۲۳۰ هزار قطعه زمین در روستاها؛ آیا واگذاری زمین میتواند اقتصاد روستایی را متحول کند؟
این طرح بهعنوان یکی از برنامههای مطرحشده در حوزه توسعه روستایی، موضوع تأمین زمین و رونق اقتصادی روستاها را به یکی از محورهای مهم سیاستگذاری تبدیل کرده است
این طرح در شرایطی مطرح میشود که بسیاری از روستاهای کشور با چالشهایی مانند کاهش جمعیت، مهاجرت نیروی کار، محدود شدن فرصتهای شغلی و کاهش جذابیت فعالیتهای تولیدی مواجهاند. از این منظر، واگذاری زمین میتواند فراتر از یک سیاست مسکن، بهعنوان ابزاری برای تقویت اقتصاد محلی و ایجاد ظرفیتهای جدید تولیدی مورد بررسی قرار گیرد.
زمین؛ نقطه آغاز یا پایان توسعه روستا؟
تجربه توسعه روستایی نشان میدهد که تأمین زمین بهتنهایی تضمینکننده رونق اقتصادی نیست. اگر واگذاری زمین با ایجاد زیرساخت، دسترسی به آب، تسهیلات مالی، بازار فروش و حمایت از فعالیتهای تولیدی همراه نشود، ممکن است بخش مهمی از ظرفیت این طرح بالفعل نشود.
برای مناطق روستایی، ارزش زمین زمانی افزایش پیدا میکند که بتواند در کنار سکونت، زمینه ایجاد فعالیت اقتصادی را نیز فراهم کند؛ از کشاورزی و دامداری گرفته تا صنایع تبدیلی، بستهبندی محصولات، صنایع غذایی کوچکمقیاس و مشاغل خدماتی وابسته به تولید.
کشاورزی میتواند یکی از حلقههای اصلی طرح باشد
با توجه به اینکه بخش قابلتوجهی از اقتصاد روستاهای کشور با کشاورزی و دامداری پیوند دارد، سیاست واگذاری زمین میتواند با برنامههای توسعه زنجیره تولید کشاورزی نیز هماهنگ شود.
ایجاد واحدهای کوچک تولیدی، توسعه گلخانهها در مناطق دارای ظرفیت، پرورش دام و طیور در چارچوب ضوابط، ایجاد کارگاههای فرآوری و بستهبندی و توسعه مشاغل مرتبط با محصولات کشاورزی، از جمله ظرفیتهایی است که میتواند به افزایش ارزش افزوده در روستاها کمک کند.
با این حال، اجرای چنین برنامهای نیازمند آن است که ظرفیتهای هر منطقه پیش از واگذاری زمین بهطور دقیق بررسی شود؛ چرا که الگوی توسعه یک روستای کشاورزیمحور در شمال کشور با یک منطقه دامداری یا یک روستای کمآب در مرکز کشور یکسان نیست.
چالش آب؛ مهمتر از واگذاری زمین
یکی از مهمترین ملاحظات در پیوند دادن زمین با توسعه کشاورزی، منابع آب است. واگذاری زمین بدون توجه به ظرفیت آبی هر منطقه میتواند زمینهساز افزایش فشار بر منابع آب و تشدید مشکلات زیستمحیطی شود.
بنابراین، اگر هدف از واگذاری زمین ایجاد سکونت پایدار و فعالیت اقتصادی باشد، لازم است همزمان ظرفیت منابع آب، زیرساختهای برق و گاز، راه دسترسی، امکانات بهداشتی و آموزشی و همچنین امکان دسترسی تولیدکنندگان به بازار مورد توجه قرار گیرد.
از واگذاری زمین تا ایجاد درآمد پایدار
نقطه اصلی موفقیت این طرح را باید نه در تعداد قطعات واگذارشده، بلکه در تعداد خانوارهایی که بتوانند از این ظرفیت به درآمد پایدار برسند جستوجو کرد.
اگر زمین صرفاً بهعنوان یک دارایی واگذار شود، اثر آن بر اقتصاد روستا محدود خواهد بود؛ اما اگر این واگذاری در قالب یک برنامه جامع توسعه روستایی و در کنار تسهیلات تولید، آموزش، زیرساخت و بازاررسانی انجام شود، میتواند به ایجاد زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی منجر شود.
از سوی دیگر، ایجاد ظرفیت برای جوانان روستایی میتواند یکی از مسیرهای کاهش مهاجرت و تقویت ماندگاری جمعیت در مناطق روستایی باشد.
ضرورت پیوند زمین با زنجیره ارزش کشاورزی
یکی از موضوعاتی که در اجرای چنین طرحهایی اهمیت دارد، جلوگیری از نگاه صرفاً زمینمحور است. توسعه روستا زمانی پایدار خواهد بود که زمین در کنار تولید، فرآوری، بستهبندی، حملونقل و بازار تعریف شود.
برای مثال، اگر یک منطقه ظرفیت تولید یک محصول باغی را دارد، سیاست توسعه نباید صرفاً به واگذاری زمین محدود شود؛ بلکه باید امکان ایجاد صنایع فرآوری، سردخانه، بستهبندی و دسترسی به بازارهای مصرف نیز همزمان مورد توجه قرار گیرد.
چنین رویکردی میتواند ارزش افزوده بیشتری را در همان منطقه ایجاد کرده و سهم روستاییان از درآمد زنجیره تولید را افزایش دهد.
آزمون بزرگ سیاست توسعه روستایی
واگذاری ۲۳۰ هزار قطعه زمین در ۱۴۰۰ روستا، در صورت اجرای دقیق، میتواند یکی از طرحهای مهم در حوزه توسعه روستایی باشد؛ اما موفقیت آن به کیفیت اجرا و میزان اتصال آن به اقتصاد واقعی روستا بستگی دارد.
اکنون پرسش اصلی این نیست که چه تعداد زمین واگذار خواهد شد؛ بلکه این است که این زمینها چگونه میتوانند به ایجاد اشتغال، افزایش تولید، ماندگاری جمعیت و شکلگیری اقتصاد پایدار در روستاها منجر شوند.
پاسخ به این پرسش، میزان اثرگذاری واقعی این طرح بر آینده روستاهای کشور را مشخص خواهد کرد.