بحران هرمز از کود شیمیایی تا «ضربه مضاعف دلار
بحران هرمز چگونه از تأمین کود شیمیایی تا «ضربه مضاعف دلار» بر کشاورزی و امنیت غذایی اثر میگذارد؟ تحلیلی از حسین شیرزاد.
در طول پنج سال گذشته، کشاورزی بحرانهای پی در پی، از همهگیری کووید-۱۹ گرفته تا جنگها و بلایای مکرر مرتبط با آب و هوا، را تجربه کرده است. هر یک از این بحرانها، نقاط ضعفی را در زنجیرههای تأمین، سیستمهای انرژی و تولید کشاورزی آشکار کردهاند. با این حال، تعداد کمی از آنها چنین فرصت روشنی را برای رفع این آسیبپذیریها قبل از ظهور بحران بعدی ارائه دادهاند.
زنجیره تأمین حیاتی کود در کنار افزایش هزینههای انرژی و حمل و نقل، بیشتر توسط کشورهای فقیر و خانوارها احساس شده است اینکه آیا این وضعیت به یک بحران غذایی واقعی تبدیل میشود یا خیر، به چگونگی روند جنگ بستگی دارد. جنگ ایران زنجیرههای تأمین حیاتی را مختل کرده و هزینه انرژی و کود، هر دو از نهادههای ضروری کشاورزی، را افزایش داده و ترس از یک بحران غذایی جهانی دیگر را برانگیخته است. با افزایش شدید هزینههای نهادهها، تعلیق صادرات کود از کشورهای خلیج فارس و مواجهه تأسیسات تولیدی با چالشهای بیسابقه، توانایی جهان برای حفظ منابع غذایی پایدار به طور فزایندهای در معرض خطر است.
این بحران نشان داد که ایجاد تابآوری به چیزی بیش از احیای تجارت نیاز دارد. ذخایر استراتژیک، ظرفیت ذخیرهسازی قویتر، کریدورهای تجاری متنوع و شبکههای لجستیکی قویتر میتوانند مواجهه با گلوگاهها را کاهش داده و در دورههای اختلال، انعطافپذیری بیشتری را برای دولتها فراهم کنند. مؤسسات مالی بینالمللی و بانکهای توسعه باید از این سرمایهگذاریها، بهویژه در کشورهایی که در حال حاضر با محدودیتهای بدهی و فشارهای تراز پرداخت مواجه هستند، حمایت کنند.
این شوک رابطه نزدیک بین سیستمهای انرژی و کشاورزی-غذایی را برجسته کرد. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، میلیونها پمپ آبیاری، شبکههای حمل و نقل و ماشینآلات کشاورزی هنوز به گازوئیل متکی هستند، به طوری که نوسانات در بازارهای سوخت به سرعت به هزینههای تولید بالاتر منجر میشود. کاهش مواجهه کشاورزی با شوکهای انرژی از طریق سرمایهگذاری در برقرسانی روستایی و انرژیهای تجدیدپذیر میتواند هم تابآوری و هم رقابتپذیری بلندمدت را بهبود بخشد. با این حال، تابآوری در نهایت نه تنها به تأمین منابع کود، بلکه به استفاده مؤثرتر از آنها نیز بستگی دارد. مقاومترین سیستمهای کشاورزی لزوماً آنهایی نیستند که بیشترین کود را استفاده میکنند، بلکه آنهایی هستند که مواد مغذی مناسب را در مکان مناسب و در زمان مناسب استفاده میکنند.
بحران نهادهها
قبل از جنگ ایران، قیمت کود در اوایل سال ۲۰۲۶، به دنبال تقاضای فصلی برای کوددهی بهاره توسط مزارع در نیمکره شمالی، افزایش یافت. با این حال، پس از بسته شدن مؤثر تنگه هرمز در پایان فوریه ۲۰۲۶، قیمتها به شدت افزایش یافت و قیمت اوره - یک کود شیمیایی کلیدی - تقریباً در عرض چند هفته دو برابر شد قیمت فسفات (یکی دیگر از انواع اصلی کود) نیز افزایش یافت، هرچند که نسبت به سطوح قبلی افزایش یافته، ملایمتر بود. قیمت اوره در ماه مه ۲۰۲۶، پس از اعلام چین مبنی بر لغو ممنوعیت صادرات اوره و کاهش تقاضا با پایان کوددهی بهاره در شمال، تا حدودی کاهش یافت (AMIS 2026a). با این حال، فشار صعودی بر قیمتها همچنان بالا است زیرا عرضه کود به دلیل بسته شدن مداوم تنگه هرمز محدود شده است. خاورمیانه حدود یک سوم صادرات اوره جهان را تأمین میکند. از پایان فوریه ۲۰۲۶، تخمین زده میشود که ۳.۹ میلیون تن از این صادرات به حالت تعلیق درآمده است.
این معادل ۳۰ درصد از صادرات سالانه کود کشورهای خلیج فارس است. اکثر تأسیسات تولیدی در منطقه برای جلوگیری از ذخیره بیش از حد، با نرخهای کاهش یافته به فعالیت خود ادامه میدهند. در حالی که اوره به طور کلی میتواند برای چندین ماه ذخیره شود، دمای بالا و رطوبت میتواند به کیفیت آن آسیب برساند. با طولانی شدن درگیری و بسته ماندن تنگه هرمز، خطر کمبود قابل توجه عرضه کود در حال افزایش است. این بحران همچنین هزینههای تولید اوره را افزایش داده است، زیرا قیمت نهادههای کلیدی برای تولید اوره (گاز طبیعی و آمونیاک) به شدت افزایش یافته است. برای تولیدکنندگان فسفات، گوگرد به یک نگرانی عمده در مورد هزینه تبدیل شده است، به طوری که قیمتها بسیار بالاتر از میانگینهای تاریخی هستند، زیرا ۴۰ تا ۴۵ درصد از صادرات جهانی گوگرد معمولاً از منطقه آسیبدیده میآید. محدودیتهای صادراتی از سوی سایر تأمینکنندگان، این افزایش قیمتها را تشدید کرده است. بازارهای فسفات حتی محدودتر هستند. حدود ۲۰ درصد از عرضه فسفات جهان از عربستان سعودی تأمین میشود.
ادامه حملات نظامی تا ژوئن ۲۰۲۶ و تعطیلی موقت تولید در بحرین، ایران و قطر، آسیبپذیریهای رو به رشد در این زنجیره تأمین نهادههای کشاورزی را برجسته میکند. راهاندازی مجدد یک کارخانه کود پس از تعطیلی معمولاً پنج تا هشت هفته طول میکشد، و با توجه به آسیبهای ساختاری و تعمیرات، میتواند چندین سال طول بکشد. در همین حال، سایر تأمینکنندگان تا حدی صادرات منطقه خلیج فارس را جایگزین کردهاند، هرچند با قیمتهای بالاتر.
کمبود غلات وجود ندارد اما هزینههای تولید افزایش یافته است
وضعیت فعلی با بحران جهانی قیمت مواد غذایی که پس از کووید در سال ۲۰۲۰ و آغاز جنگ روسیه و اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ پدیدار شد متفاوت است. آن بحران با کمبود غلات و کود همراه بود. کشورهای خاورمیانه صادرکنندگان عمده غلات جهانی نیستند، بنابراین کمبود مستقیم غلات وجود ندارد و قیمتهای بینالمللی مواد غذایی، به ویژه برای غلات، نسبتاً ثابت مانده است با این حال، قیمت روغنهای نباتی از زمان بسته شدن تنگه هرمز افزایش یافته است که تا حد زیادی ناشی از افزایش قیمت نفت و تقاضا برای سوختهای زیستی است.
در حال حاضر، علائم هشدار دهنده مشکلات پیش رو شامل افزایش هزینههای کود، سوخت، حمل و نقل، انرژی برای آبیاری و سایر تجهیزات کشاورزی و تأمین مالی است. قیمتهای بالاتر نهادهها در حال حاضر توزیع و فرآوری مواد غذایی را دشوارتر و گرانتر میکند. وقتی قیمت انرژی افزایش مییابد، هزینههای حمل و نقل و فرآوری مواد غذایی افزایش مییابد و تازه نگه داشتن مواد غذایی گرانتر میشود و خطر از دست رفتن مواد غذایی زیاد است. ارائه کمکهای غذایی به منابع مالی بیشتری نیاز دارد. در نتیجه، کشاورزان ممکن است تصمیم بگیرند از کود کمتری استفاده کنند که این امر باعث کاهش عملکرد و عرضه مواد غذایی خواهد شد. با این حال، در کوتاه مدت، پیامدهای قیمتهای بالا و عرضه محدود کود بسته به وابستگی به منطقه خلیج فارس و میزان انتظار کشاورزان از سودآوری مزرعه تحت تأثیر هزینههای بالاتر نهادهها، بسیار متفاوت خواهد بود.
