریق، سال گذشته یکی از اعضای گروهشان از کوه سقوط کرد و تنها با خوششانسی حادثهای مرگبار رخ نداد. او تأکید میکند نیروهای آموزشدیده به عملیات اعزام میشوند، اما تجهیزات حداقلی مانند کفش، دستکش و لباس استاندارد باید در اختیارشان باشد؛ زیرا کسی که با دمنده در نزدیکی شعلهها کار میکند، بدون تجهیزات ایمن در معرض سوختگی و حادثه قرار دارد.
وعدههایی که هنوز به داوطلبان نرسیده است
به گفته نیروهای محلی، مسئولان دولتی در نورآباد ممسنی وعده دادهاند در زمینه تأمین تجهیزات به داوطلبان کمک کنند، اما این وعدهها هنوز عملی نشده است. کشاورز با لحنی نگرانکننده میگوید با این حجم از پوشش علفی و گیاهی، تنها میتوان امیدوار بود امسال حادثه تلخی برای نیروهای داوطلب رخ ندهد.
این نگرانی تنها محدود به نورآباد نیست و در مناطق مختلف فارس، داوطلبان با همین دغدغه مشترک روبهرو هستند؛ اینکه شعلهها هر بار زودتر از امکانات به منطقه میرسند.
داوطلبان میگویند با عوامل حریق برخورد مؤثری نمیشود
محمد مرادپور، عضو تیم اطفای حریق سرچهان، از تجربه حضور در آتشسوزی منطقه حفاظتشده روشنکوه میگوید؛ حریقی که به سوختن شمار زیادی از درختان بنه انجامید. او توضیح میدهد که روشنکوه منطقه شکارممنوع است و متولی آن منابع طبیعی است، اما در سرچهان، محیطزیست نه اداره مستقلی دارد و نه امکانات کافی. به گفته او، وقتی آتش به روشنکوه رسید، کمبود نیرو و تجهیزات از همان ابتدا محسوس بود.
اطفای این حریق که به گفته مرادپور یکی از بزرگترین آتشسوزیهای سالهای اخیر در آن منطقه بود، ۱۲ ساعت طول کشید. مردم روستاهای اطراف به شکل گروهی برای مهار آتش وارد عمل شدند؛ گروهی به خط آتش میرفت، خسته که میشد عقب میکشید و گروه بعدی جای آنها را میگرفت. با این حال، مرادپور میگوید مشارکت مردمی نسبت به سالهای گذشته افت کرده است.
او دلیل این کاهش مشارکت را تنها مشکلات اقتصادی و دشواری اطلاعرسانی به دلیل وضعیت اینترنت نمیداند، بلکه معتقد است نبود برخورد قاطع قضایی با عوامل ایجاد حریق، مردم را دلسرد کرده است. به گفته او، وقتی افکار عمومی میبیند با کسانی که جنگل را به آتش میکشند برخورد مؤثری نمیشود، طبیعی است که انگیزه برای حضور داوطلبانه هم کاهش پیدا کند.
گرفتار شدن نیروها در حلقه آتش
مرادپور میگوید در جریان حریق روشنکوه، خوشبختانه کسی آسیب جدی ندید، اما در همان ساعتهای نخست، چند نفر در حلقه آتش گرفتار شدند. همین اتفاق این پرسش جدی را پیش کشید که اگر حادثهای برای نیروهای مردمی رخ دهد، چه نهادی پاسخگو خواهد بود.
به گفته او، امکانات دولتی در آن عملیات بسیار محدود بود و چند دهیار با تعداد اندکی دمنده و کوله آبپاش باید کار مهار آتش را پیش میبردند. از سوی دیگر، سازماندهی نیروها و برنامهریزی بحران نیز مطلوب نبود و وزش باد شدید، شرایط را پیچیدهتر کرده بود. مرادپور معتقد است اگر همان ساعات اول، ستاد مدیریت بحران شهرستان با برنامهریزی دقیقتر و حضور همه دستگاهها وارد عمل میشد، دامنه آتش تا این حد گسترش پیدا نمیکرد.
او همچنین از تأخیر در اعزام دستگاه آتشبُر گلایه دارد و میگوید این دستگاه زمانی به منطقه رسید که درختان یکییکی میسوختند. به گفته او، اگر هماهنگی بین شهرستانهای هممرز و نهادهای مسئول از همان ابتدا جدیتر بود، امکان جلوگیری از گسترش بیشتر آتش وجود داشت.
روایت تلخ سرتیم کوهچنار: برای اولین بار ترسیدم
شریف محمدی، سرتیم اطفای حریق شهرستان کوهچنار، از ثبت ۲۷ مورد حریق در یک ماه گذشته در این شهرستان خبر میدهد. او میگوید آمار رسمی در برخی موارد کمتر از واقعیت است، چون بعضی مناطق زیر نظر شهرداری یا نهادهای دیگر قرار دارند و همه حریقها در یک آمار واحد منعکس نمیشود.
او و گروهی از کوهنوردان در هفته گذشته ۴۸ ساعت درگیر مهار آتشسوزی بزرگی بودند که ۱۸ هزار هکتار را درگیر کرده و بخشی از ذخیرهگاه زیستکره ارژن و پریشان را تحت تأثیر قرار داده بود. به گفته محمدی، محیطزیست در این منطقه نیروی کافی ندارد و منابع طبیعی نیز تنها با دو نیرو امکان کمک داشت که فقط یکی از آنها عملیاتی بود. او میپرسد چگونه میتوان از چنین محدوده وسیعی با این تعداد نیروی اندک حفاظت کرد.
آتشسوزیهایی با منشأ انسانی
محمدی تأکید میکند بخشی از حریق جنگلهای زاگرس فارس منشأ انسانی دارد. به گفته او، در مناطق کوهستانی کوهچنار برخی افراد برای تصرف اراضی و تجاوز به عرصههای ملی دست به آتشسوزی میزنند. او همچنین مدعی است برخی دیگر پس از تخریب زمینهای غیرقانونی خود، پوشش جنگلی را به آتش میکشند تا بهنوعی تلافی کرده باشند.
به گفته این کنشگر محیطزیست، نیروهای داوطلب باید در ارتفاعات ۱۵۰۰ متری، آن هم با کمترین امکانات، برای مهار چنین آتشهایی وارد عمل شوند؛ شرایطی که هم خطر عملیات را بالا میبرد و هم فرسایش جسمی و روحی نیروها را تشدید میکند.
داوطلبان آسیب میبینند، اما حمایت مؤثر نمیشوند
محمدی خود در آتشسوزی اخیر از کوه سقوط کرده و خوششانس بوده که آسیب جدی ندیده است. او میگوید سال گذشته نیز در جریان عملیات اطفای حریق، دو دندهاش شکست و استخوان پایش ترک برداشت. به گفته او، این فقط یک نمونه از حوادثی است که برای داوطلبان رخ میدهد.
او از همکار دیگری یاد میکند که سال گذشته در عملیات اطفای حریق از کوه سقوط کرد و ۹ مهره کمر و کتفش شکست. این فرد هنوز قادر به انجام کارهای شخصی خود نیست و همچنان درگیر پیگیری پرونده بیمه است. محمدی میگوید این داوطلب کارت همیار طبیعت و بیمه داشته و به درخواست منابع طبیعی در عملیات حاضر شده بود، اما با وجود مدارک اورژانس و پزشکی قانونی، روند رسیدگی به وضعیت او رضایتبخش نبوده است.
به گفته او، همین تجربهها باعث دلسردی نیروهای دیگر شده است؛ زیرا داوطلبان میبینند اگر در عملیات آسیب ببینند، ممکن است پس از حادثه عملاً تنها بمانند.
هزینه اطفای حریق برای داوطلبان کمرشکن شده است
فراتر از تجهیزات، مشکلات اقتصادی نیز عملیات اطفای حریق را برای نیروهای مردمی دشوارتر کرده است. محمدی میگوید تا سال گذشته تأمین لباس و خوراک تیمها آسانتر بود، اما حالا حتی هزینههای اولیه برای اعزام یک گروه ۱۰ نفره هم سنگین شده است.
به گفته او، در هفتهها و ماههای آینده، خطر گسترش آتشسوزیها بیشتر خواهد شد، زیرا هنوز آتش به برخی ارتفاعات اصلی نرسیده است. او هشدار میدهد اگر شعلهها به این مناطق برسند، با توجه به تراکم پوشش گیاهی امسال، احتمال وقوع یک فاجعه جدی وجود دارد.
محمدی که به گفته خودش در ۴۰۰ عملیات اطفای حریق شرکت داشته، تأکید میکند در آتشسوزی اخیر برای نخستین بار واقعاً ترسیده است؛ زیرا ارتفاع شعلهها در برخی نقاط به ۱۵ متر میرسید و دیگر نمیشد با دمنده به آتش نزدیک شد.
بالگرد و هلیشات؛ مطالبه جدی نیروهای میدانی
یکی از مهمترین درخواستهای نیروهای داوطلب، استفاده مؤثرتر از بالگرد و هلیشات در عملیات است. محمدی معتقد است بالگرد آبپاش در برخی ارتفاعات صخرهای میتواند حتی موجب گسترش آتش شود، اما استفاده از بالگرد برای انتقال نیروها بسیار مؤثر است. به گفته او، داوطلبان در بعضی موارد مجبورند ۸ تا ۹ ساعت کوهنوردی کنند تا به محل حریق برسند و همین مسئله باعث خستگی شدید و کاهش ذخیره آب آنها میشود.
او میگوید اگر نیروها با بالگرد به منطقه برسند، سریعتر و با توان بیشتری به خط آتش میرسند. همچنین استفاده از هلیشات برای پایش بعد از اطفا و شناسایی مسیر حرکت آتش در ساعات اولیه میتواند تصمیمگیری را دقیقتر کند و تمرکز امکانات را بر نقاط حساستر ممکن سازد.
در کوهمره سرخی هم مشکل همان است: کمبود تجهیزات و زمان از دسترفته
محمدحسین حسینزاده که این روزها در کوهمره سرخی درگیر اطفای حریق بوده، او هم تأکید میکند بالگرد و هلیشات میتواند نقش مؤثری در مهار آتشسوزیهای زاگرس داشته باشد. به گفته او، نیروها ناچارند ساعتها کوهنوردی کنند تا به کانون حریق برسند، در حالی که این زمان طلایی میتواند با استفاده از بالگرد کوتاه شود.
او نیز مانند دیگر داوطلبان از کمبود تجهیزات گلایه دارد. به گفته حسینزاده، در سالهای گذشته خیرین تا حدی برای تأمین لوازم کمک میکردند، اما تورم، توان حمایت را کاهش داده است. او یادآوری میکند که یک دستگاه دمنده، اگر درست و اصولی استفاده شود، میتواند به اندازه ۲۰ نفر در اطفای حریق کارایی داشته باشد، اما مشکل اینجاست که چنین امکاناتی به اندازه کافی در اختیار گروهها قرار ندارد.
جمعبندی: زاگرس فارس در آستانه روزهای سختتر
روایت چهار داوطلب از مناطق مختلف فارس نشان میدهد بحران حریق جنگلهای زاگرس فارس فقط یک مسئله فصلی یا مقطعی نیست؛ بلکه به ترکیبی از پوشش گیاهی متراکم، کمبود نیرو، فرسودگی تجهیزات، ضعف هماهنگی بین دستگاهها، فشار اقتصادی، نبود حمایت کافی از داوطلبان و در برخی موارد منشأ انسانی آتشسوزیها گره خورده است.
نیروهای مردمی که امروز در خط مقدم مهار آتش ایستادهاند، هشدار میدهند اگر امکانات، برنامهریزی و پشتیبانی جدیتری فراهم نشود، شعلهها در هفتههای آینده نهفقط از داوطلبان، بلکه از ظرفیت کنترل بحران نیز جلو خواهد زد./ پیام ما