سقوط ۵۰ درصدی آمار ازدواج در ایران؛ پشت پرده یک بحران بیصدا
ثبت ازدواج در ایران به کمتر از نصف رسیده است؛ آماری هشداردهنده از شیب تند پیری جمعیت، سقوط نرخ باروری و مانع بزرگی به نام اقتصاد و مسکن.
دفترخانههای ثبت ازدواج مدتهاست که خلوتتر از دهههای گذشته کار میکنند؛ این تصویر روزمره حالا با اعدادی رسمی و تلخ تایید شده است. طبق آخرین دادههای اعلامشده، آمار سالانه ازدواج در کشور طی یک بازه ۱۵ ساله، کاهشی بیش از ۵۰ درصد را ثبت کرده است؛ آماری که تنها یک تغییر ساده در جداول ثبت احوال نیست، بلکه خبر از یک دگرگونی عمیق نسلی، اقتصادی و اجتماعی در ساختار خانواده ایرانی میدهد.
از ۹۰۰ هزار تا ۴۳۱ هزار پیوند؛ نصف شدن تشکیل خانواده در ۱۵ سال
بر اساس اظهارات مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت، در سال ۱۳۸۹ سالانه نزدیک به ۹۰۰ هزار واقعه ازدواج در کشور ثبت میشد. رقمی که نویدبخش جامعهای پویا با شانس بالای تشکیل خانواده بود. اما این منحنی با شیبی تند به سال ۱۴۰۴ رسیده و اکنون به حدود ۴۳۱ هزار مورد سقوط کرده است.
این افت محسوس نشان میدهد توان و انگیزه جوانان برای شروع زندگی مشترک ظرف یک دهه و نیم گذشته عملاً نصف شده است. همگام با این رکود، شاخص فرزندآوری نیز سالانه افت ۰.۱ درصدی را تجربه میکند؛ دومینویی که نخستین مهره آن، انصراف یا تاخیر طولانی جوانان در آغاز زندگی مشترک است.
سقوط آزاد نرخ باروری؛ مقایسه نگرانکننده دهه ۶۰ با امروز
بررسی دادههای جمعیتی در یک بازه چهلساله، ابعاد این دگرگونی را شفافتر نشان میدهد:
- دهه ۶۰: نرخ باروری ۶.۷ فرزند بهازای هر زن (جامعهای جوان و در حال رشد پرشتاب)
- امروز: شاخص باروری ۱.۳۴ فرزند بهازای هر زن (حرکت پرسرعت بهسوی تله سالمندی)
فاصله میان ۶.۷ تا ۱.۳۴، صرفاً تغییر یک رقم ریاضی نیست؛ تغییر سبک زندگی زیر بار هزینههای فزاینده، ناامنی شغلی و تحولات فرهنگی است که خروجی آن کاهش تدریجی نرخ جایگزینی جمعیت کشور است.
هشدار تلخ کارشناسان: آیا جمعیت ایران به ۳۰ میلیون نفر میرسد؟
پیشبینی جمعیتشناسان در صورت تداوم روند فعلی، بهمراتب تکاندهندهتر است: اگر شیب نزولی ازدواج و باروری تغییر نکند، جمعیت ایران در افق سال ۱۴۸۰ ممکن است به مرز ۳۰ میلیون نفر برسد؛ کشوری با اکثریت سالمند، کمبود شدید نیروی کار و فشار مضاعف بر صندوقهای بازنشستگی.
فرصتی که از دست میرود؛ بسته شدن پنجره جمعیتی
ایران هماکنون در آخرین سالهای باز بودن «پنجره جمعیتی» قرار دارد؛ بازهای که در آن بخش عمده جامعه در سن باروری و فعالیت اقتصادی است. به گفته دبیر ستاد ملی جمعیت، بسته شدن این پنجره یعنی ورود برگشتناپذیر به پیری مفرط جمعیت؛ وضعیتی که دیگر با بستههای تشویقی مقطعی درمان نخواهد شد.
همایشها و جوایز دولتی در برابر واقعیت تلخ معیشت
برای مهار این بحران، برنامههای متعددی از جمله رویداد «جایزه ملی جوانی جمعیت» و نظارت دستگاههایی چون سازمان بازرسی کل کشور کلید خورده و ادعا میشود یکسوم فعالیتهای دستگاههای اجرایی به این بخش معطوف شده است. با این حال، تحلیلهای میدانی نشان میدهد تبدیل مسئله جمعیت به یک فرهنگ عمومی، نیازمند تغییر زمین بازی از «شعار» به «اقدام اقتصادی» است.
اگرچه تاکید بر فرزندآوری کیفی و تربیت نسل توانمند در کنار کمیت، نگاهی ضروری است، اما پیشنیاز هر دوی اینها، فراهم بودن زیرساختهای ابتدایی یک زندگی مشترک است.
گره کور جمعیت کجاست؟ معیشت و مسکن، متهمان ردیف اول
بررسیهای اندیشهورزانه در دبیرخانه ستاد ملی جمعیت نیز سرانجام به یک نقطه کانونی ختم میشود: ازدواج ریشه حل بحران جمعیت است و اقتصاد ریشه حل بحران ازدواج.
وحید دستجردی در جمعبندی تحلیل خود با صراحت دستگاههای اجرایی را مخاطب قرار داده و عنوان میکند: «برای حل بحران جمعیت باید مشکل اقتصاد و مسکن جوانان حل شود؛ حرفهای کلی دیگر راهگشا نیست.»
واقعیت عریان این است که هیچ تبلیغ فرهنگی و همایش اداری نمیتواند جایگزین یک شغل پایدار با دریافتی متناسب با تورم و مسکنی در دسترس شود. تا زمانی که معیشت و مسکن برای نسل جوان دستنیافتنی باشد، آمار ازدواج در ایران از جداول سرد و نزولی تکان نخواهد خورد./ هفت صبح