فروش دلار به مردم؛ راهکار اقتصادی یا بنزین روی آتش تورم؟
آیا خرید دلار توسط مردم، تورم را تشدید میکند؟ بررسی ابعاد اقتصادی و اجتماعی هجوم شهروندان به بازار ارز و تأثیر آن بر قدرت خرید خانوارهای ریالمحور.
آیا خرید دلار برای حفظ ارزش دارایی، یک انتخاب شخصیِ بیخطر است یا ضربهای ناخواسته به معیشت همسایه؟ روزنامه اطلاعات در تحلیلی انتقادی به ابعاد پنهان رفتار ارزی شهروندان پرداخته است.
در دنیای اقتصاد، همه ما «کنشگر» هستیم؛ حتی زمانی که با خرید چند دلار میخواهیم جلوی آب شدن سرمایهمان را بگیریم. اما وقتی این «رفتار فردی» در مقیاس میلیونی تکرار میشود، آیا هنوز میتوان آن را یک تصمیم شخصی دانست؟ روزنامه اطلاعات در گزارشی تأملبرانگیز، این پرسش کلیدی را مطرح کرده که خرید و انباشت دلار توسط شهروندان، تا چه حد بر شتاب گرفتن موتور تورم در ایران اثرگذار است.
آیا انباشت ارز، بازی با سفرههای مردم است؟
هرچند در اقتصاد آزاد، هیچ منع قانونی برای تبدیل دارایی به ارز خارجی وجود ندارد، اما واقعیتهای اقتصاد ایران نشان میدهد که بازار ارز، یک جزیره جداافتاده نیست. وقتی تقاضا برای خرید دلار افزایش مییابد، در شرایطی که عرضه ارز محدود و مدیریتشده است، نتیجهای جز «تضعیف ریال» و «گرانی کالاهای وارداتی» باقی نمیماند.
در واقع، تأثیر خرید دلار بر تورم را نباید فقط در نرخ تابلوهای صرافی دید؛ بلکه ردپای آن را باید در افزایش قیمت نهادههای تولید، کالاهای اساسی و در نهایت، خالی شدن سبد خرید خانوارهای ریالمحور جستوجو کرد. این همان «هزینه اجتماعی» است که شاید در لحظه خرید دلار به چشم نیاید، اما در بلندمدت، بار اصلی آن بر دوش طبقاتی میافتد که امکان دلاری کردن داراییشان را ندارند.
چرخه معیوب: وقتی تورم، تورم میآورد
این یک واقعیت تلخ اقتصادی است: هرچه ارزش ریال بیشتر سقوط کند، انگیزه برای تبدیل پسانداز به ارز قویتر میشود و این چرخه، فشار مضاعفی بر پول ملی وارد میکند. در این فرآیند، عملاً نوعی انتقال ثروت رخ میدهد؛ دارایی از دست کسانی که ریال نگه میدارند، به سمت کسانی جریان مییابد که توانستهاند ارزش پول خود را با دلار حفظ کنند.
نگاهی به ابعاد اخلاقی تصمیمات مالی
آیا میتوان در اقتصاد تورمزده از مردم انتظار داشت که «مسئولیتپذیر» باشند و برای کمک به اقتصاد ملی، قید ارزش داراییشان را بزنند؟ تحلیلگران معتقدند مشکل اصلی، نقد کردن رفتارهای فردی نیست؛ بلکه نقد کردن ساختاری است که شهروند را ناچار میکند برای بقای مالی، به دلاری کردن دارایی روی بیاورد. با این حال، باید پذیرفت که این کنشها، اثرات کلانی دارند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
مسئولیت سیاستگذار در برابر رفتارهای شهروندی
اگر خرید دلار، دمیدن بر تنور تورم است، چرا جامعه به این سمت حرکت میکند؟ پاسخ روشن است: فقدان اعتماد به داراییهای ریالی. برای کاهش فشار بر طبقات متوسط و ضعیف، صرفاً انگشت اتهام را به سمت شهروندان گرفتن راهگشا نیست. راهکار اساسی، ترکیبی از دو اقدام است:
- مدیریت هوشمند عرضه و تقاضا توسط بانک مرکزی.
- ایجاد بسترهای جایگزین برای حفظ ارزش پول ملی که نیاز به خرید هیجانی ارز را از بین ببرد.
جمعبندی
خرید دلار فراتر از یک محاسبه ساده سود و زیان است. این رفتار، بازتابی از شرایط کلان اقتصادی است که در آن، مرز میان «سرمایهگذاری شخصی» و «تبعات اجتماعی» بهشدت باریک شده است. تا زمانی که ارزش پول ملی تثبیت نشود، این پارادوکس رفتاری همچنان به عنوان یکی از چالشهای اصلی اقتصاد ایران باقی خواهد ماند.