خبر فوری
شناسه خبر: 57412

تهران تاریخی زیر فشار فرسایش؛ هنوز چه چیزی برای نجات باقی مانده است؟

وحیدرضا شهاب موحد از فرسایش میراث تاریخی تهران می‌گوید؛ از خطر تخریب و رهاشدگی بناها تا راه‌های حفاظت از محله‌هایی مانند عودلاجان، سنگلج و چاله‌میدان.

تهران تاریخی زیر فشار فرسایش؛ هنوز چه چیزی برای نجات باقی مانده است؟

تخریب یک خانه قدیمی یا از میان رفتن یک باغ، ممکن است در نگاه نخست اتفاقی محدود به نظر برسد؛ اما تکرار همین آسیب‌هاست که به‌تدریج چهره محله‌های تاریخی تهران را تغییر می‌دهد.

وحیدرضا شهاب موحد، کنشگر و پژوهشگر حوزه بافت تاریخی، می‌گوید خطر فقط تخریب ناگهانی بناها نیست؛ فرسایش تدریجی میراثی است که گاه با رهاشدگی، تغییر کاربری نامناسب و خروج ساکنان آغاز می‌شود.

۱۴ مهر در تقویم رسمی کشور «روز تهران» نام‌گذاری شده است؛ مناسبتی که با تشکیل نخستین جلسه مجلس شورای ملی در تهران و تثبیت جایگاه پایتخت در دوره مشروطه پیوند دارد. تهران، با این حال، فقط پایتختی ۲۳۰ ساله نیست. محله‌ها، گذرها، باغ‌ها، قنات‌ها، بازارها و بناهای تاریخی این شهر، لایه‌هایی از حافظه و زندگی شهری را در خود نگه داشته‌اند. بخشی از این میراث در دهه‌های گذشته از میان رفته، اما بخش قابل‌توجهی همچنان باقی است و برای شناسایی و حفاظت به برنامه‌ای پیوسته نیاز دارد.

در گفت‌وگو با وحیدرضا شهاب موحد، درباره معنای تهران تاریخی، وضعیت بافت‌های ارزشمند و راه‌های جلوگیری از فرسایش میراث پایتخت پرسیده‌ایم.

 

تهران تاریخی فقط به دوره قاجار محدود نمی‌شود

وقتی از تهران تاریخی حرف می‌زنیم، دقیقاً درباره چه چیزی صحبت می‌کنیم؟

یکی از اشتباه‌های رایج این است که تاریخ تهران را از پایتخت‌شدن آن در دوره قاجار آغاز کنیم؛ درحالی‌که پایتختی یکی از نقاط عطف تاریخ تهران است، نه آغاز آن. تهران پیش از قاجار، در پیوند تاریخی با ری شکل گرفته و در دوره صفوی، با احداث حصار شاه‌طهماسبی، وارد مرحله مهمی از توسعه شهری شده است.

تهران تاریخی هم فقط مجموعه‌ای از بناهای قدیمی نیست. محله‌ها، گذرها، بازارها، میدانگاه‌ها، باغ‌ها، قنات‌ها، تکایا، حمام‌ها، مسجدها، اماکن مذهبی متعلق به ادیان و جوامع مختلف و حتی نام‌های تاریخی و خاطرات مردم، بخشی از میراث این شهرند.

ارزش یک محله تاریخی نیز به چند خانه یا بنای شاخص محدود نمی‌شود. ساختار گذرها، بازارچه‌ها، تنوع اجتماعی و مذهبی، فضاهای عمومی و زندگی مردم در کنار یکدیگر هویت آن محله را شکل می‌دهند. اگر چند بنای تاریخی را حفظ کنیم، اما این ساختار و پیوندها را از بین ببریم، بخش مهمی از میراث محله را از دست داده‌ایم.

 

آمار دقیقی از میراث ازدست‌رفته تهران نداریم

تهران چه میزان از میراث تاریخی خود را از دست داده است؟

به‌دلیل نبود آمار جامع و قابل‌استناد درباره تعداد بناها و عناصر واجد ارزش تاریخی تهران، نمی‌توان درصد دقیقی اعلام کرد. یکی از مشکلات همین نبود شناسایی جامع و پایش مستمر است. در سال‌های مختلف، مواردی داشته‌ایم که ارزش تاریخی یک بنا پس از هشدار شهروندان، پژوهشگران و دغدغه‌مندان مورد توجه دستگاه‌های مسئول قرار گرفته است.

با مقایسه نقشه‌های تاریخی و تصاویر هوایی تهران در دوره‌های مختلف، می‌توان ابعاد تغییرات را دید؛ از میان رفتن باغ‌ها، تغییر شبکه بعضی گذرها، دگرگونی دانه‌بندی تاریخی بر اثر تجمیع قطعات و تغییر فرم معماری و ساختار محله‌ها، از پیامدهای توسعه و ساخت‌وسازهای چند دهه اخیر است.

با این حال، با این روایت که «دیگر چیزی از تهران نمانده» موافق نیستم. هنوز بخش قابل‌توجهی از میراث تاریخی تهران باقی است. محله‌هایی مانند عودلاجان، سنگلج و چاله‌میدان، با وجود آسیب‌های فراوان، بخشی از ساختار و عناصر تاریخی خود را حفظ کرده‌اند و ظرفیت زیادی برای حفاظت و احیا دارند.

نگرانی من دقیقاً از همین‌جا می‌آید: تهران هنوز چیزهای زیادی برای از دست دادن دارد. مسئله فقط سوگواری برای آنچه از بین رفته نیست؛ باید از میراثی که هنوز باقی است، به‌موقع و آگاهانه حفاظت کرد.

 

فرسایش بافت تاریخی پیش از تخریب آغاز می‌شود

چه میزان از میراث تهران در معرض خطر است؟

وقتی تعداد، پراکندگی و گونه‌های بناها و عناصر تاریخی تهران به‌طور کامل شناسایی و در یک بانک اطلاعاتی به‌روز ثبت نشده باشد، تصویر دقیقی از میزان آسیب‌پذیری آن‌ها نداریم. در چنین شرایطی، تدوین برنامه مؤثر برای پایش مستمر و حفاظت پیشگیرانه هم دشوار می‌شود.

در بسیاری از موارد، خطر زمانی جدی گرفته می‌شود که یک بنا به مرحله بحرانی رسیده یا لودر مقابل آن قرار گرفته است؛ اما فرسایش یک بنای تاریخی معمولاً از مدت‌ها قبل شروع شده است.

متروکه‌شدن و رهاشدگی بنا، فرسودگی مستمر، تغییر کاربری نامناسب، تجمیع پلاک‌ها، ساخت‌وسازهای ناسازگار و خروج تدریجی سکونت، همگی نشانه‌هایی هستند که می‌توانند یک بنا یا حتی یک محله تاریخی را از درون تهی کنند.

به همین دلیل باید از واکنش به تخریب به سمت حفاظت پیشگیرانه حرکت کنیم؛ یعنی خطر را پیش از رسیدن بنا و بافت تاریخی به نقطه بحران شناسایی کنیم و برای آن چاره‌ای بیندیشیم.

 

چرا مرمت برای بعضی مالکان به‌صرفه نیست؟

چرا مالکان بناهای تاریخی گاهی تخریب را به مرمت ترجیح می‌دهند؟

پاسخ را با یک پرسش شروع می‌کنم: اگر مالک یک خانه تاریخی بودید، در چه شرایطی برای مرمت آن سرمایه‌گذاری می‌کردید، دوباره در آن ساکن می‌شدید یا برای احیایش اقدام می‌کردید؟

احتمالاً حمایت و مشوق دولت و شهرداری، تسهیل فرایندهای اداری، روشن‌بودن ضوابط، دسترسی به تسهیلات مرمت و بهبود کیفیت زندگی در بافت تاریخی، از جمله امنیت و خدمات شهری، بخشی از پاسخ‌هاست.

مسئولیت و اراده مالک اهمیت دارد، اما حفاظت را نمی‌توان فقط بر دوش او گذاشت. دولت و مدیریت شهری نیز باید شرایطی فراهم کنند تا نگهداری از بنای تاریخی برای مالک امکان‌پذیر و منطقی باشد.

اگر حفاظت فقط هزینه و محدودیت ایجاد کند، درحالی‌که تخریب، تجمیع و ساخت‌وساز جدید سود اقتصادی بیشتری داشته باشد، فشار بازار زمین و سوداگران افزایش می‌یابد. بنابراین در کنار ضوابط حفاظتی، تسهیلات مرمت، مشوق‌های اقتصادی، امکان بهره‌برداری سازگار و سازوکار جبران محدودیت‌های مالکانه هم لازم است.

در عودلاجان نمونه‌هایی وجود دارد که بناهای تاریخی با مرمت و انتخاب کاربری مناسب دوباره وارد چرخه زندگی شده‌اند. این تجربه‌ها نشان می‌دهد حفاظت زمانی دوام پیدا می‌کند که بنا فقط حفظ نشود، بلکه امکان زندگی و فعالیت در آن فراهم باشد.

هدف باید این باشد که حفاظت برای مالک به انتخابی ممکن و قابل‌دفاع تبدیل شود؛ نه مسیری پرهزینه و پیچیده که او را به سمت تخریب سوق دهد.

 

حفاظت از تهران تاریخی به برنامه‌ای یکپارچه نیاز دارد

آیا تهران برنامه جامعی برای حفاظت از میراث خود دارد؟

تهران اسناد، ضوابط، محدوده‌های تاریخی و حریم‌های مختلفی دارد؛ اما مسئله این است که این مجموعه تا چه اندازه به نظامی منسجم و مؤثر برای حفاظت از میراث شهر تبدیل شده است.

در عودلاجان، یکی از مشکلات ملموس، تعدد تصمیم‌گیران و پراکندگی قوانین، ضوابط و دستورالعمل‌هاست. شهرداری، میراث فرهنگی، اوقاف، مالکان، کسبه و دستگاه‌های مختلف، هرکدام بخشی از ماجرا هستند و در بسیاری از موارد هماهنگی لازم میان آن‌ها وجود ندارد.

تهران به برنامه‌ای جامع نیاز دارد که در آن ابتدا ارزش‌های تاریخی شهر به‌درستی شناسایی شود و سپس سیاست حفاظت، احیا، سکونت، سرمایه‌گذاری و توسعه در این محدوده‌ها روشن باشد. حفاظت از تهران تاریخی با تصمیم‌های پراکنده و موردی امکان‌پذیر نیست.

 

حفاظت از چند بنای شاخص، برای نجات یک محله کافی نیست

آیا حفاظت از چند بنای شاخص برای حفظ یک محله تاریخی کافی است؟

قطعاً نه. یکی از تغییرات مهم در نگاه به میراث، عبور از حفاظت تک‌بنا به حفاظت از بافت و محله تاریخی است.

اگر چند خانه تاریخی عودلاجان مرمت شوند، اما پلاک‌های اطراف تجمیع شوند، مقیاس ساخت‌وساز تغییر کند، گذرها هویت خود را از دست بدهند و سکونت به‌تدریج از محله خارج شود، در نهایت با چند جزیره تاریخی روبه‌رو خواهیم شد، نه یک محله تاریخی.

حفاظت از عودلاجان باید هم‌زمان بناها، گذرها، فضاهای عمومی، سکونت، فعالیت‌های اقتصادی، میراث ناملموس و زندگی مردم را دربر بگیرد. ارزش محله تاریخی در ارتباط میان همین عناصر است.

 

کاربری تازه می‌تواند به نجات بنا کمک کند

تغییر کاربری بناهای تاریخی به آن‌ها آسیب می‌زند؟

تغییر کاربری لزوماً تهدید نیست و در بسیاری موارد می‌تواند راه نجات یک بنای تاریخی باشد. موضوع اصلی، انتخاب کاربری سازگار است. کاربری تازه باید با ظرفیت و ویژگی‌های بنا هماهنگ شود؛ نه اینکه برای استقرار آن، بخش‌های اصیل ساختمان تغییر کند یا از بین برود.

فعالیت‌های فرهنگی، گردشگری و پذیرایی می‌توانند به اقتصاد و احیای یک محله کمک کنند. اما اگر همه خانه‌ها به کافه، رستوران، اقامتگاه یا کاربری گردشگری تبدیل شوند، سکونت و خدمات مورد نیاز ساکنان به‌تدریج از محله بیرون می‌رود و ماهیت آن تغییر می‌کند.

هدف نباید ساختن دکوری تاریخی برای گردشگران باشد. عودلاجان پیش از آنکه مقصد گردشگری باشد، یک محله است و باید محله بماند.

 

گردشگری فرهنگی تهران به روایت منسجم نیاز دارد

تهران چه ظرفیتی برای گردشگری فرهنگی دارد؟

ظرفیت تهران بسیار بیشتر از چیزی است که امروز از آن استفاده می‌شود. درباره سهم دقیق تهران از گردشگری داخلی و خارجی، آمار یکپارچه و به‌روزی که بتوان بر اساس آن درصد مشخصی اعلام کرد، در دسترس نیست. اما مسئله فقط تعداد گردشگران نیست؛ تهران هنوز نتوانسته تنوع میراث تاریخی و فرهنگی خود را به تجربه‌ای منسجم برای بازدیدکننده تبدیل کند.

محله‌های تهران هرکدام می‌توانند بخشی از تاریخ شهر را روایت کنند. عودلاجان به‌تنهایی ظرفیت آن را دارد که مقصدی برای آشنایی با تاریخ تهران، معماری، زندگی مسلمانان و کلیمیان، خانه‌های تاریخی، بازارچه‌ها، تکایا، حمام‌ها و شخصیت‌ها و رویدادهای تاریخی باشد.

تهران جاذبه کم ندارد؛ آنچه کم است، پیوند این جاذبه‌ها در قالب مسیر، روایت و تجربه‌ای شهری و منسجم است. با ایجاد این پیوند، محله‌های تاریخی می‌توانند به یکی از کانون‌های گردشگری فرهنگی پایتخت تبدیل شوند.

 

«شب فرهنگی» محله تاریخی چه معنایی دارد؟

چرا در محله‌های تاریخی تهران «شب فرهنگی» نداریم؟

شب فرهنگی را نباید به بازبودن کافه‌ها و رستوران‌ها تا نیمه‌شب تقلیل داد. حیات شبانه در محله تاریخی باید ادامه زندگی فرهنگی و اجتماعی همان محله باشد.

می‌توان تصور کرد که در شب‌های مشخص، خانه‌موزه‌ها و بناهای فرهنگی عودلاجان باز باشند، مسیرهای پیاده تاریخی تعریف شوند، روایت‌ها و قصه‌های محله برای مردم بازگو شوند، رویدادهای فرهنگی برگزار شود و کسب‌وکارهای محلی نیز از حضور مردم بهره ببرند.

چنین حضوری می‌تواند به رونق اقتصاد محلی، افزایش امنیت و حفاظت از بافت تاریخی کمک کند. البته باید مراقب بود حیات شبانه به تجاری‌سازی بی‌ضابطه، تغییر گسترده کاربری‌ها و خروج ساکنان منجر نشود. محله تاریخی باید هم برای گردشگر جذاب باشد و هم برای ساکن، قابل‌زندگی بماند.

 

نگرانی اصلی، عادی‌شدن فرسایش میراث تهران است

امروز مهم‌ترین نگرانی شما درباره تهران تاریخی چیست؟

نگرانی من فقط تخریب یک بنای تاریخی نیست؛ مسئله بزرگ‌تر، عادی‌شدن فرسایش تدریجی میراث تهران و تکرار تخریب‌های عمدی یا فرایندهایی است که یک بنا را به نقطه تخریب می‌رسانند.

یک خانه تخریب می‌شود، باغی از بین می‌رود، چند پلاک تجمیع می‌شوند، قناتی آسیب می‌بیند یا نامی تاریخی به فراموشی سپرده می‌شود. هر بار ممکن است تصور کنیم با اتفاقی کوچک روبه‌رو هستیم، اما جمع همین اتفاق‌ها در نهایت هویت محله و چهره تاریخی شهر را تغییر می‌دهد.

با این حال، نسبت به تهران ناامید نیستم. سال‌ها فعالیت در عودلاجان نشان داده است که مطالبه‌گری نتیجه دارد. طرح‌هایی متوقف شده‌اند، بناهایی حفظ شده‌اند، آثاری به ثبت ملی رسیده‌اند و حساسیت عمومی نسبت به میراث تهران افزایش یافته است.

روز تهران فقط فرصتی برای حرف‌زدن از گذشته نیست؛ فرصتی است برای پرسیدن این سؤال که از تهران تاریخی چه چیزی برای آینده باقی می‌گذاریم. هنوز میراث ارزشمندی در شهر وجود دارد.

باید پیش از آنکه دیر شود، آن را بشناسیم، برای حفاظت و احیایش برنامه داشته باشیم و نگذاریم فرسایش تاریخی به اتفاقی عادی در زندگی شهری تبدیل شود./پیام ما

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای