«جهش کشاورزی» یا آمارسازی و مصادره کارنامه دیگران؟
وقتی آمار و ارقام ادعایی نوری قزلجه با واقعیات اقتصاد کشاورزی نمیخواند!
بررسی ادعاهای غلامرضا نوری قزلجه درباره جهش کشاورزی؛ آیا آمارها با دادههای مرکز آمار، فائو و واقعیت سفره مردم همخوانی دارند؟
غلامرضا نوری قزلجه در تازهترین گزارش تلویزیونی خود، برخلاف گزارشهای مراجع رسمی و نظر کارشناسان این حوزه که رشد بخش کشاورزی را در دوره حضور او چندین درصد منفی برآورد کردهاند، مدعی آمارهای متعددی شد؛ از جمله: رشد ۱۸ درصدی تولیدات گلخانهای، ۱۰ درصدی برنج، ۹ درصدی محصولات باغی، ۳۷ درصدی پرورش میگو، ۱۷ درصدی صادرات آبزیان، ۸.۵ درصدی تخممرغ، ۵ درصدی مرغ، ۳.۶ درصدی شیر و ۲.۵ درصدی گوشت قرمز. او با استناد به این ارقام اثباتنشده، تصویری خیالی از یک «جهش» در بخش کشاورزی ترسیم کرده است.
بیشتر بخوانید: تکذیب فرمالیته تلویزیونی؛ پاسخ به تهدید امنیت غذایی کشور و بازی با جان مردم نیست
مهمترین شاخص برای سنجش عملکرد کل بخش کشاورزی، ارزش افزوده واقعی کشاورزی است؛ نه گزینش چند محصول خاص و اعلام درصد رشد آنها.
«مرکز آمار ایران» رشد ارزش افزوده کشاورزی در سال ۱۴۰۳ را ۳.۲ درصد اعلام کرده بود؛ اما همین شاخص در سال ۱۴۰۴ با کاهش ۲.۹ درصدی روبهرو شد. این بدان معناست که طبق دادههای مرکز آمار، در نخستین سال کامل مدیریت نوری قزلجه در وزارت جهاد کشاورزی، این بخش نهتنها جهش نکرده، بلکه ارزش افزوده واقعی آن افت کرده است.
مهمتر از آن، مرکز آمار در بهار ۱۴۰۴ رشد گروه کشاورزی را منفی ۲.۷ درصد ثبت کرد.
بنابراین چگونه نوری قزلجه با اعتمادبهنفسی کمنظیر مدعی «رشد فراگیر و جهش تولید در همه بخشها» میشود، در حالی که طبق اعلام رسمی مراجع آماری، شاخص کلان این بخش در همان بازه زمانی وارد محدوده منفی شده است؟
از سوی دیگر، سازمان جهانی خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) در ارزیابی خود از وضعیت ایران، تولید غلات سال ۲۰۲۵ را حدود ۱۹.۵ میلیون تن تخمین زده که بیش از ۱۰ درصد کمتر از میانگین پنجساله است؛ همچنین تولید گندم حدود ۱۶ درصد پایینتر از میانگین برآورد شده است. این دادههای بینالمللی نیز بهروشنی در تضاد با ادعاهای مطرحشده از سوی نوری قزلجه است و نشان میدهد وضعیت کشاورزی کشور را نمیتوان با چند عدد و رقم گزینشی، «جهش تاریخی» نامید.
فارغ از مخدوش بودن و تأیید نشدن این آمارها توسط مراجع معتبر، پرسش اساسی این است: حتی به فرض صحت بخشی از این دادهها، آیا گزینش چند عدد مثبت از میان دهها شاخص منفی، اثباتکننده موفقیت کل بخش کشاورزی است؟
پاسخ کاملاً روشن است: خیر.
اولین و مهمترین نکته؛ رشد ۳.۲ درصدی سال ۱۴۰۳ دستاورد نوری قزلجه نیست
این موضوع را باید صریح و شفاف بیان کرد: نوری قزلجه در ۳۱ مرداد ۱۴۰۳ به عنوان وزیر جهاد کشاورزی انتخاب شد. بنابراین رشد ۳.۲ درصدی بخش کشاورزی در سال ۱۴۰۳ را نمیتوان و نباید به نام او فاکتور زد. این رشد، نتیجه و محصول سیاستگذاریها، برنامهریزیهای کشت و مدیریت پیشین یعنی دوره محمدعلی نیکبخت و تیم همراهش بوده است.
نمیتوان و نباید مدیری که در ماههای پایانی سال سکاندار شده، دستاورد دیگران را مصادره و به نام خود ثبت کند. سند زدن کارنامه دیگران به نام فردی که بخش اعظم سال مسئولیتی نداشته، نهتنها از نظر حرفهای و اخلاقی نادرست است، بلکه در ارزیابی علمی مدیریت نیز هیچ جایگاهی ندارد.
کارنامه واقعی هر وزیر باید دقیقاً از نقطه آغاز مسئولیت او سنجیده شود، نه با مصادره دستاوردهای گذشتگان.
کارنامه دوره مستقیم مسئولیت نوری قزلجه چه میگوید؟
بررسی این مقطع، واقعیتهای متفاوتی را آشکار میسازد.
مرکز آمار در دورههای بعد، رشد بخش کشاورزی را منفی ثبت کرده است. از این رو، نمیتوان با تکیه بر درصدهای مثبت چند محصول معدود، وانمود کرد که کل بخش در مسیر جهش قرار دارد.
همچنین، اعدادی که نوری قزلجه مطرح میکند نیازمند تحلیل «سال پایه» هستند. به عنوان نمونه، ادعای رشد ۳۷ درصدی میگو تنها زمانی معنادار است که مبنای سال پایه و حجم واقعی تولید در آن مقطع مشخص باشد؛ چراکه رشد درصدی یک محصول از یک پایه آماری ضعیف، لزوماً به معنای جهش ساختاری در کل بخش نیست.
درباره برنج نیز ماجرا تأملبرانگیز است. خود نوری قزلجه پیشتر اعلام کرده بود به دلیل محدودیتهای آبی و اجرای الگوی کشت، تولید برنج در استانهای غیرشمالی نزدیک به ۳۰۰ هزار تن کاهش داشته است. بنابراین حتی در حوزهای که از رشد ۱۰ درصدی آن سخن میرود، باید سال پایه، جغرافیای تولید و شیوه محاسبه کاملاً شفاف شود.
مسئله اصلی: «آمارسازی و گزینش دادهها»
اگر عملکرد نوری قزلجه در وزارت جهاد کشاورزی تا این حد چشمگیر بوده است، چرا بهجای ارائه آمارهای جزیرهای و پراکنده، صورتوضعیت جامعی ارائه نمیشود تا مشخص شود:
- حجم واقعی تولید در آغاز مسئولیت او چه میزان بوده و اکنون در چه وضعیتی است؟
- ارزش افزوده واقعی بخش کشاورزی چه تغییری کرده است؟
- بهرهوری آب و زمین تا چه اندازه بهبود یافته است؟
- هزینههای تمامشده تولید برای کشاورزان به چه سمتی رفته است؟
- درآمد واقعی تولیدکنندگان چه میزان تغییر داشته است؟
- قیمت کالاهای اساسی کشاورزی در سبد خانوار مصرفکننده چه روندی را ثبت کرده است؟
- میزان وابستگی کشور به واردات نهادهها و کالاهای اساسی تا چه حد کاهش یا افزایش یافته است؟
این موارد، شاخصهای عینی ارزیابی عملکرد به شمار میروند؛ نه گلچین کردن چند عدد مثبت از میان انبوهی از شاخصهای منفی.
حتی در حوزه خودکفایی، در حالی که نوری قزلجه اخیراً مدعی تأمین حدود ۸۵ درصدی نیاز کشور و هدفگذاری بالای ۹۰ درصد در برنامه هفتم شده، بهطور همزمان از واردات ۱۶ میلیارد دلاری محصولات کشاورزی سخن گفته است. بنابراین مفهوم «خودکفایی» نیز باید با تعریف شفاف، فرمول مشخص و جزئیات دقیق اقلام سنجیده شود، نه با اعلام یک درصد کلی و مبهم.
بخش کشاورزی با «آمارهای ویترینی» سنجیده نمیشود
اگر در چند محصول خاص رشدی حاصل شده، شایسته است از تلاش بیوقفه کشاورزان و تولیدکنندگان قدردانی شود؛ اما این دستاوردها را نمیتوان بهتنهایی شاهدی بر توفیق مدیریتی یک وزارتخانه دانست. همانگونه که نوسانات تولید ناشی از عواملی همچون خشکسالی، سطح زیرکشت، قیمتهای جهانی، شرایط جوی و چرخههای طبیعی را نمیتوان صرفاً به پای تصمیمات مقطعی نوشت.
کشاورزی یک سامانه پیوسته و ساختاریافته است، نه نمایشی از اعداد گزینششده جلوی دوربینهای تلویزیونی.
مهمتر از همه آنکه نوری قزلجه باید پاسخگوی دوره مدیریتی خود باشد، نه آنکه حاصل دسترنج کشاورزان و سیاستگذاران پیشین را مصادره کند.
چنانچه کارنامه عملکرد در وزارت جهاد کشاورزی شفاف و دفاعپذیر است، بهترین راهکار انتشار دادههای خام و قابل راستیآزمایی مراجع معتبری چون مرکز آمار، بانک مرکزی و گمرک خواهد بود؛ در آن صورت مشخص میشود که آیا واقعاً با رشد پایدار روبهرو هستیم یا با روایتی ساختگی و گلچینشده از اعداد.
دستاورد واقعی آن چیزی نیست که بهصورت گزینشی در قاب تلویزیون نمایش داده شود؛ بلکه واقعیتی است که باید در آمار مستقل، مزرعه، بازار، جیب کشاورز و در نهایت بر سر سفره مردم احساس شود.