خبر فوری
شناسه خبر: 56956

مقاله هفته بیست و ششم

احیای سازمان توسعه روستایی؛ بازآفرینی نقش تسهیل‌گری و حکم‌‌رانی محلی در توسعه کشاورزی پایدار

سازمان توسعه روستایی؛ از یک نهاد مغفول تا کانون تسهیل‌گری توسعه. تحلیل نقش حکمرانی محلی و تجربیات بین‌المللی (برنامه LEADER) در بازآفرینی ساختار مدیریت روستایی در وزارت جهاد کشاورزی.

احیای سازمان توسعه روستایی؛ بازآفرینی نقش تسهیل‌گری و حکم‌‌رانی محلی در توسعه کشاورزی پایدار

بیست و ششمین مقاله از مجموعه تحول مدیریت در وزارت جهاد کشاورزی، به یکی از مغفول‌ترین اما راهبردی‌ترین نهادهای توسعه‌ای کشور یعنی سازمان توسعه روستایی می‌پردازد. این سازمان با برخورداری از اساس‌‌نامه‌ای مترقی، بسترهای قانونی گسترده و مأموریت ذاتی توان‌‌مندسازی جوامع روستایی، می‌تواند به کانون هماهنگی توسعه روستایی، مدیریت یک‌‌پارچه سرزمین و تسهیل‌گری حکم‌‌رانی محلی تبدیل شود. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که این ظرفیت عظیم، به‌دلیل ضعف در ساختار نهادی، نبود اختیارهای اجرایی کافی، و عدم هماهنگی با سایر نهادهای متولی توسعه روستایی، در وضعیت مغفول و کم‌اثر باقی مانده است. نتایج پژوهش‌های معتبر بین‌المللی نشان می‌دهد که توسعه پایدار روستایی، بدون حکم‌‌رانی چندسطحی، مشارکت جوامع محلی، و نهادهای تسهیل‌گر قدرت‌‌مند امکان‌پذیر نیست. مطالعات بر نقش «نهادهای مرزی» در تسهیل هم‌‌کاری بین دانش علمی و دانش محلی تأکید دارند. هم‌‌چنین، تجربه موفق برنامه LEADER در اتحادیه اروپا نشان می‌دهد که واگذاری اختیارها به نهادهای محلی و تقویت مشارکت جوامع روستایی، می‌تواند به تحول بنیادین در توسعه روستایی منجر شود. این مقاله با بهره‌گیری از چارچوب نظری حکم‌‌رانی چندسطحی (Multi-level Governance) و توسعه محلی مشارکتی (Participatory Local Development) و با استناد به تجارب موفق بین‌المللی، ابتدا به آسیب‌شناسی وضع موجود سازمان توسعه روستایی می‌پردازد و سپس چارچوبی عملیاتی برای بازآفرینی نقش این سازمان در چهار مؤلفه اصلی ارائه می‌دهد: بازتعریف مأموریت و اختیارهای قانونی، استقرار نظام حکم‌‌رانی چندسطحی، توان‌‌مندسازی جوامع محلی، و ایجاد نظام پایش و ارزش‌‌یابی مشارکتی. استقرار این چارچوب، وزارت جهاد کشاورزی را قادر می‌سازد تا با احیای سازمان توسعه روستایی، به عدالت فضایی، توان‌‌مندسازی روستاییان، و توسعه پایدار سرزمینی دست یابد.

 

واژه‌‌گان کلیدی: سازمان توسعه روستایی، حکم‌‌رانی محلی، توسعه پایدار روستایی، حکم‌‌رانی چندسطحی، مشارکت جوامع محلی، تسهیل‌گری، توان‌‌مندسازی، نظام پایش و ارزش‌‌یابی مشارکتی، وزارت جهاد کشاورزی.

 

مقدمه

در بیست و پنج مقاله پیشین این مجموعه، تصویری از چالش‌های ساختاری مدیریت منابع انسانی تا مدیریت یک‌‌پارچه منابع آب ترسیم شد. یکی از کلیدی‌ترین نهادهایی که می‌تواند همه این تحولات را در سطح جوامع محلی و روستایی به منصه ظهور برساند، سازمان توسعه روستایی است. این سازمان، با برخورداری از اساس‌‌نامه‌ای مترقی و بسترهای قانونی گسترده، ظرفیت آن را دارد که به کانون هماهنگی و تسهیل‌گری توسعه روستایی تبدیل شود. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که این ظرفیت عظیم، به‌دلیل ضعف در ساختار نهادی، نبود اختیارهای اجرایی کافی، و عدم هماهنگی با سایر نهادهای متولی توسعه روستایی، در وضعیت مغفول و کم‌اثر باقی مانده است.

اهمیت این موضوع زمانی دوچندان می‌شود که بیش از ۲۵ درصد جمعیت کشور در مناطق روستایی زندگی می‌کنند و معیشت آن‌ها به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به بخش کشاورزی وابسته است. تجربه جهانی نشان می‌دهد که توسعه پایدار روستایی، بدون حکم‌‌رانی چندسطحی، مشارکت جوامع محلی، و نهادهای تسهیل‌گر قدرتمند امکان‌پذیر نیست. مطالعه کلارک و همکاران (2016)، بر نقش «نهادهای مرزی» (Boundary Organizations) در تسهیل هم‌‌کاری بین دانش علمی و دانش محلی تأکید دارد و نشان می‌دهد که این نهادها می‌توانند به‌عنوان پل ارتباطی بین سیاست‌گذاران، پژوهش‌‌گران و جوامع محلی عمل کنند. همچنین، تجربه موفق برنامه LEADER در اتحادیه اروپا که از سال ۱۹۹۱ اجرا شده، نشان می‌دهد که واگذاری اختیارهای به گروه‌های اقدام محلی (Local Action Groups - LAGs) و تقویت مشارکت جوامع روستایی، می‌تواند به تحول بنیادین در توسعه روستایی منجر شود. این برنامه بر رویکرد پایین به بالا (Bottom-up Approach) ، مشارکت جوامع محلی و هم‌‌کاری بین‌بخشی تأکید دارد و در بیش از ۲,۵۰۰ منطقه روستایی اروپا اجرا شده است (کمیسیون اروپا (2020)).

پرسش اصلی این مقاله آن است که: «وزارت جهاد کشاورزی چگونه می‌تواند با احیای سازمان توسعه روستایی و بازآفرینی نقش تسهیل‌گری و حکم‌‌رانی محلی آن، به توان‌‌مندسازی جوامع روستایی، کاهش فقر، و توسعه پایدار سرزمینی دست یابد؟» پاسخ به این پرسش، نیازمند آسیب‌شناسی وضع موجود و ارائه یک چارچوب عملیاتی مبتنی بر تجارب موفق بین‌المللی و مطالعات علمی معتبر است.

 

مبانی نظری و مفاهیم کلیدی

1.حکم‌‌رانی چندسطحی  (Multi-level Governance)

حکم‌‌رانی چندسطحی به چارچوبی اطلاق می‌شود که در آن اختیارهای و مسئولیت‌ها بین سطوح مختلف حکم‌‌رانی (ملی، منطقه‌ای، محلی) به‌صورت افقی و عمودی تقسیم می‌شود و تصمیم‌گیری‌ها با مشارکت همه سطوح انجام می‌گیرد. این رویکرد بر هماهنگی، هم‌افزایی و مشارکت میان سطوح مختلف تأکید دارد. در زمینه توسعه روستایی، حکم‌‌رانی چندسطحی به معنای واگذاری اختیارها به نهادهای محلی و ایجاد سازوکارهای هماهنگی بین نهادهای ملی، منطقه‌ای و محلی است.

 

2. توسعه محلی مشارکتی  (Participatory Local Development)

توسعه محلی مشارکتی رویکردی است که در آن جوامع محلی به‌عنوان بازیگران اصلی فرآیند توسعه شناخته می‌شوند و در شناسایی نیازها، طراحی برنامه‌ها، اجرا و ارزیابی مشارکت فعال دارند. این رویکرد، برخلاف مدل‌های سنتی توسعه که از بالا به پایین طراحی می‌شوند، بر ظرفیت‌سازی، توان‌‌مندسازی و مالکیت محلی تأکید دارد. تجربه برنامه LEADER در اروپا نشان می‌دهد که این رویکرد می‌تواند به افزایش اثربخشی پروژه‌های توسعه روستایی، کاهش هزینه‌ها و افزایش پایداری نتایج منجر شود.

 

3. نهادهای مرزی  (Boundary Organizations)

نهادهای مرزی به سازمان‌هایی اطلاق می‌شود که در مرز بین علم، سیاست و عمل فعالیت می‌کنند و نقش تسهیل‌گری، ترجمه دانش و ایجاد پل ارتباطی بین ذی‌نفعان مختلف را بر عهده دارند. کلارک و همکاران (2016)، نشان می‌دهد که این نهادها می‌توانند به افزایش هم‌‌کاری بین پژوهش‌‌گران، سیاست‌گذاران و جوامع محلی کمک کنند و به‌عنوان واسطه‌های دانش عمل نمایند . در همین راستا، سازمان توسعه روستایی می‌تواند به‌عنوان یک نهاد مرزی، نقش تسهیل‌گری بین دانش علمی و دانش بومی را ایفا کند.

 

4. گروه‌های اقدام محلی  (Local Action Groups - LAGs)

گروه‌های اقدام محلی (LAGs) نهادهایی هستند که در چارچوب برنامه LEADER اروپا تشکیل شده‌اند و ترکیبی از نمایندگان بخش عمومی، خصوصی و جامعه مدنی را در خود جای داده‌اند. این گروه‌ها مسئولیت تدوین و اجرای استراتژی‌های توسعه محلی را بر عهده دارند و از اختیارهای تصمیم‌گیری و منابع مالی مستقل برخوردارند. تجربه اروپا نشان می‌دهد که این گروه‌ها می‌توانند به افزایش مشارکت محلی، کارآفرینی روستایی و تنوع‌بخشی به اقتصاد روستایی کمک کنند.

 

آسیب‌شناسی وضع موجود سازمان توسعه روستایی

بر اساس شواهد و مطالعات علمی، مهم‌ترین چالش‌های سازمان توسعه روستایی در ایفای نقش مؤثر خود عبارتند از:

1. ضعف در ساختار نهادی و اختیارهای قانونی

اگرچه سازمان توسعه روستایی از اساس‌‌نامه‌ای مترقی برخوردار است، اما در عمل، اختیارهای اجرایی کافی برای ایفای نقش هماهنگ‌کننده و تسهیل‌گر خود را ندارد. این سازمان فاقد ابزارهای قانونی لازم برای الزام سایر نهادها به همکاری و هماهنگی است و در عمل، به‌عنوان یک نهاد مشورتی و نه اجرایی عمل می‌کند. این ضعف ساختاری، باعث می‌شود که بسیاری از سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه روستایی، بدون هماهنگی کافی و بدون در نظر گرفتن ظرفیت‌ها و نیازهای محلی، اجرا شوند.

 

2. هم‌‌پوشانی و تعارض با سایر نهادهای متولی توسعه روستایی

در ساختار کنونی، نهادهای متعددی مسئولیت توسعه روستایی را بر عهده دارند: از جمله، معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان توسعه روستایی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام خمینی، استانداری‌ها، بخشداری‌ها و دهیاری‌ها و .... این پراکندگی نهادی، منجر به هم-پوشانی وظایف، اتلاف منابع، و نبود یک مرجع واحد هماهنگ‌کننده شده است. سازمان توسعه روستایی، به‌دلیل فقدان اختیارهای کافی، نمی‌تواند نقش هماهنگ‌کننده مؤثری در این میان ایفا کند.

 

3. ضعف در مشارکت جوامع محلی و رویکرد پایین به بالا

بسیاری از برنامه‌ها و پروژه‌های توسعه روستایی، بدون مشارکت واقعی جوامع محلی و بر اساس رویکرد بالا به پایین طراحی و اجرا می‌شوند. این رویکرد، باعث می‌شود که پروژه‌ها با نیازهای واقعی روستاییان هم‌‌خوانی نداشته باشند و در عمل با مقاومت، عدم پذیرش و ناکارآمدی مواجه شوند. تجربه برنامه LEADER نشان می‌دهد که موفقیت در توسعه روستایی، در گرو مشارکت فعال جوامع محلی و طراحی برنامه‌ها بر اساس نیازها و ظرفیت‌های محلی است.

 

4. ضعف در نظام پایش و ارزش‌‌یابی مشارکتی

نظام پایش و ارزش‌‌یابی موجود در حوزه توسعه روستایی، عمدتاً متمرکز، کمی‌گرا و بدون مشارکت ذی‌نفعان است. این نظام، قادر به سنجش آثار واقعی پروژه‌ها بر معیشت روستاییان و پایداری نتایج نیست. تجربه جهانی نشان می‌دهد که پایش و ارزش‌‌یابی مشارکتی که در آن جوامع محلی در فرآیند ارزیابی مشارکت دارند، می‌تواند به یادگیری سازمانی، بهبود مستمر و افزایش مالکیت محلی منجر شود.

 

5. غفلت از ظرفیت‌های قانونی و بسترهای موجود در اساس‌‌نامه سازمان توسعه روستایی

اساس‌‌نامه سازمان توسعه روستایی، ظرفیت‌های قانونی گسترده‌ای را برای این سازمان پیش‌بینی کرده است که از جمله آنها می‌توان به نظارت بر اجرای سیاست‌های توسعه روستایی، هماهنگی بین‌بخشی، و تسهیل‌گری مشارکت جوامع محلی اشاره کرد. با این‌‌حال، این ظرفیت‌ها به‌دلیل ضعف در ساختار اجرایی، کمبود منابع انسانی متخصص، و نبود اراده سیاسی کافی، در عمل به‌طور کامل مورد بهره‌برداری قرار نگرفته‌اند.

 

 چارچوب پیشنهادی: بازآفرینی نقش سازمان توسعه روستایی

(Rural Development Organization Revitalization - RDOR)

چارچوب بازآفرینی نقش سازمان توسعه روستایی (RDOR) در چهار مؤلفه اصلی و بر اساس یافته‌های علمی معتبر طراحی شده است.

1. مؤلفه اول: بازتعریف مأموریت و اختیارهای قانونی  (Mission & Legal Authority Redefinition)

هدف: تبدیل سازمان توسعه روستایی به یک نهاد تسهیل‌گر و هماهنگ‌کننده قدرت‌‌مند در حوزه توسعه روستایی.

 

اقدام‌‌های عملی:

۱. بازنگری در اساس‌‌نامه و اختیارهای قانونی سازمان:

تدوین و ارائه لایحه اصلاح اساس‌‌نامه سازمان توسعه روستایی به مجلس با اهداف:

·‌ ‌اعطای اختیارهای اجرایی لازم برای هماهنگی بین‌بخشی و نظارت بر اجرای سیاست‌های توسعه روستایی.

·‌ ‌تعریف جایگاه قانونی سازمان به‌عنوان «متولی اصلی حکم‌‌رانی محلی و توسعه روستایی» در سطح ملی.

·‌ ‌ایجاد سازوکارهای الزام‌آور برای هم‌‌کاری سایر نهادها با سازمان.

 

۲. تعریف مأموریت جدید سازمان به‌عنوان «نهاد مرزی» (Boundary Organization):

·‌ ‌بر اساس مطالعات منتشرشده (کلارک و هم‌‌کاران (2016)، و رنتینگ و هم‌‌کاران (2012))، سازمان توسعه روستایی می‌تواند به‌عنوان یک نهاد مرزی عمل کند که پل ارتباطی بین دانش علمی، سیاست‌گذاری و عمل محلی است.

·‌ ‌مأموریت جدید سازمان شامل: تسهیل‌گری هم‌‌کاری بین‌بخشی، ترجمه دانش به عمل، و ایجاد پل ارتباطی بین سیاست‌گذاران و جوامع محلی.

 

۳. ایجاد «شورای عالی توسعه روستایی» به ریاست وزیر جهاد کشاورزی:

·‌ ‌تشکیل شورایی با عضویت نمایندگان معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان توسعه روستایی، وزارت کشور، بنیاد مسکن، سازمان محیط زیست، تشکل‌های روستایی و نمایندگان جوامع محلی برای هماهنگی بین‌بخشی و تصمیم‌گیری یک‌‌پارچه در حوزه توسعه روستایی.

 

2.مؤلفه دوم: استقرار نظام حکم‌‌رانی چندسطحی  (Multi-level Governance System)

هدف: ایجاد ساختار حکم‌‌رانی چندسطحی برای واگذاری اختیارها به سطوح محلی و افزایش مشارکت.

 

اقدام‌‌های عملی:

۱. تشکیل «گروه‌های اقدام محلی» (LAGs) در سطح شهرستان‌ها:

·‌ ‌بر اساس تجربه موفق برنامه LEADER در اتحادیه اروپا، تشکیل گروه‌های اقدام محلی با عضویت نمایندگان بخش عمومی، خصوصی و جامعه مدنی (شامل ده‌‌یاری‌ها، شوراهای اسلامی روستا، تشکل‌های کشاورزی، کارآفرینان محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد).

·‌ ‌واگذاری مسئولیت تدوین و اجرای استراتژی‌های توسعه محلی به این گروه‌ها با اختیارهای تصمیم‌گیری و منابع مالی مستقل.

 

۲. انتقال بخشی از اختیارها به سطوح محلی:

·‌ ‌واگذاری اختیارهای برنامه‌ریزی، تخصیص منابع و نظارت بر پروژه‌های توسعه روستایی به گروه‌های اقدام محلی و ده‌‌یاری‌ها.

·‌ ‌ایجاد صندوق‌های توسعه محلی با منابع مالی مستقل برای اجرای پروژه‌های اولویت‌دار محلی.

 

۳. تقویت نقش ده‌‌یاری‌ها و شوراهای اسلامی روستا:

·‌ ‌توان‌‌مندسازی ده‌‌یاری‌ها و شوراهای اسلامی روستا برای ایفای نقش مؤثرتر در برنامه‌ریزی، اجرا و نظارت بر پروژه‌های توسعه روستایی.

·‌ ‌ارائه آموزش‌های تخصصی به ده‌‌یاران و اعضای شوراها در حوزه مدیریت پروژه، جذب منابع مالی و مشارکت‌دهی.

 

۴. ایجاد سازوکارهای هماهنگی بین سطوح مختلف حکم‌‌رانی:

·‌ ‌تشکیل کمیته‌های هماهنگی استانی با حضور نمایندگان سازمان توسعه روستایی، استانداری، فرمانداری و گروه‌های اقدام محلی برای هماهنگی برنامه‌ها و پروژه‌ها.

·‌ ‌ایجاد سامانه یک‌‌پارچه اطلاعات توسعه روستایی برای تسهیل جریان اطلاعات بین سطوح مختلف.

 

3. مؤلفه سوم: توانمندسازی جوامع محلی  (Community Empowerment)

هدف: افزایش ظرفیت و مشارکت جوامع محلی در فرآیندهای توسعه.

 

اقدام‌‌های عملی:

1. استقرار نظام «ظرفیت‌سازی محلی: (Local Capacity Building)

طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی برای جوامع محلی در حوزه‌های مدیریت پروژه، کارآفرینی، بازاریابی و مهارت‌های ارتباطی.

·‌ ‌ایجاد مراکز آموزش و توان‌‌مندسازی روستایی در سطح شهرستان‌ها با هم‌‌کاری سازمان توسعه روستایی و مراکز آموزش جهاد کشاورزی.

 

۲. حمایت از تشکیل و تقویت تشکل‌های محلی:

·‌ ‌حمایت از تشکیل تعاونی‌های روستایی، صندوق‌های خرد محلی، و شبکه‌های تولیدی با هدف افزایش توان اقتصادی و اجتماعی جوامع محلی.

·‌ ‌ارائه تسهیلات مالی و اعتباری به تشکل‌های محلی برای اجرای پروژه‌های کوچک‌مقیاس.

 

۳. احیا و به‌کارگیری دانش بومی:

·‌ ‌شناسایی و مستندسازی دانش بومی روستاییان در حوزه‌های کشاورزی، مدیریت منابع آب، و صنایع دستی.

·‌ ‌تلفیق دانش بومی با دانش علمی در فرآیندهای برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری.

 

۴. توانمندسازی زنان و جوانان روستایی:

·‌ ‌طراحی برنامه‌های ویژه برای توان‌‌مندسازی اقتصادی و اجتماعی زنان روستایی از طریق آموزش مهارت‌های کارآفرینی و دسترسی به منابع مالی.

·‌ ‌ایجاد فرصت‌های شغلی و کارآفرینی برای جوانان روستایی با هدف کاهش مهاجرت به شهرها.

 

4. مؤلفه چهارم: ایجاد نظام پایش و ارزشیابی مشارکتی

(Participatory Monitoring & Evaluation System)

هدف: ایجاد نظام پایش و ارزش‌‌یابی که با مشارکت جوامع محلی، اثربخشی و پایداری پروژه‌ها را بسنجد.

 

اقدام‌‌های عملی:

۱. استقرار نظام پایش و ارزش‌‌یابی مشارکتی 

Participatory Monitoring & Evaluating

·‌ ‌طراحی و پیاده‌سازی نظامی که در آن جوامع محلی در فرآیند ارزیابی پروژه‌ها مشارکت فعال دارند.

·‌ ‌استفاده از شاخص‌های مشارکتی که توسط خود جوامع محلی تعریف و اندازه‌گیری می‌شوند.

 

۲. ایجاد سامانه یک‌‌پارچه اطلاعات توسعه روستایی:

·‌ ‌راه‌اندازی یک پلتفرم برخط برای جمع‌آوری، تحلیل و انتشار داده‌های مربوط به توسعه روستایی شامل اطلاعات پروژه‌ها، شاخص‌های توسعه، و گزارش‌های ارزیابی.

·‌ ‌استفاده از فناوری‌های دیجیتال برای تسهیل مشارکت جوامع محلی در پایش و ارزش‌‌یابی.

 

۳. انتشار گزارش‌های شفافیت توسعه روستایی:

·‌ ‌تهیه و انتشار عمومی گزارش‌های دوره‌ای (سالانه) درباره عملکرد سازمان توسعه روستایی، پروژه‌های اجراشده، و تأثیر آنها بر معیشت روستاییان.

·‌ ‌استفاده از زبان ساده و قابل فهم برای اطلاع‌رسانی به جوامع محلی.

 

۴. استقرار نظام یادگیری سازمانی:

·‌ ‌برگزاری جلسات بازنگری پس از اقدام (After Action Review- AAR) برای استخراج درس‌آموخته‌ها از پروژه‌های موفق و ناموفق.

·‌ ‌ایجاد بانک دانش توسعه روستایی برای ذخیره و اشتراک‌گذاری تجربه و درس‌آموخته‌ها.

۵. نقشه راه عملیاتی استقرار نظام RDOR در وزارت جهاد کشاورزی

فاز

گام‌های عملی

مدت

مسئول

خروجی کلیدی

فاز ۰:

آمادگی و توان­مندسازی

• برگزاری دوره‌های آموزشی حکم­رانی چندسطحی و توسعه محلی مشارکتی برای مدیران ارشد و میانی

• تشکیل «کارگروه تدوین نظام RDOR» با حضور نمایندگان سازمان توسعه روستایی، وزارت کشور و تشکل‌ها

• بررسی و تحلیل وضع موجود با استناد به مطالعات علمی معتبر

۴ ماه

سازمان توسعه روستایی

نهاد رهبری‌کننده و گزارش وضع موجود

 

فاز ۱:

 بازتعریف مأموریت و اختیارهای قانونی

• تدوین لایحه اصلاح اساس­نامه سازمان توسعه روستایی

• تشکیل شورای عالی توسعه روستایی

• تعریف مأموریت جدید سازمان به‌عنوان نهاد مرزی

۶ ماه

سازمان توسعه روستایی / معاونت حقوقی و پارلمانی

لایحه اصلاح اساس­نامه و اسناد راهبردی

فاز ۲:

استقرار نظام حکم­رانی چندسطحی

• تشکیل گروه‌های اقدام محلی در ۳ استان پایلوت

• انتقال بخشی از اختیارها به سطوح محلی

• ایجاد صندوق‌های توسعه محلی

۱۲ ماه

سازمان توسعه روستایی / استانداری‌ها

گروه‌های اقدام محلی و صندوق‌های توسعه

 

فاز ۳:

توان­مندسازی جوامع محلی

• استقرار نظام ظرفیت‌سازی محلی

• حمایت از تشکیل و تقویت تشکل‌های محلی

• احیا و به‌کارگیری دانش بومی

۱۸ ماه

سازمان توسعه روستایی / معاونت ترویج

برنامه‌های توان­مندسازی و تشکل‌های محلی

 

فاز ۴: ایجاد نظام پایش و ارزش­یابی مشارکتی

• استقرار نظام پایش و ارزش­یابی مشارکتی

• ایجاد سامانه یک­پارچه اطلاعات توسعه روستایی

• انتشار گزارش‌های شفافیت توسعه روستایی

۱۲ ماه

مرکز فناوری اطلاعات / سازمان توسعه روستایی

سامانه اطلاعات و نظام پایش مشارکتی

 

فاز ۵:

نهادینه‌سازی و پایش مستمر

• گنجاندن شاخص‌های عملکرد توسعه روستایی در ارزیابی عملکرد مدیران

• بازنگری سالانه برنامه‌ها و استراتژی‌ها

• گسترش الگو به تمام استان‌ها

مستمر

سازمان توسعه روستایی

نظام RDOR در کل کشور

6. شاخص‌های سنجش پیشرفت (KPIs)

شاخص

تعریف

منبع داده

دوره اندازه‌گیری

تعداد گروه‌های اقدام محلی تشکیل‌شده

تعداد گروه‌های اقدام محلی فعال در سطح شهرستان‌ها

سازمان توسعه روستایی

سالانه

 

درصد مشارکت جوامع محلی در پروژه‌ها

درصد پروژه‌هایی که با مشارکت فعال جوامع محلی اجرا شده‌اند

نظام پایش مشارکتی

سالانه

تعداد تشکل‌های محلی تقویت‌شده

تعداد تعاونی‌ها و تشکل‌های محلی که حمایت شده‌اند

سازمان توسعه روستایی

سالانه

کاهش نرخ مهاجرت روستایی

درصد کاهش مهاجرت از روستا به شهر در مناطق پایلوت

مرکز آمار ایران

سالانه

رضایت‌مندی روستاییان از خدمات توسعه‌ای

نتایج نظرسنجی از روستاییان درباره کیفیت خدمات

نظرسنجی مستقل

سالانه

تعداد پروژه‌های مشارکتی اجراشده

تعداد پروژه‌هایی که با مشارکت جوامع محلی اجرا شده‌اند

سازمان توسعه روستایی

سالانه

نتیجه‌گیری: احیای سازمان توسعه روستایی، کلید عدالت فضایی و توسعه پایدار

سازمان توسعه روستایی، با برخورداری از اساس‌‌نامه‌ای مترقی و بسترهای قانونی گسترده، ظرفیت آن را دارد که به کانون هماهنگی و تسهیل‌گری توسعه روستایی تبدیل شود. با این حال، این ظرفیت عظیم، به‌دلیل ضعف در ساختار نهادی، نبود اختیارهای اجرایی کافی، و عدم هماهنگی با سایر نهادهای متولی، در وضعیت مغفول باقی مانده است. تجربه جهانی نشان می‌دهد که توسعه پایدار روستایی، بدون حکم‌‌رانی چندسطحی، مشارکت جوامع محلی، و نهادهای تسهیل‌گر قدرتمند امکان‌پذیر نیست.

استقرار نظام بازآفرینی نقش سازمان توسعه روستایی (RDOR)، وزارت جهاد کشاورزی را قادر می‌سازد تا:

·‌ ‌با بازتعریف مأموریت و اختیارهای قانونی، سازمان توسعه روستایی را به یک نهاد تسهیل‌گر و هماهنگ‌کننده قدرت‌‌مند تبدیل کند.

·‌ ‌با استقرار نظام حکم‌‌رانی چندسطحی، اختیارها را به سطوح محلی واگذار کرده و مشارکت جوامع روستایی را افزایش دهد.

·‌ ‌با توان‌‌مندسازی جوامع محلی، ظرفیت‌های درونی روستاها را برای توسعه پایدار فعال سازد.

·‌ ‌با ایجاد نظام پایش و ارزش‌‌یابی مشارکتی، اثربخشی و پایداری پروژه‌ها را تضمین کند.

تجربه موفق برنامه LEADER در اتحادیه اروپا، که در آن گروه‌های اقدام محلی (LAGs) با اختیارها و منابع مستقل، مسئولیت توسعه روستایی را بر عهده دارند، نشان می‌دهد که این رویکرد می‌تواند به افزایش مشارکت، کارآفرینی و تنوع‌بخشی به اقتصاد روستایی منجر شود. هم‌‌چنین، مطالعات بر نقش نهادهای مرزی در تسهیل هم‌‌کاری بین دانش علمی و دانش محلی تأکید دارند.

