قربانیکردن باروری خاک پای تاوان معوقات گندم
بررسی هشدار مجتبی عالی، درباره ناتوانی گندمکاران در خرید نهاده، فقر خاک و خطر سقوط کشت پاییزه در سایه بیعملی وزارت جهاد کشاورزی.
شکاف مرگبار نقدینگی در آغاز فصل زراعی
فصل کشت پاییزه آغاز شده است، اما مدیریت وزارت جهاد کشاورزی با تأخیرهای فرسایشی، زمین زراعی را در تنگنای نقدینگی گرفتار کرده است.
اظهارات مجتبی عالی، فعال صنفی بخش کشاورزی و دامپروری، دست روی نقطهای میگذارد که دیگر با تریبونهای یکطرفه و آمارهای اداری قابل کتمان نیست: کشاورز با آغاز فصل کاشت، هنوز بخش بزرگی از پول گندم تحویلی را نگرفته، اما برای خرید بذر، کود، سم و قطعات ماشینآلات باید تمام هزینهها را نقدی و با نرخ آزاد بپردازد.
حذف نهاده استاندارد و تحمیل فقر بیولوژیک به مزارع
این شکاف نقدی، تصمیمی فنی را به کشاورز تحمیل میکند: وقتی پولی در دست نیست، اولین گزینهای که حذف میشود کود استاندارد، سم کیفی و تغذیه اصولی زمین است. نتیجه این وضعیت، فشار مضاعف بر خاکی است که بدون تقویت، تنها از آن بار کشیده میشود.
تداوم این وضعیت نیز اراضی زراعی کشور را دچار فرسایش خاموش کرده و ظرفیت بازدهی مزارع را سالبهسال پایین میآورد؛ هزینهای سنگین که در محاسبات کوتاهمدت آماری مدیران دیده نمیشود، اما بار آن مستقیماً روی امنیت غذایی آینده تخلیه خواهد شد.
مصادره سکوت نجیبانه تولیدکننده پشت گزارشهای نمایشی
از سوی دیگر، سیاستگذار تمایل دارد صبوری و سکوت تولیدکننده را که ناشی از درک حساسیت شرایط کشور است، نشانهای از ثبات بداند.
غفلت از صدای منتقدان میدانی و دلخوشکردن به تقدیرنامهها و گزارشهای بیاشکال، پیوند میان تصمیمگیران و واقعیت کف مزرعه را قطع کرده است.
ناتوانی در تسویه بهموقع محصول استراتژیک و بیثباتی در بازار نهادهها، امنیت تولید را از پایه لرزانده است.
اگر دستفرمان فعلی وزارت جهاد کشاورزی در تأخیرهای پرداخت، نادیدهگرفتن نقد کارشناسی و بیتوجهی به هزینه واقعی نهادهها ادامه یابد، کشور در چند فصل آینده با سقوط چشمگیر سطح زیر کشت و کاهش افت محصول روبهرو خواهد شد.
رها شدن مزارع، ورشکستگی تولیدکنندگان خردهپا و تهیشدن خاک از توان باروری، کشور را ناگزیر به تأمین اضطراری و بسیار پرهزینه غلات از بازارهای شکننده خارجی میکند؛ بنبستی که تاوان آن از دست رفتن خودکفایی نان و آسیب جدی به استقلال غذایی خواهد بود.
فرجام مدیریت گفتاردرمانی بر سرنوشت امنیت غذایی
واقعیتِ عریان بخش کشاورزی، همان فرمول ساده و صادقانهای است که مجتبی عالی بیان میکند: کشاورزی و دامداری با دستور، وعده و همایش اداره نمیشود؛ زمین و دام اگر خوراک و نهاده نبینند، بازدهی نخواهند داشت.
تداوم عملکرد کنونی وزیر جهاد کشاورزی که با تأخیرهای کمرشکن در تسویه حساب، تحمیل کود و سموم بیکیفیت و حبس کشاورز در میان تورم دلاری و درآمد قطرهچکانی ریالی همراه است، نهاده حیاتی «اعتماد تولیدکننده» را بهکلی میسوزاند.
وقتی کشاورز ببیند هزینهاش دلاری اما دسترنجش با ماهها تأخیر و کاهش ارزش پول پرداخت میشود و مدیران هم پشت سپر نظام و در مصونیت کامل پنهان شدهاند، کشت محصول استراتژیک را رها خواهد کرد.
ادامه این روند فاجعهبار توسط وزارتخانه، کشاورزی ایران را به ورشکستگی ساختاری رسانده، سرمایه خاک را مضمحل کرده و کشور را در آستانه بحران فراگیر وابستگی غذایی و خالیشدن روستاها از سکنه قرار خواهد داد.