خبر فوری
شناسه خبر: 57070

ریشه‌های جامعه‌شناختی کوچ مخاطب و افول رسانه‌های رسمی در ایران

بررسی دلایل ساختاری افول مرجعیت رسانه‌ای و ریشه‌های زایش شبکه‌های برون‌مرزی در کشورهایی با کارنامه انسداد جریان آزاد اطلاعات.

ریشه‌های جامعه‌شناختی کوچ مخاطب و افول رسانه‌های رسمی در ایران

بررسی داده‌های آماری اخیر که با استناد به گزارش‌های نهادهایی چون مؤسسه رویترز آکسفورد، خانه آزادی و آژانس رسانه‌های جهانی آمریکا در کنار نظرسنجی‌های ایسپا و گمان منتشر شده است، پنج کشور ایران، روسیه، چین، ونزوئلا و کوبا را در صدر کشورهای مواجه با تریبون‌های برون‌مرزی نشان می‌دهد.

فارغ از قرائت‌های امنیتی متداول، تحلیل ساختاری این داده‌ها، گویای واقعیتی عمیق‌تر در نظام ارتباطی این کشورهاست؛ واقعیتی که نشان می‌دهد شکل‌گیری و اقبال به شبکه‌های خارج‌نشین بیش از آن که حاصل یک پروژه بیرونی باشد، محصول مستقیم انسداد در نظام اطلاع‌رسانی بومی، تضعیف شدید مرجعیت رسانه‌ای و فقدان فضای امن برای نقد درون‌ساختاری است.

 

پدیده‌ای به نام کوچ مخاطب و بحران اعتبار در داخل

توسعه بی‌سابقه و استقبال عمومی از رسانه‌های برون‌مرزی در جوامعی رخ می‌دهد که سازوکار انتقال خبر در آن‌ها با بحران مشروعیت، سرعت و شفافیت مواجه شده باشد.

وقتی ساختار رسانه‌ای یک کشور با انحصار کامل یا تشریفات و زرورقی، اداره می‌شود و دایره روایت‌ها به مواضع رسمی محدود می‌گردد، مخاطب برای آگاهی از زوایای پنهان وقایع جاری، چاره‌ای جز تغییر مبدأ دریافت اطلاعات نمی‌بیند.

 

سقوط چشمگیر مرجعیت رسانه‌ای

مسأله اصلی در آمارهای ارائه‌شده از سوی نهادهای پژوهشی داخلی و بین‌المللی، نه صرفاً وجود شبکه‌های ماهواره‌ای در آن سوی مرزها، بلکه سقوط چشمگیر مرجعیت رسانه‌ای در داخل کشور است.

اگر رادیو و تلویزیون و مطبوعات بومی، فضایی امن و چندصدایی برای انعکاس مطالبات اقشار گوناگون جامعه، طرح نقدها و پیگیری مفاسد فراهم کنند، کمتر تریبون خارجی، توان نفوذ در لایه‌های عمیق افکار عمومی را به دست خواهد آورد.

 

چرایی غیبت رسانه‌های دگراندیش در دموکراسی‌های توسعه‌یافته

نگاهی به نقشه رسانه‌ای ۱۹۵ کشور جهان، این پرسش اساسی را مطرح می‌کند که چرا کشورهایی نظیر سوئیس، سوئد، آلمان یا کانادا با پدیده‌ای به عنوان شبکه‌های معاند خارج‌نشین دست‌به‌گریبان نیستند و حساسیتی نیز به آن نشان نمی‌دهند و ابزارهایی مانند برخورد قضایی، لغو امتیاز رسانه‌ها یا مجازات و زندانی‌کردن روزنامه‌نگاران را به کار نمی‌گیرند.

در این جوامع، منتقدان سرسخت، مخالفان سیاست‌های اجرایی و تحلیلگران مستقل در رادیو، تلویزیون و مطبوعات سراسری همان کشورها سخن می‌گویند، حاکمان را به چالش می‌کشند و پیگیر مطالبات مدنی هستند.

اما در کشورهایی که چنین رویکردی را دنبال نمی‌کنند، برخی از رسانه‌های داخلی در نهایت به ابزاری حزبی، جناحی و وابسته به کانون‌های قدرت تبدیل می‌شوند.

در چنین فضایی، حتی تریبون‌های منتسب به طیف‌های مختلف سیاسی، همگی در خدمت تثبیت قدرت حاکم قرار می‌گیرند و استقلال حرفه‌ای خود را از دست می‌دهند.

نبود خطوط قرمز نامتعارف و دسته‌بندی نکردن جامعه به خودی و غیرخودی، چپ و راست اصولگرا و اصلاح‌طلب(مگر در ساختار حزبی و مبارزات پارلمانی) سبب می‌شود هیچ روزنامه‌نگاری، ناچار به خروج از کشور و راه‌اندازی رسانه در غربت نباشد.

تضمین جریان آزاد اطلاعات به سیستم‌های سیاسی این امکان را می‌دهد که انتقادها را پیش از تبدیل شدن به بحران‌های انباشته بشنوند؛ در حالی که در غیاب این سازوکار، هر صدای منتقدی در معرض برچسب‌زنی قرار گرفته و به سمت خارج از مرزها سوق داده می‌شود.

 

هزینه سنگین نقادی و پیامدهای تحدید و تهدید فعالان رسانه‌ای

وجه اشتراک بنیادین میان پنج کشور صدرنشینِ این داده‌ها، همبستگی معنادار این آمار با رتبه آن‌ها در شاخص‌های جهانی آزادی مطبوعات و وضعیت برخورد قضایی با اهل قلم است.

گزارش‌های نظارتی نشان می‌دهد که آمار بازداشت، توقیف مطبوعات و تعقیب خبرنگاران مستقل در این کشورها همواره در رده‌های نگران‌کننده قرار داشته است.

تجربه ارتباطات سیاسی ثابت کرده است که هرگاه هزینه «آزادی پس از بیان» سنگین شود و سانسور، یا خودسانسوری مانع از فعالیت حرفه‌ای خبرنگاران مستقل گردد، روزنامه‌نگاری تحقیقی از جغرافیای سرزمینی به آن سوی آب‌ها کوچ می‌کند.

زندانی کردن نویسندگان و توقیف تریبون‌های اصلاح‌گر، راهکار حذف دیدگاه‌های منتقد نیست، بلکه موتور محرک زایش رسانه‌های برون‌مرزی است؛ رسانه‌هایی که احتمالاً دیگر هیچ‌گونه تعهدی به رعایت مصالح بومی یا چارچوب‌های قانون مطبوعات داخلی نخواهند داشت.

 

ناکارآمدی رویکردهای سلبی در عصر شفافیت دیجیتال

تکیه بر ابزارهایی چون فیلترینگ گسترده، اعمال پارازیت ماهواره‌ای و تحدید بسترهای مجازی، هیچ‌گاه نتوانسته است عطش جامعه برای دستیابی به اخبار سانسورنشده را مهار کند. ضریب نفوذ بالا در خصوص رسانه‌های خارجی، پیش از آن که نشانه موفقیت فنی تریبون‌های برون‌مرزی باشد، بازتابی از خلاء عمیق اعتمادسازی در اکوسیستم خبری کشور است.

 

پادزهر منطقی در برابر رسانه‌های خارج

تحقق جریان آزاد اطلاعات و بازنگری در سیاست‌های رسانه‌ای انحصارگرایانه، تنها پادزهر منطقی در برابر اثرگذاری رسانه‌های خارجی محسوب می‌شود.

تقلیل دادن این چالش بزرگ به جنگ روانی بیرونی، تنها پاک کردن صورت‌مسأله است و نظام سیاست‌گذاری را از گام برداشتن در مسیر احیای اعتماد عمومی و بازگرداندن تریبون‌ها به خبرنگاران حرفه‌ای در داخل کشور بازمی‌دارد.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای