چرای مدیریتشده راهکار احیای مراتع در عصر تغییر اقلیم
چرای مدیریتشده چگونه ستون چهارم تابآوری اقلیمی مراتع میشود؟ بازخوانی پیوند دام، خاک و گیاه به مناسبت روز جهانی حیوانات.
تا چند سال دیگر، کمتر کسی باور میکند که پای دام در احیای یک مرتع تخریبشده نقش داشته باشد؛ با این حال، علم بومشناسی چرا دقیقاً همین را میگوید.
در ادبیات سنتی مدیریت منابع طبیعی، همیشه از سهپایه بنیادین «آب، خاک و گیاه» سخن رفته است، اما تجربه میدانی و پژوهشهای نوین نشان میدهد سازهای که بر سه پایه استوار شود، تعادل تام ندارد و پایه چهارم یعنی «عنوان جانوری و دام» است که زنجیره را کامل میکند.
در این میان، چرای مدیریتشده نه یک تهدید، بلکه ابزاری طبیعی برای بازیابی سلامت مراتع است.
هفتهای که گذشت و بهطور مشخص چهارم اکتبر، روز جهانی حیوانات بود؛ مناسبتی که بد ندیدیم با نگاهی کارکردی به آن اشاره کنیم، نه صرفاً با ادبیاتی ترحمآمیز.
گفتههای گزارشهای ارزیابی IPBES و شاخص سیاره زنده WWF گواه است که گونههای جانوری در معرض خطر جدی قرار دارند و تشدید خشکسالی، سیلاب، امواج گرمایی و بیابانزایی، زیستگاههای مرتعی و جنگلی را با سرعتی بیسابقه تجزیه کرده است.
در چنین شرایطی، بازتعریف نقش نشخوارکنندگان در بومسازگانهای خشک و نیمهخشک، چشماندازی احیاگرانه پیش روی مدیران منابع طبیعی میگذارد.
ردپای دام و نقش آن در نگهداشتن بذر و رطوبت در خاک
در مراتع تخریبیافته یا تحت تنش کمآبی، خاک سطحی سله میبندد و نفوذپذیریاش را از دست میدهد. اینجاست که اثر مکانیکی سم دام، بهویژه در چرای مدیریتشده و دورهای، نقش آفرین میشود: خاک سختشده میشکند و جای پای گوسفند یا دام سنگین، فرورفتگیهای ریز پدید میآورد.
این میکروتوپوگرافیها در واقع تله طبیعی بذر و آب هستند؛ بذرها به کمک باد درون آنها مینشینند، با ذرات نرم خاک پوشیده میشوند و با کمترین بارش، شرایط جوانهزنی و استقرار گیاه فراهم میشود. چیزی که پژوهشگران از آن با عنوان خاکورزی طبیعی مرتع یاد میکنند.
بزاق دام و هرس بیولوژیک؛ محرکی که پنجهزنی را شتاب میدهد
برخلاف تصور رایج که هرگونه چَرا را با تخریب مرتع یکی میداند، شواهد علمی متعدد همسو با نظریات بومشناسی چَرا و مدیریت کلنگر نشان میدهد چرای اصولی مانند یک چمنزن هوشمند عمل میکند.
حذف بافتهای مرده و پیر گیاهی، راه را برای تابش نور به جوانههای قاعده باز میکند و ترکیبات موجود در بزاق دام که حاوی تنظیمکنندههای رشد است، فرآیند پنجهزنی در گندمیان و گیاهان علوفهای را تسریع مینماید. حاصل این تعامل همفرگشتی، پوشش گیاهی پُرپشتتر و ذخیره زیستتوده بیشتر است؛ همان چیزی که چَرای مدیریتشده را از چَرای بیضابطه متمایز میکند.
پیوند آب، خاک، گیاه و جانور در چرخه آب
وقتی پوشش گیاهی از مسیر چَرای تعادلی تقویت شود، زنجیرهای از اثرات مثبت آغاز میگردد. نفوذپذیری خاک بهبود مییابد و آب باران به جای آن که به رواناب مخرب و عامل فرسایش تبدیل شود، به آب سبز درون پروفیل خاک بدل میگردد.
ماده آلی خاک با افزودن فضولات دامی افزایش مییابد، ظرفیت نگهداری آب خاک ارتقا پیدا میکند و مرتع در فصول خشک و دورههای خشکسالی، مقاومت بیشتری از خود نشان میدهد.
سایهاندازی بیشتر گیاهان نیز دمای خاک را تعدیل کرده و از تبخیر سطحی میکاهد. این چرخه بهروشنی نشان میدهد که تابآوری اقلیمی سرزمین، بدون حضور حسابشده دام در معادله به سرانجام نمیرسد.
حفاظت از تنوع زیستی در روز جهانی حیوانات، کنشی موزهای یا صرفاً احساسی نیست؛ حیوانات و دامها، تیمارگران زنده و مهندسان اکوسیستم هستند.
حفظ گونهها، احیای زیستگاهها در مراتع و جنگلها و مدیریت علمی رابطه چَرای دام با پویایی خاک و آب، همان ستون چهارمی است که پایداری اکوسیستم را در برابر تنشهای اقلیمی بیمه میکند و آینده سرزمینهای خشک را رقم میزند.