بحران گردشگری ایران؛ مثلث رکود، گرانی و ناامنی چگونه صنعت سفر را زمینگیر کرد؟
کارشناسان از ریزش ۸۰ درصدی تورهای خارجی و افت سفر خانوارها میگویند؛ چرا بحران اقتصاد و امنیت، کسبوکارهای گردشگری را تا مرز تعطیلی کشانده است؟
صنعت گردشگری ایران ماهها پیش از آنکه تنشهای امنیتی و سایه جنگ بر منطقه سنگینی کند، در باتلاق رکود، تورم مزمن و کاهش چشمگیر قدرت خرید خانوارها دستوپا میزد. بحرانهای اخیر تنها مانند جرقهای عمل کردند که انبار باروت مشکلات ساختاری و سوءمدیریتهای انباشتهشده این بخش را شعلهور ساخت.
امروز، آمارها و ارزیابی فعالان میدانی نشان میدهد که ریزش سنگین سفرهای ورودی، افت شدید گردشگری داخلی و جهش بیسابقه هزینههای اقامت و حملونقل، نفس کسبوکارهای خرد و کلان این زنجیره را به شماره انداخته است؛ وضعیتی هشداردهنده که در صورت تداوم، به نابودی بازگشتناپذیر زیرساختها و ریزش نیروی انسانی متخصص منجر خواهد شد.
گردشگری پیش از بحران امنیتی هم در سراشیبی بود
برخلاف برخی روایتهای رسمی که ریشه تمام مشکلات را به شوکهای بیرونی نسبت میدهند، کارشناسان معتقدند بدنه گردشگری از مدتها قبل دچار تحلیل شده بود.
رحیم یعقوبزاده، مدرس دانشگاه و تحلیلگر حوزه گردشگری، در این باره میگوید:«گردشگری پیش از رخدادهای نظامی نیز حدود یک سال در رکود عمیق به سر میبرد و جنگ صرفاً این بحران را تشدید کرد. نباید ریشه همه چالشها را به مسائل امنیتی گره زد. آمارهای رشد اعلامشده طی سالهای اخیر فاصله زیادی با واقعیت ملموس بازار داشت و روند گردشگری بینالمللی مدتهاست نزولی است.»
او اقتصاد را عامل اصلی خشکیدن تقاضای سفر میداند و میافزاید:«افت ارزش ریال شاید ایران را برای مسافر خارجی ارزان کند، اما برای خانواده ایرانی با درآمد ریالی، هزینههای اقامت، بلیت و خوراک به سدی غیرقابلعبور تبدیل شده است. امروز سفر عملاً از اولویتهای حیاتی سبد معیشت خارج شده است.»
ضرورت عبور از شعار؛ نجات زنجیره اشتغال با مدیریت بحران
گردشگری تنها محدود به رزرو هتل یا فروش تور نیست؛ زنجیرهای گسترده شامل حملونقل، رستورانداری، بومگردی، راهنمایان تور و کارگاههای صنایعدستی از این صنعت ارتزاق میکنند. کارشناسان تأکید دارند که مواجهه با شرایط فعلی، نیازمند بسته نجات فوری و واقعی است.
اولویتهای فوری برای حفظ کسبوکارها:
- تسهیلات بانکی ارزانقیمت: ارائه وامهای کمبهره و تنفسدار برای جبران هزینههای جاری اقامتگاهها و دفاتر مسافرتی.
- مشوقها و معافیتهای مالیاتی: کاستن از بار هزینههای دولتی بر دوش واحدهای فعال در مناطق کمتربرخوردار.
- همافزایی میاندستگاهی: ورود هماهنگ وزارت راه، بانک مرکزی، وزارت بهداشت و وزارت فرهنگ در کنار وزارت میراث فرهنگی برای مدیریت یکپارچه بحران.
یعقوبزاده با انتقاد از برخوردهای تبلیغاتی تأکید میکند:«برنامههایی مانند هفته گردشگری باید دستاورد ملموس برای بقای فعالان داشته باشند. اگر نیروهای متخصص و زیرساختها در این دوره تعطیل شوند، احیای مجدد آنها در دوران پسابحران سالها زمان و هزینههای گزاف خواهد برد.»
از تورهای خارجی تا سفرهای خرد؛ جغرافیای تقاضا چگونه تغییر کرد؟
شوکهای چندگانه نهتنها حجم سفر، بلکه الگوی رفتار مسافران را نیز دگرگون کرده است. دیگر نمیتوان یک فرمول واحد برای تمام مقاصد گردشگری کشور پیچید.
علی شادلو، فعال و مدرس باسابقه گردشگری، با اشاره به توقف کامل تورهای ورودی از زمان تنشهای منطقهای میگوید:«گردشگری امروز همزمان زیر فشار سه عامل اقتصاد، امنیت و پیامدهای جنگ قرار دارد. بااینحال، بازار سفر تکبعدی نیست؛ همانطور که سبک زندگی و اقتصاد دیجیتال سلیقه نسل جدید را تغییر داده، رفتار مسافران در بحران نیز دستخوش دگرگونی شده است.»
شادلو درباره تغییر مقاصد مسافران توضیح میدهد:«در مقاطعی از تشدید بحران، مقاصد کوتاهبرد در فاصله ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتری پایتخت (مانند بخشهایی از مازندران و گلستان) به دلیل دسترسی سریع و امکان فاصله گرفتن از فضای پرتنش با افزایش مقطعی تقاضا روبهرو شدند. در مقابل، تورم بنزین و اقامت، دسترسی به مقاصد دورتر را برای قشر متوسط ناممکن کرد. بنابراین، تحلیل بازار باید بر پایه تفکیک نوع تقاضا و توان مالی خانوارها باشد، نه صرفاً شمارش عددی سفرها.»
بومگردی و مقاصد منطقهای؛ آخرین سنگرهای پایداری صنعت
در شرایطی که ورود گردشگران اروپایی و غربی تقریباً به نقطه صفر رسیده، تمرکز بر گردشگری داخلی، توسعه اکوتوریسم و بازارهای منطقهای همسایه تنها راهکار زنده نگه داشتن شریانهای مالی این حوزه است.
مرتضی خاکسار، کارشناس و کارآفرین گردشگری، افت کنونی را چنین ارزیابی میکند:«در بخش تورهای معمول خارجی با ریزش حدود ۸۰ درصدی روبهرو بودهایم و سفرهای باقیمانده نیز بیشتر ماهیت تجاری محدود دارند. گردشگری داخلی نیز به دلیل فشار معیشتی و تورم، افتی نزدیک به ۵۰ درصد را تجربه کرده و بیشترین جریان جاری آن به مقاصد مذهبی مانند مشهد، شیراز و عتبات معطوف مانده است.»
خاکسار پادزهر این رکود را در توسعه بومگردی و مزرعهگردی میداند:«اقامتگاههای بومگردی در روستاها و شهرهای کوچک علاوه بر ایجاد اشتغال مستقیم، بازارهای محلی و صنایعدستی را نیز زنده نگه میدارند. دولت با ارائه کارت سفر ارزان برای خانوارها و حمایت از سفرهای دروناستانی و کوتاهمدت، میتواند مانع از مرگ کامل این کسبوکارها شود تا با بازگشت ثبات، از ظرفیتهای بینالمللی برای بازسازی بازار استفاده کنیم.»/ پیام ما