تأثیرات بحران ایران به تفصیل
اول، در حالی که افزایش قیمت جهانی کود به طور گسترده احساس میشود، خطر کمبود فیزیکی مستقیم در مناطق اصلی تولید متفاوت است. در ایالات متحده، منابع برای اکثر کشاورزان برای کاشت بهاره کافی بود، اما بسته به نحوه تحول بحران، استفاده از کود در پاییز میتواند در معرض خطر باشد. کشاورزان در برزیل تقریباً به طور کامل به واردات متکی هستند (که 40٪ آن از طریق تنگه هرمز وارد میشود) و شاهد افزایش بیش از 35 درصدی قیمت کود محلی در دو هفته اول از شروع درگیری بودهاند. هند برای محصولات پاییزه (که در آغاز فصل بارانهای موسمی در ژوئن-ژوئیه کاشته میشود) به اندازه کافی منبع دارد، اما به دلیل وابستگی زیاد به تأمینکنندگان کود و گاز طبیعی در خاورمیانه، در دسترس بودن کود در فصل زمستان نامشخص است. کشاورزان در کشورهای جنوب صحرای آفریقا، به ویژه در شرق آفریقا، بسیار آسیبپذیر هستند، زیرا یک سوم کود مورد نیاز آنها از منطقه خلیج فارس تأمین میشود.
آنها همچنین با هزینههای بالای حمل و نقل و توزیع مواجه هستند. دوم ، هزینههای بالاتر ممکن است به کاهش مصرف کود منجر شود و بر عملکرد تأثیر بگذارد. این خطر برای فصلهای کاشت اواخر تابستان و پاییز آینده زیاد است. تاکنون، قیمت مواد غذایی اصلی همراه با هزینههای نهادهها افزایش نیافته است و نوعی «بحران استطاعت مالی» برای کشاورزان ایجاد کرده است. قیمت نسبی بینالمللی اوره در مقایسه با قیمتهای بینالمللی برنج، گندم، ذرت و سویا نشان میدهد که با افزایش این نسبت قیمت کود/محصول نهادهها مقرون به صرفهتر شدهاند و بر سودآوری مزرعه تأثیر میگذارند.
سوم ، حتی اگر درگیری امروز (مثلا اوایل مردادماه ) پایان یابد، بازارهای کود تا پایان سال ۲۰۲۶ به حالت عادی باز نخواهند گشت. یک سناریوی بدبینانهتر، با طولانیتر شدن درگیری و ادامه محدودیتهای حمل و نقل از تنگه هرمز، انتظار دارد که بحران کود تا سال ۲۰۲۸ ادامه یابد . چهارم ، دولتها در حال افزایش تلاشهای خود برای محدود کردن تأثیرات کاهش مصرف کود بر منابع غذایی هستند.
تصمیم چین در پایان ماه مه 2026 برای لغو ممنوعیت صادرات اوره ممکن است به مهار افزایش اولیه قیمتهای بازار جهانی کمک بیشتری کند. وزارت کشاورزی ایالات متحده اقداماتی را برای افزایش تولید کود داخلی انجام داده و برنامهای را برای حمایت از کشاورزانی که شیوههایی را اتخاذ میکنند که نیاز به استفاده از کود شیمیایی را کاهش میدهد، احیا کرده است. با این حال، ممکن است یک سال یا بیشتر طول بکشد تا این امر بر قیمت کود تأثیر بگذارد. به طور مشابه، طرح اقدام کود اتحادیه اروپا (EU 2026) با هدف افزایش تولید کود و ترویج شیوههای کشاورزی کارآمد از نظر کود، از جمله حمایت مالی هدفمند از کشاورزان برای کاهش هزینههای فزاینده نهادهها و کمبود عرضه است. کشورهای با درآمد کم و متوسط (LMICs) به طور سنتی به یارانههای نهادهها متکی هستند، اما جبران خسارت کشاورزان برای افزایش شدید قیمت در بازارهای کود، احتمالاً برای اکثر دولتها، هزینه مالی گزافی خواهد داشت. محافظت از کشاورزان در برابر نوسانات قیمت، نیازمند سرمایهگذاریهای قابل توجه در آینده برای جایگزینهایی مانند کودهای زیستی و شیوههای کشاورزی کممصرف مانند کشاورزی حفاظتی است. بنابراین، بسیاری از کشاورزان باید در طول سال ۲۰۲۶ از طوفان قیمتهای بالای نهادهها عبور کنند، به این امید که دولتها حمایت خود را از شیوههای کشاورزی پایدارتر که وابستگی آنها به کودهای شیمیایی و سوختهای فسیلی را کاهش میدهد، حفظ کنند.
تأثیر بحران بر مصرفکنندگان و فقرا
در کشورهای ثروتمندتر، هزینه کشاورزی بخش کوچکی از قیمت نهایی غذا را تشکیل میدهد، بنابراین هزینههای بالاتر مزرعه بلافاصله منجر به گرانتر شدن مواد غذایی نمیشود. هزینههای انرژی و حمل و نقل در نهایت از طریق سیستم افزایش مییابند، اما ممکن است سه تا شش ماه طول بکشد تا این هزینههای بالاتر در قیمتهای فروشگاهها ظاهر شوند و پس از آن، میتوانند ۱۲ تا ۱۸ ماه پس از افزایش اولیه ادامه داشته باشند. افزایش قیمت انرژی همچنین خطر کاهش کیفیت و ایمنی غذا را به همراه دارد، به خصوص اگر سرد نگه داشتن غذا یا فرآوری ایمن آن دشوارتر شود.
از زمان شروع درگیری، تورم جهانی قیمت مصرفکننده به طور قابل توجهی افزایش یافته است که نشان دهنده افزایش هزینه انرژی و حمل و نقل است. شاخص عمومی قیمت مصرفکننده (CPI) در اقتصادهای با درآمد بالا از آغاز درگیری تقریباً 2.5 درصد افزایش یافته است که به افزایش سالانه نزدیک به 4.2 درصد کمک میکند OECD 2026؛ IMF 2026 شاخص قیمت مصرفکننده در کشورهای با درآمد متوسط و پایین از زمان شروع درگیری حدود 3.6 درصد افزایش یافته است و نرخ تورم سالانه را در آوریل 2026 به طور متوسط به 7.8 درصد رسانده است. البته بار افزایش قیمتهای مصرفکننده به طور ناموزون توزیع خواهد شد. این فشار بیشتر توسط کشورها و مصرفکنندگانی احساس میشود که کمترین تجهیزات را برای مدیریت افزایش هزینهها دارند. خانوارها در کشورهای کمدرآمد حدود ۵۰٪ از درآمد خود را صرف غذا میکنند. این بدان معناست که اگر قیمت مواد غذایی ۱۰٪ افزایش یابد، درآمد قابل تصرف آنها ۵٪ کاهش مییابد. از سوی دیگر، خانوادهها در کشورهای پردرآمد بخش بسیار کمتری از درآمد خود را برای غذا استفاده میکنند، بنابراین افزایش قیمتها تأثیر بسیار کمتری بر امور مالی آنها دارد. به عبارت دیگر، اختلالات زنجیره تأمین و افزایش قیمتها بیشترین آسیب را به کسانی میزند که قدرت خرید کمتری دارند و سیستمهای حمایت اجتماعی ضعیفتری دارند.
اثر «ضربه مضاعف دلار»
کشورهای کمدرآمد که به واردات مواد غذایی متکی هستند، با چالش دیگری به نام «ضربه مضاعف دلار» مواجه هستند. نه تنها قیمت جهانی کالاها به دلار آمریکا افزایش مییابد، بلکه بیثباتی ژئوپلیتیکی اغلب دلار را قویتر میکند. در نتیجه، وقتی این کشورها هزینههای واردات را به ارزهای محلی خود تبدیل میکنند، قیمتها حتی بالاتر میرود و بودجهها را تحت فشار قرار میدهد و غذا را کمتر مقرون به صرفه میکند. با کاهش عرضه مواد غذایی، این خطر نیز وجود دارد که کشورهای اصلی تولیدکننده مواد غذایی، صادرات خود را برای محافظت از عرضه داخلی خود محدود کنند، همانطور که در شوکهای جهانی قیمت مواد غذایی قبلی انجام دادهاند این محدودیتها میزان مواد غذایی موجود در سطح جهان را کاهش داده و افزایش قیمتها را تسریع میکند و بیشترین آسیب را به کشورهای وابسته به واردات وارد میکند.
زنجیرههای تأمین بشردوستانه مستقیماً تحت فشار هستند. طبق آخرین گزارش جهانی بحرانهای غذایی، نزدیک به ۳۰۰ میلیون نفر در سال ۲۰۲۵ با سطح بالایی از ناامنی غذایی مواجه بودند و به کمکهای غذایی نیاز داشتند (GNAFC 2026). وضعیت آنها بدتر خواهد شد، زیرا افزایش قیمت سوخت و کالاها، قدرت خرید بودجههای کمکی که از قبل هم بسیار کاهش یافتهاند را کاهش میدهد. در نتیجه، غذای کمتری میتوان توزیع کرد و گروههای آسیبپذیر را با ناامنی غذایی بیشتری مواجه میکند.
تفاهمنامه اخیر بین ایالات متحده و ایران نوید میدهد که جریان نفت، گاز طبیعی، گوگرد و کود از طریق تنگه هرمز از سر گرفته شود، فشار بر بازارهای کشاورزی کاهش یابد و خطر بحران عمیقتر امنیت غذایی جهانی کاهش یابد. با این حال، اگرچه این تفاهمنامه ممکن است شدت شوک را کاهش دهد (با فرض باز ماندن تنگه)، اما نمیتواند تجارب اصلی چهار ماه گذشته را پاک کند؛ کشاورزی همچنان به طرز خطرناکی در برابر اختلالات در زنجیرههای تأمین کود آسیبپذیر است.
نویسنده: حسین شیرزاد، تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی