خبر فوری
شناسه خبر: 57455

تک‌شیفت شدن مدارس؛ پایان نوبت عصر یا رویایی ناممکن؟

وعده تک‌شیفت شدن مدارس کشور چقدر با واقعیت کلاس‌های ۴۰ نفره و کسری معلم هم‌خوان است؟ گزارشی از پشت‌پرده یک تصمیم رویایی در آموزش‌وپرورش.

تک‌شیفت شدن مدارس؛ پایان نوبت عصر یا رویایی ناممکن؟

زنگ آخر که به صدا درمی‌آید، مدرسه‌ها خالی نمی‌شوند؛ فقط جای بچه‌ها عوض می‌شود. هنوز گچ تخته‌پاک‌کن در هوا معلق است و نیمکت‌ها از نشستن چند ساعته دانش‌آموزان صبح داغ مانده‌اند که فوج بچه‌های نوبت دوم کیف‌به‌دست وارد حیاط می‌شوند. این قاب آشنای آموزش عمومی در ایران، سال‌هاست قرار است تغییر کند، اما میان آمارهای پشت میز و واقعیتِ راهروهای شلوغ مدارس، شکافی عمیق دهان باز کرده است.

مسئولان آموزش‌وپرورش بار دیگر از هدف‌گذاری برای پایان عصر مدارس دو‌نوبته سخن می‌گویند. رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی این وزارتخانه، اجرای طرح مدارس تک‌شیفت را با کاهش تراکم کلاسی گره زده و البته بازه زمانی رسیدن به آن را به بیش از یک دهه بعد موکول کرده است. اما این پرسش بی‌تعارف پیش روی جامعه قرار دارد: آیا کشوری که با تراکم ۴۰ نفره و بیش از ۱۶.۵ میلیون دانش‌آموز دست‌وپنجه نرم می‌کند، بستر سخت‌افزاری و انسانی لازم برای حذف شیفت دوم را دارد یا این طرح در حد یک بیانیه روی کاغذ باقی می‌ماند؟

 

میانگین‌هایی که تراکم واقعی کلاس‌ها را پنهان می‌کنند

روی کاغذ و در جداول اکسل وزارتخانه، اوضاع چندان بحرانی به نظر نمی‌رسد؛ میانگین تراکم کشوری حدود ۲۵ دانش‌آموز در هر کلاس اعلام می‌شود. اما در روزنامه‌نگاری داده‌محور خوب می‌دانیم که «میانگین» بزرگ‌ترین پوشش برای پنهان کردن بحران‌های محلی است.

وقتی مدرسه‌ای روستایی با ۵ دانش‌آموز را در کنار کلاس ۴۲ نفره‌ای در حاشیه شهری بزرگ قرار دهیم، معدل رضایت‌بخش می‌شود، اما کیفیت آموزشی سقوط می‌کند:

  • استاندارد مصوب شورای عالی آموزش‌وپرورش: سقف مطلوب ۲۰ نفر و حداکثر قابل‌قبول ۲۶ نفر.
  • تعهد قانون برنامه هفتم توسعه: رساندن تراکم کلاس‌های بالای ۳۵ نفر به صفر.
  • واقعیت میدانی: صدها کلاس در مناطق پرجمعیت همچنان با ۳۵ تا ۴۰ دانش‌آموز اداره می‌شوند.

تک‌شیفت کردن کلاسی که همین حالا ظرفیت نشستن بچه‌هایش تکمیل است، اگر بدون ایجاد ساختمان و کلاس جدید انجام شود، نتیجه‌ای جز فشرده‌تر کردن میزها و تشکیل کلاس‌های ۵۰ نفره نخواهد داشت؛ اقدامی که مستقیماً عدالت آموزشی را هدف قرار می‌دهد.

 

جغرافیای نابرابری؛ ساوه و البرز زیر بار سنگین نوبت دوم

بحران مدارس تک‌شیفت مسئله‌ای یکدست در پهنه جغرافیای کشور نیست. آمارها نشان می‌دهند که شکاف میان مسکن‌سازی و زیرساخت آموزشی چطور برخی شهرها را غافلگیر کرده است:

  1. کرج (ناحیه یک): به اذعان مسئولان محلی، بیش از ۹۵ درصد مدارس شهری همچنان دوشیفته هستند.
  2. ساوه: بیش از ۷۵ درصد فضاهای آموزشی به دلیل مهاجرپذیری بالا در دو نوبت کار می‌کنند.
  3. جنوب و غرب تهران: مناطقی مثل ۹، ۱۷ و ۱۸ و شهرهایی مثل کهریزک با کسری صدها کلاس درس مواجه‌اند.

در شهرهای جدیدی که مجتمع‌های مسکونی قارچ‌گونه بالا رفته‌اند، دانش‌آموزان کیلومترها پیش از کلاس‌های درس متولد شده‌اند. مهاجرت مداوم خانوارها به حاشیه‌ها به‌دلیل تورم مسکن، تقاضای آموزشی در این نقاط را منفجر کرده، درحالی‌که ساخت مدرسه در بودجه‌های عمرانی همواره گامی عقب‌تر از جریان جمعیت حرکت می‌کند.

 

روایت مادران از کلاس‌های شلوغ؛ خستگی مفرط و افت یادگیری

پشت این آمارها، زندگی روزمره کودکانی است که کیفیت یادگیری‌شان قربانی کمبود جا شده است.

لیلا، مادر یک دانش‌آموز پایه اول در محدوده یافت‌آباد تهران: «پسر من در کلاسی با ۳۸ دانش‌آموز درس می‌خواند. کلاس اولی‌ها هنوز نشستن پشت نیمکت را خوب بلد نیستند. معلم چطور می‌تواند در چند ساعت به تک‌تک آن‌ها املا یاد بدهد و خطاهایشان را اصلاح کند؟ بعدازظهر که شیفت بعد می‌آید، ناچارند سریع کلاس را تحویل دهند؛ هم بچه‌ها گیج می‌شوند و هم معلم وقت سر خاراندن ندارد.»

زهره، مادر دانش‌آموزی در کرج: «دخترم وقتی به خانه می‌آید رمقی ندارد. از سر و صدای کلاسی که پنجره‌هایش به‌خاطر تراکم بسته می‌ماند و بچه‌ها به هم چسبیده‌اند خسته می‌شود. یک زنگ خلوت و گفت‌وگوی دونفره با معلم برای او شبیه به آرزو شده است.»

این تجربه‌ها گواه آن است که آسیب مدارس دونوبته صرفاً اداری نیست؛ بلکه افت یادگیری بنیادین و فرسایش روانی کودک را در همان سال‌های طلایی آموزش پایه به دنبال دارد.

 

معادله نوسازی و ایمنی؛ وقتی ۶.۵ درصد مدارس نوسازی می‌خواهند

مانع دیگر برای رسیدن به رویای مدارس تک‌شیفت، استهلاک کالبدی آموزشگاه‌هاست. طبق گزارش‌های سازمان نوسازی مدارس، دست‌کم ۶.۵ درصد از ۹۸ هزار مدرسه دولتی فرسوده‌اند و نیازمند تخریب و بازسازی کامل هستند. افزون بر این، مسئله برچیدن مدارس کانکسی و سنگی همچنان پرونده‌ای باز است.

برای اینکه تمام دانش‌آموزان در یک نوبت به کلاس بروند، آموزش‌وپرورش با دو جبهه هم‌زمان روبه‌روست:

  • مقاوم‌سازی و نوسازی بناهای موجود برای جلوگیری از حوادث احتمالی.
  • ایجاد ده‌ها هزار کلاس جدید جهت پاسخ به مازاد تقاضای حاصل از ادغام دو نوبت.

 

بن‌بست کمبود معلم؛ ساختمان بدون آموزگار معجزه نمی‌کند

حتی اگر فرض کنیم با جهش عمرانی و کمک خیرین مدرسه‌ساز، فردا صبح کلاس‌های فیزیکی جدید آماده شوند، یک گره کور باقی می‌ماند: چه کسی قرار است تدریس کند؟

چالش‌های نیروی انسانی در مسیر تک‌شیفت شدن وضعیت فعلی
کمبود تاریخی معلم جبران کسری حدود ۲۰۰ هزار نفری با اضافه‌تدریس و بازنشستگان
تبعات حذف نوبت عصر نیاز مضاعف به معلمان ثابت هم‌زمان در ساعات صبح
فرسایش کیفی آموزش کاهش تمرکز دبیران به‌دلیل ساعات تدریس بالا و کلاس‌های متراکم

آموزش‌وپرورش تاکنون با به‌کارگیری مجدد بازنشستگان و اضافه‌کاری معلمان موجود، چاله‌های کسری را پر کرده است؛ اما دو شیفت کردن به معلمان اجازه می‌داد در دو تایم حضور داشته باشند. با تک‌شیفت شدن کامل، تمام این ساعت‌های آموزشی باید هم‌زمان در صبح ارائه شود و این یعنی جهش ناگهانی در نیاز به نیروی انسانی رسمی و متخصص.

 

هشدار کارشناسان؛ برنامه‌ریزی شهری از جهش جمعیتی عقب ماند

میلاد نوروزی، عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران، در تحلیل این بحران تأکید می‌کند که تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده بدون برآورد جمعیتی به ضد خودش بدل می‌شود: «تک‌شیفت کردن مدارس بدون توسعه زیرساخت، یعنی تشدید بحران. اگر مدرسه‌ای با ظرفیت ۵۰۰ نفر که اکنون ۸۰۰ دانش‌آموز را در دو نوبت پوشش می‌دهد ناگهان تک‌شیفت شود، به این معنی است که ۸۰۰ نفر باید در همان فضای محدود جا بگیرند. این کار نه ارتقای کیفیت، بلکه انفجار تراکم کلاسی و استهلاک شدید بنا است.»

به باور این کارشناس حوزه آموزش، راه‌حل نه در صدور بخشنامه‌های فوری، بلکه در آمایش دقیق سرزمینی، پیش‌بینی رشد حاشیه‌نشینی و پیوند زدن ساخت مدرسه با قوانین توسعه شهری پیش از سکونت خانواده‌هاست.

 

چشم‌انداز: یک نوبت آموزشی، مشروط به سرمایه‌گذاری واقعی

روی کاغذ، مدارس تک‌شیفت استانداردی ضروری برای عدالت و سلامت روانی کودکان است؛ فرصتی برای آنکه عصرها مدرسه به فضایی برای فعالیت‌های پرورشی، ورزشی و بازآموزی بدل شود. اما تبدیل این خواسته مشروع به واقعیت، به چیزی بیش از شعارهای مدیریتی نیاز دارد.

تا زمانی که ردیف‌های بودجه برای نوسازی فضاهای آموزشی جهش پیدا نکند و جذب پایدار معلمان محقق نشود، جمع کردن نوبت عصر مدارس در شهرهای پرجمعیت تنها به فشرده‌تر شدن صندلی‌ها می‌انجامد؛ تصمیمی که شاید روی کاغذ کارنامه مدیران را پر کند، اما پشت نیمکت‌ها، نفس یادگیری را تنگ‌تر خواهد کرد.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای