زخم تازه بر تن زاگرس؛ آیا جنگلهای بنه فارس زیر تیغ میروند؟
آیا جنگلهای بنه فارس قربانی تیغزنی میشوند؟ هشدار کارشناسان درباره پیامدهای جبرانناپذیر برداشت صمغ در دوران خشکسالی و تهدید زادآوری زاگرس.
در حالی که تغییرات اقلیمی و خشکسالی رمق زاگرس را گرفته است، زمزمههای بازگشت بهرهبرداران برای برداشت صمغ، نگرانیها را درباره نابودی همیشگی جنگلهای بنه فارس دوچندان کرده است.
به گزارش اختصاصی، پس از ۱۵ سال ممنوعیت قاطع، حالا دوباره فشارها برای صدور مجوز «تیغزنی» درختان بنه در استان فارس بالا گرفته است؛ تصمیمی که میتواند تیر خلاصی بر پیکر نیمهجان این رویشگاههای ارزشمند باشد. کارشناسان هشدار میدهند که این جنگلها دیگر توان ترمیم زخمهای انسانی را ندارند و هرگونه بهرهبرداری تجاری در شرایط فعلی، به معنای تسریع روند بیابانزایی در جنوب کشور است.
پایان استراحت ۱۵ ساله؛ چرا بنهها در خطرند؟
نزدیک به یک دهه و نیم پیش، ادارهکل منابع طبیعی استان فارس با تکیه بر گزارشهای فنی، پرونده برداشت صمغ از جنگلهای بنه فارس را بست. این تصمیم بر پایه یک واقعیت علمی اتخاذ شد: این درختان برای بقا نیاز به استراحت دارند. اما اکنون گزارشها حاکی از آن است که برخی بهرهبرداران، پس از محدودیت فعالیت در غرب کشور، چشم به شمال استان فارس دوختهاند تا دوباره تیغهای خود را بر تنه این درختان کهنسال بنشانند.
خشکسالی و تغییر اقلیم؛ زاگرس دیگر نمیخندد
جنگلهای زاگرس سالهاست که زیر تازیانه خشکسالی، آتشسوزیهای عمدی و غیرعمدی و چرای بیرویه دام کمر خم کردهاند. جنگلهای بنه فارس که ستون فقرات اکوسیستم این منطقه محسوب میشوند، تحت تأثیر تغییر الگوی بارش و افزایش دما، توان زادآوری طبیعی خود را از دست دادهاند. در چنین شرایطی، ایجاد زخم بر تنه درخت برای استخراج شیره (صمغ)، چیزی فراتر از یک فعالیت اقتصادی ساده است؛ این کار اختلال در سازوکار دفاعی درختی است که تمام توانش را برای زنده ماندن در برابر تنشهای محیطی جمع کرده است.
مخالفت کارشناسان: بنه، کارخانه تولید پول نیست!
«محمدحسن محبی»، معاون فنی ادارهکل منابع طبیعی فارس، معتقد است که نگاه به جنگل نباید به یک «انبار کالا» تقلیل یابد. او در گفتگوهای کارشناسی تأکید دارد که صمغ درخت، خون جاری در رگهای آن است و صرفاً یک محصول صادراتی نیست. به گفته او، هر درختی که تیغ میخورد، بخشی از انرژی لازم برای تولید میوه و بذر را از دست میدهد؛ این یعنی انقطاع نسل در جنگلهای بنه فارس و جایگزینی درختان پیر با زمینهای بایر در آیندهای نزدیک.
تفاوت فرهنگ بهرهبرداری در فارس؛ از «مستکی» تا «تیغزنی»
نکته ظریفی که در این میان نادیده گرفته شده، تفاوت الگوی بهرهبرداری سنتی در فارس با سایر مناطق است. در این استان، مردم محلی همواره صمغهای خشکشده طبیعی (مستکی) را بدون آسیب به درخت جمعآوری میکردند. اما ورود روش «تیغزنی» و ایجاد شکافهای عمیق، یک فرهنگ بیگانه با طبیعت فارس است که میتواند به تخریب غیرقابلجبران زیستگاههای حیاتوحش و پوشش گیاهی منطقه منجر شود.
آینده نامعلوم ریههای سبز جنوب
در شرایطی که کمبود اعتبارات حفاظتی و نیروی انسانی، نظارت بر عرصههای وسیع منابع طبیعی را دشوار کرده است، صدور مجوزهای تازه میتواند راه را برای سوءاستفادههای گسترده باز کند. حفاظت از جنگلهای بنه فارس اکنون فراتر از یک وظیفه سازمانی، یک مسئولیت ملی برای حفظ امنیت زیستی نسلهای آینده است. آیا مدیران تصمیمگیر، منافع کوتاهمدت اقتصادی را به بقای ابدی زاگرس ترجیح خواهند داد؟