خبر فوری
شناسه خبر: 56936

رد لاستیک‌هایی که بیابان را بیمه می‌کنند؛ روایتی از یک تجربه متفاوت در شرق کشور

شکارچیانی که یوزبان شدند؛ معجزه در قلب زیستگاه یوز ایران

روایتی خواندنی از حفاظتگاه مشارکتی یوزکنام؛ جایی که قرق‌بانان بدون سلاح و با مشارکت شکارچیان پیشین، ۴۵۰ هزار هکتار از زیستگاه یوز ایرانی را امن کرده‌اند

شکارچیانی که یوزبان شدند؛ معجزه در قلب زیستگاه یوز ایران

«تنها رد لاستیک موتور یا خودروی قرق‌بان، یک محدوده را دست‌کم ۱۰ روز از تیررس متخلفان بیمه می‌کند.» این جمله ساده اما عمیق را احمد عجمی می‌گوید؛ مردی که چین‌وچروک‌های صورتش حکایت از ۳۰ سال ایستادگی در پارک ملی توران دارد.

او که روزگاری رئیس این زیستگاه راهبردی بود، حالا پس از بازنشستگی به‌جای خانه‌نشینی، فرماندهی میدانی متفاوتی را بر عهده گرفته است: حفاظت بدون سلاح، با تیمی که بیشتر اعضای آن در گذشته خودشان شکارچی بوده‌اند!

ماجرا در دل حفاظتگاه مشارکتی یوزکنام می‌گذرد؛ عرصه‌ای وسیع به وسعت ۴۵۰ هزار هکتار که در فاصله‌ای حساس میان شمال پارک ملی توران و دو پناهگاه حیات‌وحش «میاندشت» و «خوش‌ییلاق» واقع شده است. برخلاف الگوهای مرسوم دولتی، این بار گروهی از فعالان مدنی و جامعه محلی تصمیم گرفته‌اند الگویی نو برای نجات در معرض‌خطرترین گربه‌سان جهان پیاده کنند؛ الگویی که در آن اسلحه کنار گذاشته شده و گفت‌وگو جایگزین درگیری فیزیکی شده است.

 

یوزکنام؛ انتخاب راه دشوار برای اتصال شاهراه‌های زیستی

وسعت یوزکنام بیش از دو برابر مجموع پناهگاه‌های میاندشت و خوش‌ییلاق است. حامد ابوالقاسمی، دبیر انجمن صنفی حفاظتگاه‌های خصوصی و مدیر یوزکنام، تصریح می‌کند که آنها می‌توانستند محدوده‌ای ۱۰۰ هزار هکتاری را با هزینه‌ای به‌مراتب کمتر انتخاب کنند؛ گزینه‌ای که بازدهی کوتاه‌مدت را تا ۵۰ درصد بالا می‌برد، اما تکه‌تکه‌شدن زیستگاه دوباره جان یوزها را تهدید می‌کرد. از این رو، «مؤثر بودن» بر «آسان بودن» ترجیح داده شد تا یکپارچگی قلمرو یوزپلنگ آسیایی حفظ شود.

ثبت ۲۱ مشاهده معتبر طی دو دهه و مهم‌تر از آن، رویت «هلیا» و چهار توله‌اش در تابستان ۱۴۰۱ اثبات کرد که یوزکنام نه صرفاً یک کریدور یا مسیر عبوری موقت، بلکه یک زیستگاه مادری و زادآور برای این گونه ارزشمند است. آمارها نیز از احیای امیدبخش طعمه‌ها حکایت دارند؛ محدوده‌ای که روزگاری فقط ۷۰ سم‌دار داشت، در پایش‌های سال ۱۴۰۴ به جمعیت ۴۲۸ فردی (۳۲۱ قوچ‌ومیش و ۱۰۷ آهو) رسیده که امنیت غذایی یوز را تضمین می‌کند.

 

هنر حفاظت بدون تفنگ؛ وقتی شکارچی، محیط‌بان می‌شود

شاید عجیب‌ترین بخش این الگو، چگونگی اداره ۴۵۰ هزار هکتار تنها با ۹ نیرو باشد؛ یعنی سهم هر قرق‌بان حدود ۵۰ هزار هکتار است! این نیروها نه ضابط قضایی هستند و نه حمل سلاح دارند. عجمی که سال‌ها با پشتوانه قانون و اسلحه مأموریت رفته، امروز زبان تعامل را به کار گرفته است: «بارها با گفت‌وگو متخلفانی را دیده‌ام که سوگند یاد کرده‌اند دیگر سراغ شکار نروند.»

این مدل تلاش دارد چرخه‌ باطل رویارویی مرگبار میان محیط‌بان و شکارچی را که دهه‌ها قربانی گرفته است، بشکند. پایگاه‌های پایش یوزکنام نظیر «کلاته عبدل»، «صادق‌آباد» و «چشمه بسیار»، کانونی شده‌اند برای نشست‌های صمیمانه شبانه قرق‌بانان، انتقال تجربه، آموزش مستمر و بازگرداندن بومیان به آغوش حفاظت از تنوع زیستی.

 

عبور از قرق اختصاصی شکار؛ درآمدزایی از مسئولیت اجتماعی

قرق‌های سنتی و خصوصی در ایران عموماً متکی بر فروش پروانه شکار و بهره‌برداری مستقیم هستند؛ رویکردی که یوزکنام کاملاً از آن فاصله گرفته است. در اینجا منبع درآمد، شلیک به حیات‌وحش نیست؛ بلکه این حفاظتگاه مدلی ترکیبی از اکوتوریسم، مشارکت داوطلبانه، و به‌کارگیری مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها و معادن را دنبال می‌کند.

با این حال، حضور انبوه معادن خرد و کلان در دل منطقه همچنان زخمی بر تن این اقلیم است؛ فعالیت‌هایی که با تخریب خاک و آب همراه بوده‌اند. مطالبه‌گران حفاظتگاه مشارکتی یوزکنام معتقدند صنایع و معادن بهره‌بردار باید بخش جدی از آسیب‌های خود به طبیعت را از مسیر تأمین هزینه‌های حفاظت پایدار جبران کنند.

 

یک حلقه برای نجات، نه جایگزین وظایف دولت

با محدودیت‌های گسترده‌ای که در سال‌های اخیر بر پایش‌های میدانی و فعالیت سمن‌ها تحمیل شده، یوزکنام قصد ندارد مسئولیت‌های حاکمیتی سازمان محیط‌زیست یا پارک ملی توران را کمرنگ کند. آن‌طور که فعالان این پروژه تأکید می‌کنند، یوزکنام تنها «حلقه‌ای مکمل» در پازل نجات یوز است تا بتوان با تلفیق توان جامعه محلی، حامیان مدنی و بدنه کارشناسی، بارقه‌ای واقعی برای بقای این گونه در آستانه انقراض در فلات مرکزی ایران روشن نگه داشت./ پیام ما

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای