برجهای ساحلی راه پرندگان مهاجر سرخرود را کور کردند!
دیوار بتنی برجها و سوداگری زمین در سرخرود و فریدونکنار، کریدور پروازی پرندگان مهاجر را مسدود کرده و زیستگاه زمستانگذرانی آنها را بلعیده است.
سالها تصور بر این بود که صید سنتی و دامگاهها تنها تهدید حیاتوحش مهاجر در نوار ساحلی مازندران هستند، اما حالا آسمان فریدونکنار و سرخرود با دشمن خاموشتری روبهرو شده است: دیوارهای متراکم از برجهای بتنی که درست در خط بادگیر دریا علم شدهاند.
همزمانی این بلندمرتبهسازی بیرویه با عطش تغییر کاربری اراضی و سموم کشت دوم برنج، مهاجرت پرندگان سرخرود را دچار اخلالی تاریخی کرده است؛ بحرانی چندلایه که نشان میدهد خط ساحلی خزر دیگر پناهگاه امنی برای مهمانان زمستانه سیبری نیست.
سد بتنی مقابل بادهای دریا؛ پرواز کور در ارتفاع پست
پرندگانی که پس از طی هزاران کیلومتر به خط ساحلی شمال ایران میرسند، برای فرود در تالابها و آببندانهای دشت جنوبی نیازمند جریانهای هوایی شمال به جنوب هستند. بااینحال، قد کشیدن پیدرپی برجهای مسکونی در امتداد نوار ساحلی، این کریدور باد را مسدود کرده است.
مهدی گلی، معاون محیطزیست محمودآباد، تصویری نگرانکننده از این وضعیت ترسیم میکند. به گفته او، دریا در شمال و آببندانها که مقصد حیاتی پرندگانند در جنوب واقع شدهاند، اما دیوارههای چنددهمتری مسیر طبیعی وزش باد را بریدهاند. این اتفاق بهویژه گونههایی را که در ارتفاع پست بال میزنند، دچار سردرگمی شدید و خطای پروازی میکند.
به این معادله باید نارساییهای میدانی را هم افزود؛ خوتکای ابروسفید، چنگرها و قوهای فریادکش در حالی به این نوار فرود میآیند که شالیزارهای منطقه بر اثر تب کشت دوم، آلوده به انواع سموم دفع آفات و کودهای شیمیایی است. پرندگان گرسنه از این ساقهها و آب راکد تغذیه میکنند و پیامد مستقیم آن مسمومیت، کاهش زادآوری یا نابودی کامل نطفههاست.
توسعه شهری بدون پیوست زیستمحیطی؛ حفرههای مصوبه کمیسیون ماده ۵
توجیه متداول مدیران شهری برای تغییر چهره ساحل، استناد به مجاری اداری است. اواخر سال ۱۴۰۲ بود که شهرداری سرخرود از تصویب ضوابط رسمی بلندمرتبهسازی در کمیسیون ماده پنج خبر داد؛ اما پرسش بنیادی فعالان حوزه محیطزیست همچنان بیپاسخ مانده است: آیا پیش از صدور مجوز برای این تراکم عمودی، ارزیابی راهبردی اثرات محیطزیستی (EIA) انجام شد؟
بررسیهای کارشناسی نشان میدهد این ضوابط بدون در نظر گرفتن مؤلفههای حیاتی حیاتوحش تصویب شدهاند:
- آلودگی نوری شبانه: برجهای نورانی در تاریکی شب، حس جهتیابی قوهای مهاجر و غازها را دچار اختلال جدی میکنند.
- آلودگی صوتی و ترافیک انسانی: حاشیه امن تغذیه در آببندانهای سنتی عملاً از بین رفته است.
- برخورد مستقیم با سازهها: در شرایط مهگرفتگی ساحل، برخورد بالزنان خسته با جدارههای شیشهای و بتنی برجها تلفات مستقیم بر جای میگذارد.
بنابراین، قانونی بودن صدور یک پروانه ساخت در کمیسیون ماده پنج، بههیچوجه به معنای سازگاری اکولوژیک آن با حیات پرندگان مهاجر سرخرود نیست.
بحران خاموش دامگاهها؛ وقتی هکتارها تالاب به شالیزار و استخر بدل شد
آسیبهای فیزیکی این برجها تنها گوشهای از داستان است. اثر عمیقتر، موج تورمی و تغییر ارزش اقتصادی زمین بود که الگوی زیستبوم منطقه را زیرورو کرد. دامگاههای سنتی سرخرود و فریدونکنار که در نیمه دوم سال شبیه تالابهای دستساز عمل میکردند، حالا یکی پس از دیگری صاف میشوند.
طبق آمارهای رسمی محیطزیست منطقه:
- در سرخرود غربی، دامگاه تاریخی بهطور کامل برچیده شده است.
- در سرخرود شرقی، از میان ۳۷ نقطه سنتی، تنها ۷ محدوده بر جا مانده است.
- سرخرود مرکزی نیز به زحمت به ۲۰ دامگاه کاهشیافته محدود شده است.
- بخش بزرگی از نیزارهای طبیعی نیز به استخرهای پرورش ماهی تجاری تبدیل شدهاند؛ فضاهایی که پوشش گیاهی لازم را برای اختفای پرندگان ندارند.
شکار غیرمجاز در کنار کوچ اجباری؛ شلیکهایی که قطع نمیشوند
ایمان ابراهیمی، فعال و کارشناس باسابقه حفاظت از حیاتوحش، ریشه این بحران را در به هم خوردن معادلات اقتصادی منطقه میداند. به اعتقاد او، تمرکز بر کنترل انفرادی دامگاهداران مسیر انحرافی بود؛ چرا که جهش قیمت زمین ناشی از مجاورت با برجها و جذابیت مالی کشت متوالی برنج، بقای تالابهای دستساز را غیراقتصادی کرد.
حتی تالاب دستساز موسوم به «زمین قوها» در سرخرود شرقی—که از دهه هشتاد به نماد میزبانی منطقه از قوهای آوازخوان بدل شده بود—اکنون در محاصره سنگین تغییر کاربری قرار دارد.
پارادوکس تلخ ماجرا اینجاست: حذف دامگاههای محلی نه تنها شکار را مهار نکرده، بلکه در شبهای سرد زمستان همچنان صدای بیش از صدها شلیک غیرمجاز در گوشه و کنار دشت شنیده میشود. دلیل روشن است؛ پرندگانی که کریدور پروازی و محل فرود امن خود را به خاطر برجها از دست دادهاند، در گستره دشت و حاشیه جادهها متفرق میشوند و طعمهای بسیار آسانتر برای شکارچیان متفرقه و تفنگبهدستان غیربومی به شمار میروند.
فراتر از بحران محلی؛ چرا احیای زیستگاه سرخرود حیاتی است؟
آنچه این روزها در دشت فریدونکنار و سرخرود میگذرد، صرفاً دغدغهای بومی یا محدود به حریم چند شهر ساحلی نیست؛ بلکه شکافی ساختاری در زنجیره مهاجرت پرندگان در غرب آسیاست. تجربه دهههای اخیر نشان داد مادامی که سیاستگذاری توسعه کالبدی مازندران از ظرفیت زیستمحیطی آن تفکیک نشود، هیچ طرح ضربتی برای جمعآوری دامگاهها جواب نخواهد داد. نجات پرندگان مهاجر سرخرود مشروط به بازنگری فوری در تراکمفروشی خط ساحلی، توقف پیشروی بتن در اراضی شالیزاری و احیای پهنههای آبی امن است؛ پیش از آنکه آسمان زمستانی شمال برای همیشه از حضور این مسافران کهن خالی شود./ پیام ما