خبر فوری
شناسه خبر: 56954

شکاف ۵۰ میلیونی حقوق و هزینه زندگی؛ کارگران چه می‌خرند؟

شکاف حقوق کارگران و هزینه زندگی به ده‌ها میلیون تومان رسیده است؛ خط فقر بالای ۷۰ میلیون تومان و تورم سنگین، معیشت خانوارها را تهدید می‌کند.

شکاف ۵۰ میلیونی حقوق و هزینه زندگی؛ کارگران چه می‌خرند؟

فاصله میان حقوق کارگران و هزینه واقعی زندگی حالا به یکی از جدی‌ترین نگرانی‌های معیشتی خانوارهای مزدبگیر تبدیل شده است؛ در حالی که برآوردهای مطرح‌شده از خط فقر بالای ۷۰ میلیون تومان و هزینه ماهانه حدود ۹۰ میلیون تومان برای یک خانواده کارگری حکایت دارد، حداقل دریافتی کارگران با مزایا حتی به ۲۵ میلیون تومان هم نمی‌رسد.

این شکاف بزرگ به این معناست که بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های ضروری زندگی از توان درآمدی بسیاری از خانوارهای کارگری خارج شده است؛ وضعیتی که فعالان کارگری نسبت به پیامدهای آن هشدار می‌دهند.

 

تورم؛ فشار بیشتر بر دهک‌های پایین درآمدی

بر اساس آمارهای مورد استناد این گزارش، تورم نقطه‌به‌نقطه در مردادماه به ۸۹ درصد رسیده و تورم نقطه‌به‌نقطه گروه خوراکی‌ها نیز ۱۲۷.۵ درصد اعلام شده است.

فشار تورمی برای دهک‌های پایین درآمدی شدیدتر است. نرخ تورم سالانه دهک دوم درآمدی در مردادماه ۷۸.۳ درصد اعلام شده؛ در حالی که این رقم برای دهک دهم ۶۷.۶ درصد بوده است.

این اختلاف نشان می‌دهد افزایش قیمت‌ها برای خانوارهای کم‌درآمد تبعات سنگین‌تری دارد؛ چرا که بخش بزرگ‌تری از درآمد این خانوارها صرف نیازهای ضروری مانند مواد غذایی، اجاره مسکن، درمان و آموزش می‌شود.

 

حقوق کارگران چقدر از هزینه زندگی عقب مانده است؟

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بحران معیشتی، فاصله میان درآمد و هزینه‌های ماهانه خانوار است.

بر اساس ارقامی که در این گزارش مطرح شده، حداقل دریافتی ماهانه کارگران با احتساب مزایا کمتر از ۲۵ میلیون تومان است. در مقابل، هزینه ماهانه یک خانواده کارگری حدود ۹۰ میلیون تومان برآورد شده و خط فقر نیز بالاتر از ۷۰ میلیون تومان اعلام شده است.

به این ترتیب، حتی اگر رقم خط فقر را مبنا قرار دهیم، فاصله میان حداقل دریافتی و خط فقر به ده‌ها میلیون تومان می‌رسد؛ فاصله‌ای که باعث شده تأمین بسیاری از نیازهای معمول زندگی برای خانواده‌های کارگری دشوارتر شود.

 

وقتی سبد خانوار کوچک‌تر می‌شود

افزایش هزینه خوراک، مسکن و درمان تنها به کاهش قدرت خرید منجر نشده، بلکه الگوی مصرف خانوارهای کم‌درآمد را نیز تغییر داده است.

در چنین شرایطی، خانواده‌ها ناچار می‌شوند برخی کالاها و خدمات را از سبد مصرفی خود حذف یا مصرف آنها را کاهش دهند. تفریح و سفر از نخستین هزینه‌هایی هستند که ممکن است کنار گذاشته شوند، اما فشار اقتصادی می‌تواند حتی به کاهش هزینه‌های مربوط به آموزش، درمان و مواد غذایی نیز منجر شود.

فعالان کارگری معتقدند ادامه این وضعیت، معیشت خانوارهای مزدبگیر را با مشکلات جدی‌تری روبه‌رو خواهد کرد.

 

هشدار یک فعال کارگری درباره وضعیت معیشت

علیرضا خرمی، فعال کارگری، با انتقاد از روند افزایش قیمت‌ها، تورم موجود را «نابودکننده و افسارگسیخته» توصیف کرده و این پرسش را مطرح کرده است که برای متوقف کردن این روند چه اقدامی باید انجام شود و مسئول اصلی مهار تورم چه نهادی است.

به گفته او، مسئله امروز کارگران صرفاً پایین بودن حقوق نیست؛ بلکه دستمزد دریافتی در بسیاری از موارد توان تأمین یک زندگی حداقلی را نیز ندارد.

خرمی با اشاره به افزایش هزینه‌هایی مانند دلار، بنزین، کالاهای اساسی، مسکن و درمان، تأکید کرده است که فشار هزینه‌ها روزبه‌روز بیشتر می‌شود و حتی داشتن چند شغل نیز لزوماً نمی‌تواند شکاف میان درآمد و هزینه را جبران کند.

 

خط فقر بالای ۷۰ میلیون تومان؛ کارگر چگونه زندگی کند؟

یکی از پرسش‌های اصلی مطرح‌شده از سوی این فعال کارگری، فاصله قابل‌توجه میان خط فقر و حقوق کارگران است.

اگر هزینه زندگی یک خانواده حدود ۹۰ میلیون تومان و خط فقر بیش از ۷۰ میلیون تومان باشد، اما درآمد حداقلی یک کارگر به مراتب پایین‌تر از این ارقام قرار گیرد، بخش بزرگی از خانوارهای مزدبگیر برای تأمین هزینه‌های ضروری با کسری بودجه مواجه خواهند شد.

در چنین شرایطی، یک بیماری ناگهانی یا افزایش قابل‌توجه اجاره‌بها می‌تواند فشار مضاعفی بر خانواده وارد کند؛ به‌ویژه برای خانوارهایی که پس‌انداز یا درآمد دیگری ندارند.

 

آیا یارانه و کالابرگ شکاف دستمزد را پر می‌کند؟

در کنار افزایش هزینه‌های زندگی، موضوع پرداخت یارانه و اجرای طرح‌های کالابرگ نیز به عنوان ابزار حمایت از خانوارهای کم‌درآمد مطرح است.

با این حال، خرمی معتقد است یارانه و کالابرگ نمی‌توانند جایگزین دستمزد متناسب با هزینه واقعی زندگی شوند. از نگاه او، اعتبار خرید چند قلم کالای مشخص یا پرداخت مبالغ محدود، پاسخگوی شکاف عمیق میان درآمد و هزینه خانوار نیست.

او تأکید کرده است که کارگران به جای کمک‌های مقطعی، به دستمزدی نیاز دارند که بتواند هزینه یک زندگی شرافتمندانه را پوشش دهد.

 

افزایش قیمت‌ها و عقب‌ماندگی دستمزد

به گفته این فعال کارگری، افزایش قیمت بنزین و سایر هزینه‌ها در شرایطی رخ می‌دهد که دستمزد کارگران همچنان از رشد هزینه‌های زندگی عقب است.

وقتی اجاره‌خانه، کالاهای اساسی، حمل‌ونقل و درمان گران‌تر می‌شوند، اما رشد درآمد با همان سرعت افزایش پیدا نمی‌کند، قدرت خرید مزدبگیران کاهش می‌یابد.

نتیجه چنین شرایطی می‌تواند افزایش تعداد افرادی باشد که برای تأمین هزینه‌های روزمره ناچار به انجام کار دوم و سوم می‌شوند؛ موضوعی که خود فشار بیشتری بر کیفیت زندگی و زمان استراحت خانوار وارد می‌کند.

 

مطالبه اصلی کارگران چیست؟

خرمی در نهایت تأکید کرده است که مسئله کارگران را نمی‌توان صرفاً با پرداخت یارانه یا کمک‌های حمایتی حل کرد.

از نگاه او، مسئله اصلی به عدالت مزدی و حق برخورداری از یک زندگی شرافتمندانه بازمی‌گردد؛ به این معنا که دستمزد باید با هزینه واقعی زندگی تناسب بیشتری داشته باشد.

در شرایطی که کارگران نقش مهمی در چرخه تولید و اقتصاد کشور دارند، فاصله میان حقوق کارگران و هزینه‌های ضروری زندگی به یکی از مهم‌ترین چالش‌های معیشتی تبدیل شده است؛ چالشی که بدون کنترل تورم و ایجاد تناسب میان دستمزد و هزینه‌های واقعی، همچنان پابرجا خواهد ماند.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای