چرا زباله در ایران هنوز مسألهای حلنشده است؟
مدیریت پسماند در ایران با چالشهایی مانند تفکیک ضعیف، دفن غیراصولی و کمبود بازیافت روبهروست؛ راهکارهای کاهش زباله چیست؟
افزایش تولید زباله، ضعف در تفکیک از مبدأ، وابستگی به دفن و ناکافی بودن زیرساختهای بازیافت باعث شده است تا مدیریت پسماند در ایران از یک مسأله شهری فراتر برود و به یکی از چالشهای جدی محیطزیستی تبدیل شود.
پسماند در ایران؛ مسألهای فراتر از جمعآوری زباله
زباله، زمانی که از خانه یا محل کار خارج میشود، مسأله تمام نمیشود؛ بلکه تازه بخش مهمی از چرخه مدیریت آن آغاز میشود. جمعآوری، انتقال، تفکیک، پردازش، بازیافت و در نهایت دفع ایمن، مجموعهای از اقداماتی است که باید در یک نظام منسجم انجام شود.
در ایران اما در بسیاری از مناطق، مدیریت پسماند همچنان بیش از آن که بر کاهش تولید و بازیافت استوار باشد، بر جمعآوری و دفع نهایی تکیه دارد.
نتیجه چنین رویکردی، افزایش فشار بر مراکز دفن، هدررفت مواد قابل بازیافت و افزایش خطر آلودگی خاک، آب و هواست.
قانون مدیریت پسماندها که در سال ۱۳۸۳ تصویب شد، پسماند را در گروههای مختلف از جمله عادی، پزشکی و ویژه دستهبندی کرده و برای تفکیک، بازیافت و دفع آن وظایفی را برای دستگاههای مسئول تعیین نموده است.
چرا مدیریت زباله در ایران به بحران تبدیل شده است؟
افزایش تولید پسماند و الگوی مصرف
رشد شهرنشینی، تغییر الگوی مصرف و افزایش استفاده از محصولات بستهبندیشده، حجم و تنوع پسماند را بیشتر کرده است. بخش قابل توجهی از این مواد، بهویژه کاغذ، پلاستیک، شیشه و فلزات، در صورت تفکیک صحیح میتوانند دوباره وارد چرخه تولید شوند.
مشکل زمانی جدیتر میشود که پسماندهای مختلف بدون جداسازی در یک مخزن قرار بگیرند. در این شرایط، مواد قابل بازیافت آلوده میشوند و هزینه و دشواری پردازش آنها افزایش مییابد.
ضعف تفکیک زباله از مبدأ
تفکیک از مبدأ یکی از مهمترین حلقههای مدیریت پسماند است؛ زیرا جداسازی زباله در خانه، فروشگاه، اداره یا واحد صنعتی، امکان بازیافت و پردازش اصولی را افزایش میدهد.
حتی در قوانین موجود نیز بر جداسازی پسماندهای عادی تأکید شده است. آییننامه اجرایی قانون مدیریت پسماندها نیز برای شهرها و روستاها، برنامههایی برای جمعآوری تفکیکشده پیشبینی کرده بود.
با وجود این، اجرای کامل و یکپارچه تفکیک از مبدأ همچنان یکی از چالشهای مدیریت شهری در کشور است. نبود زیرساخت کافی، مشارکت ناکافی شهروندان، ضعف آموزش و نبود سازوکار اقتصادی پایدار از عواملی هستند که میتوانند روند تفکیک و بازیافت را محدود کنند.
دفن زباله چه خطری برای محیط زیست دارد؟
دفن پسماند در صورتی که در مراکز مهندسی و مطابق استانداردهای زیستمحیطی انجام نشود، میتواند پیامدهای مختلفی داشته باشد. یکی از مهمترین مشکلات، تولید شیرابه است؛ مایعی که در اثر عبور آب از میان توده پسماند و تجزیه مواد مختلف ایجاد میشود.
اگر شیرابه بهدرستی جمعآوری و تصفیه نشود، احتمال آلودگی خاک و منابع آب افزایش پیدا میکند. از سوی دیگر، تجزیه مواد آلی در محل دفن میتواند به تولید گازهایی مانند متان منجر شود که از گازهای مهم گلخانهای است.
سوزاندن غیراصولی زباله نیز راهحل سادهای نیست. سوختن پسماند در فضای باز یا تأسیسات غیراستاندارد میتواند موجب انتشار آلایندههای خطرناک در هوا شود و سلامت انسان و اکوسیستمها را تحت تأثیر قرار دهد.
پسماند فقط زباله خانگی نیست
یکی از اشتباهات رایج در بحث مدیریت زباله، محدود کردن آن به پسماندهای خانگی است. پسماند پزشکی، صنعتی، کشاورزی، ساختمانی و برخی پسماندهای ویژه، ویژگیها و الزامات متفاوتی دارند.
برای نمونه، پسماندهای پزشکی میتوانند حاوی مواد عفونی یا خطرناک باشند و نمیتوان آنها را مانند زباله عادی مدیریت کرد. قانون مدیریت پسماندها نیز برای گروههای مختلف پسماند، مدیریت و نظارت متفاوتی در نظر گرفته است.
پسماندهای الکترونیکی نیز اهمیت فزایندهای دارند. تلفن همراه، رایانه، باتری و تجهیزات الکترونیکی فرسوده میتوانند حاوی مواد ارزشمند و در عین حال برخی ترکیبات بالقوه خطرناک باشند؛ بنابراین دفع آنها همراه با زباله عادی، به معنای از دست دادن منابع و افزایش ریسک آلودگی است.
چرا بازیافت بهتنهایی کافی نیست؟
بازیافت بخش مهمی از راهحل است، اما نمیتواند تمام مشکل پسماند را حل کند. اگر تولید زباله بدون کنترل افزایش پیدا کند، حتی گسترش مراکز بازیافت نیز پاسخ کاملی نخواهد بود.
مدیریت اصولی پسماند باید از مرحله پیشگیری آغاز شود؛ یعنی کاهش تولید زباله، استفاده دوباره از کالاها، تفکیک از مبدأ، بازیافت و در نهایت دفع ایمن. این رویکرد کمک میکند مقدار کمتری از پسماند به محل دفن برسد و مواد ارزشمند دوباره به چرخه اقتصادی بازگردند.
برنامه ملی راهبردی مدیریت پسماندها نیز برای سالهای پیش رو، اهدافی از جمله افزایش تفکیک از مبدأ و بازیافت، کاهش دفن پسماندهای عادی و توسعه مراکز دفن مهندسی را تعیین کرده است.
راهکار مدیریت پسماند در ایران چیست؟
حل بحران پسماند به یک اقدام مقطعی یا تبلیغات شهری محدود نمیشود. نخستین گام، اجرای دقیق قوانین موجود و مشخص شدن مسئولیت هر دستگاه است. در کنار آن، شهرداریها و سایر نهادهای مسئول باید زیرساخت تفکیک و پردازش را متناسب با شرایط هر منطقه توسعه دهند.
آموزش شهروندان نیز اهمیت زیادی دارد. وقتی مردم بدانند چه چیزی قابل بازیافت است، پسماند تر و خشک را چگونه جدا کنند و پسماندهای خطرناک را کجا تحویل دهند، مشارکت عمومی افزایش پیدا میکند.
از سوی دیگر، ایجاد مشوقهای اقتصادی برای کاهش تولید پسماند و تفکیک از مبدأ میتواند مؤثر باشد. صنعت بازیافت نیز زمانی میتواند پایدار شود که مواد اولیه تفکیکشده، بازار مصرف و سرمایهگذاری مناسب در اختیار آن قرار گیرد.
نقش شهروندان در کاهش بحران زباله
شهروندان اگرچه مسئول تمام مشکلات مدیریت پسماند نیستند، اما نقش آنها در کاهش حجم زباله بسیار مهم است. خرید کالاهای بادوام، کاهش مصرف محصولات یکبارمصرف، استفاده مجدد از وسایل، جدا کردن پسماند خشک و تر و تحویل پسماندهای الکترونیکی و خطرناک به مراکز مجاز، اقداماتی ساده اما اثرگذار هستند.
در واقع، مدیریت پسماند از سطل زباله شروع نمیشود؛ از زمان خرید یک کالا و تصمیم درباره میزان مصرف آن آغاز میشود.
مدیریت پسماند؛ راهی که هنوز باید طی شود
بحران پسماند در ایران، حاصل یک عامل واحد نیست؛ بلکه نتیجه مجموعهای از مشکلات شامل افزایش تولید زباله، ضعف تفکیک از مبدأ، محدودیت زیرساختهای پردازش و بازیافت، وابستگی به دفن و اجرای ناکامل برخی سیاستهاست.
راهکار پایدار نیز روشن است: کاهش تولید پسماند، تفکیک از مبدأ، توسعه بازیافت، دفع مهندسی و اجرای جدی قوانین باید همزمان دنبال شوند.
اگر زباله همچنان تنها بهعنوان موادی زائد دیده شود، هزینههای زیستمحیطی و اقتصادی آن افزایش خواهد یافت؛ اما با نگاه به پسماند بهعنوان یک منبع قابل استفاده، میتوان بخشی از این تهدید را به فرصت اقتصادی و محیطزیستی تبدیل کرد.