روایت تلخ تهران؛ شهری که کودکان از پارکهایش میترسند
چرا بوستانهای تهران بهجای بازی به پناهگاه ترس تبدیل شدهاند؟ کارشناسان در نشستی تحلیلی موانع واقعی تحقق شهر دوستدار کودک را کالبدشکافی کردند.
وقتی از «شهر دوستدار کودک» سخن به میان میآید، تصویر قالب در نگاه مدیران شهری خلاصه میشود در چند قوطی رنگ شاد روی نیمکتها، ستهای پلاستیکی سرسره در بوستانها و چند نماد فانتزی در میادین. اما واقعیتِ سنگفرشهای تهران فرسنگها با این تصویر کارتپستالی فاصله دارد. در پایتختی که گوشه و کنارش با سایه سنگین آسیبهای اجتماعی خو گرفته، پارکها گاهی بهجای آنکه مأمن خنده و بازی بچهها باشند، به کانون ترس و فرار تبدیل شدهاند.
رویدادهای همزمان با هفته کودک، فرصتی ساخت تا در مؤسسه «تهرنگ» و در نشستی با عنوان «تجربه کودکی در زمین سخت تهران»، پرونده پرچالش شهر دوستدار کودک با حضور سه پژوهشگر و معمار کالبدشکافی شود؛ روایتی از محلههایی که کودکانشان با سرنگهای ریخته کف بوستانها و حضور آشکار اعتیاد بزرگ میشوند و در نقاشیهایشان، جایی برای سرسبزی پارک محله باقی نمیگذارند.
شهر دوستدار کودک؛ فراتر از مبلمان رنگی و زمینهای بازی
«مهرناز عطاران»، معمار، استاد دانشگاه و از تدوینکنندگان سند ضوابط عام شهر دوستدار کودک، مبدأ این گفتگو را از یک اشتباه رایج در تعریف مفاهیم شهری آغاز کرد. از نگاه او، تقلیل دادن این مفهوم به کالبد و رنگآمیزی، انحرافی بنیادین در حق شهروندی نسل آینده است: «شهر دوستدار کودک صرفاً به معنای ایجاد فضاهای رنگارنگ نیست. شاخص واقعی، امکان مشارکت بچهها در تصمیمگیریها، برخورداری از محیطی پاکیزه و ایمن و دسترسی برابر به فرصتهای شهری بدون تبعیض قومی، اقتصادی یا جنسیتی است.»
سرنوشت ۲۲ میلیون کودک در ۱۴۰ هزار هکتار بافت ناکارآمد
بر اساس آخرین برآوردهای جمعیتی، بالغ بر ۲۲ میلیون کودک در ایران روزگار میگذرانند؛ جمعیتی که سهم قابلتوجهی از آنها ساکن بیش از ۱۴۰ هزار هکتار بافت ناکارآمد و فرسوده شهری هستند؛ محدودهای که حدود ۲۰ درصد مساحت شهرهای کشور را شامل میشود. عطاران تأکید میکند که سیاستهای شهر دوستدار کودک اگر نتواند امنیت و حق بازی را به این محلهها ببرد و تنها به مناطق مرفه و مجهز پایتخت محدود شود، از معنا تهی خواهد شد.
صدای بچههای محله: ۹۲ درصد فقط یک زمین امن برای بازی میخواهند
یافتههای میدانی در ۱۰ محله تهران نشان میدهد خواستههای کودکان برخلاف باور مدیران شهری، دستنیافتنی نیست. در پیمایشی که عطاران و همکارانش میان دختران و پسران پایتخت انجام دادند، مشخص شد حدود ۹۲ درصد بچهها آرزوی اصلیشان دسترسی به «امکان بازی»، داشتن فضایی برای دوچرخهسواری، یک سرپناه امن و محلهای خالی از دعوا و بوی نامطبوع بوده است؛ خواستههایی پایهای که فقر امکانات شهری آنها را تبدیل به رویا کرده است.
تجربه تلخ محله اتابک؛ وقتی پارک محله تصویر کابوس میشود
بخش دوم نشست به روایتهای بیواسطه از مواجهه مستقیم کودکان جنوب تهران با فضای شهری اختصاص داشت. «بهار صیرفی»، معمار و فعال حقوق کودک، تجربه همکاری میدانی با کانون «شکوفا» در محله اتابک (جنوب بزرگراه امام علی) را بازخوانی کرد؛ روایتی از مواجهه کودکانی که زیست روزمرهشان با ترومای اعتیاد و ناامنی گره خورده است.
تسخیر بوستان توسط آسیبها و تولد دوباره یک حق مدنی
صیرفی به تضاد عجیب پارکها در بافتهای ناکارآمد اشاره کرد؛ جایی که پارک همزمان «محبوبترین» و «ترسناکترین» مکان محله بود. ترس از سرنگهای آلوده، وسایل مصرف مواد مخدر و تجمع کارتنخوابها، سالها ورود کودکان و خانوادهها را به این بوستان سد کرده بود.
این تجربه با یک ابتکار مشارکتی تغییر جهت داد:
- پاکسازی کامل پارک از زبالهها و بقایای مصرف مواد مخدر با کمک شهرداری محله.
- اجرای پروژههای نقاشی دیواری توسط خود کودکان روی دیوارهایی که سالها سیاهی مصرف دود را به خود دیده بودند.
- تبدیل حضور بچهها و مادران به برنامهای هفتگی، پایدار و تثبیتشده در فضای عمومی بوستان.
صیرفی تأکید میکند هدف این نبود که تنها دیواری رنگ شود؛ هدف این بود که حس مالکیت بر فضای عمومی به کودکان بازگردانده شود تا بفهمند این بوستان حق طبیعی آنهاست، نه قلمرو آسیبهای اجتماعی.
سرنوشت پر پیچوخم قوانین؛ بوروکراسی علیه شهر انسانی
«فروغ افشاری»، مدیرعامل انجمن کودکی نوآوران شهر و راهبر محلات پایلوت دوستدار کودک تهران، سخنران سوم این میزگرد بود که خط زمانی تلاشهای قانونی در پایتخت را آسیبشناسی کرد. از سال ۱۳۷۲ و پیوستن ایران به پیماننامه حقوق کودک تا تدوین مصوبات شورای شهر در دهه ۹۰، تهران مسیری پردستانداز را طی کرده است.
افشاری با انتقاد از ساختارهای جزیرهای شهرداری گفت: «در مصوبه شورای شهر، معاونت امور اجتماعی و فرهنگی متولی طرح شد، بدون آنکه معاونت شهرسازی و معماری نقش اجرایی و پیوند مشخصی در این راهبرد داشته باشد. این گسست ساختاری سبب شد تا اقدامات از چارچوب یک برنامه جامع عمرانی و کالبدی خارج شود و به اقدامات پراکنده و مقطعی افت کند.»
| شاخص ارزیابی | وضعیت مطلوب شهر دوستدار کودک | وضعیت کنونی محلات هدف در تهران |
|---|---|---|
| رویکرد برنامهریزی | محلهمحور، متناسب با بافت جمعیتی | نسخههای یکسان و بخشنامهای |
| مشارکت کودکان | دخالت مستقیم در طراحی فضاهای شهری | اجرای پروژهها بدون نظرسنجی از گروههای سنی |
| عدالت فضایی | توزیع برابر بوستانها و زمینهای ورزشی | تراکم امکانات در مناطق شمالی و محرومیت در بافت فرسوده |
| امنیت محیطی | نظافت، نورپردازی استاندارد و محیط بدون آسیب | ناامنی در پارکهای محلی بهدلیل تجمع آسیبدیدگان |
شناسنامه ۱۳ محله پایلوت تهران؛ برنامههایی که در انتظار اجرا ماندند
به گفته افشاری، در سالهای ۹۷ و ۹۸ رویکرد محلهمحوری در مناطق مختلف تهران کلید خورد و محلههایی مانند زعفرانیه (منطقه ۱)، شهرآرا (منطقه ۲)، کشاورز (منطقه ۶)، هفتچنار (منطقه ۱۰)، آبشار (منطقه ۱۲)، ولیعصر (منطقه ۱۵)، صاحبالزمان (منطقه ۱۸) و گلستان (منطقه ۲۱) به عنوان پایلوت انتخاب شدند.
او تأکید کرد که هماکنون برای ۱۳ محله سندهای ارزیابی و راهبردی تفصیلی تهیه شده است، اما تحقق واقعی آن نیازمند عبور از پروژهمحوری عمرانی به سمت درک زیست روزمره بچههاست: «نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ ساله عملاً در نقشه مدیریت شهری نادیده گرفته شدهاند؛ نه خردسال به شمار میآیند تا در زمین تاب و سرسره جا بگیرند و نه هنوز بزرگسالند. آنها فضایی امن برای تخلیه انرژی، زمینهای ورزشی رایگان و محیطی باکیفیت و بدون بوی نامطبوع میخواهند؛ الزاماتی ساده که اگر شنیده نشود، تهران هرگز به خانهای برای نسل آینده تبدیل نخواهد شد.»/ پیام ما