تحقق این چشم‌‌انداز، نیازمند اراده سیاسی در سطح ملی، هماهنگی بین‌بخشی، سرمایه‌گذاری در توان‌‌مندسازی جوامع محلی، و بازتعریف نقش دولت از تصدی‌گری به تسهیل‌گری است. وزارت جهاد کشاورزی با پذیرش این رویکرد و اجرای گام‌های عملیاتی پیشنهادی، می‌تواند گامی بلند در مسیر عدالت فضایی، توان‌‌مندسازی روستاییان، و توسعه پایدار سرزمینی بردارد.

 

فهرست منابع

1.‌ ‌سازمان توسعه روستایی. (۱۴۰۳). اساسنامه و مأموریت‌های قانونی. سازمان توسعه روستایی.

2.‌ ‌وزارت جهاد کشاورزی. (۱۴۰۲). سند راهبردی توسعه روستایی. تهران: وزارت جهاد کشاورزی.

3.‌ ‌Bruckmeier, K., & Tovey, H. (2008). Knowledge in sustainable rural development: From forms of knowledge to knowledge processes. Sociologia Ruralis, 48(3), 313-329. https://doi.org/10.1111/j.1467-9523.2008.00466.x

4.‌ ‌Clark, W. C., Tomich, T. P., van Noordwijk, M., Guston, D., Catacutan, D., Dickson, N. M., & McNie, E. (2016). Boundary work for sustainable development: Natural resource management at the Consultative Group on International Agricultural Research (CGIAR). Proceedings of the National Academy of Sciences, 113(17), 4615-4622. https://doi.org/10.1073/pnas.0900231108

5.‌ ‌European Commission. (2020). LEADER Programme: 30 Years of Rural Development. European Commission.

6.‌ ‌ Klerkx, L., & Proctor, A. (2013). Beyond fragmentation and disconnect: Networks for knowledge exchange in the English land management advisory system. Land Use Policy, 30(1), 13-24. https://doi.org/10.1016/j.landusepol.2012.02.003

7.‌ ‌Moschitz, H., Roep, D., Brunori, G., & Tisenkopfs, T. (2015). Learning and innovation networks for sustainable agriculture: Processes of co-evolution, joint reflection and facilitation. The Journal of Agricultural Education and Extension, 21(1), 1-11. https://doi.org/10.1080/1389224X.2014.991111

8.‌ ‌Neumeier, S. (2012). Why do social innovations in rural development matter and should they be considered more seriously in rural development research? Sociologia Ruralis, 52(1), 48-69. https://doi.org/10.1111/j.1467-9523.2011.00553.x

9.‌ ‌Renting, H., Schermer, M., & Rossi, A. (2012). Building food democracy: Exploring civic food networks and newly emerging forms of food citizenship. International Journal of Sociology of Agriculture and Food, 19(3), 289-307.

10.‌ ‌World Bank. (2021). Rural Development: A Strategic Framework. World Bank Group.

 

پرسش‌های کلیدی برای تعامل با مخاطبان:

۱. با توجه به تجربه میدانی شما، مهم‌ترین مانع برای ایفای نقش مؤثر سازمان توسعه روستایی در حکم‌‌رانی محلی چیست؟

۲. به‌نظر شما، کدام یک از مؤلفه‌های چهارگانه چارچوب RDOR (بازتعریف مأموریت، حکم‌‌رانی چندسطحی، توان-مندسازی محلی، یا پایش مشارکتی) برای اصلاح فوری اولویت بیشتری دارد؟

۳. چه تجربه موفقی از مشارکت جوامع محلی در پروژه‌های توسعه روستایی در استان یا حوزه کاری خود داشته‌اید که قابل اشتراک‌گذاری باشد؟

۴. با توجه به تجربه برنامه LEADER در اروپا، چه درس‌هایی برای ایران در زمینه واگذاری اختیارها به گروه‌های اقدام محلی می‌توان گرفت؟

۵. چه پیشنهادی برای بهبود هماهنگی بین نهادهای متولی توسعه روستایی (معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری، جهاد کشاورزی، وزارت کشور، بنیاد مسکن و ...) دارید؟

 

دکتر شاهرخ شجری (تحلیل‌‌گر مسایل اقتصادی، بازرگانی و کشاورزی)

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای