خبر فوری
شناسه خبر: 57586

وقتی جنگل سیلاب نمی‌سازد، اما رودخانه زنده است!+ویدئو

بررسی نقش جنگل‌های هیرکانی گرگان و مناطق ناهارخوران و النگدره در مدیریت رواناب و کنترل سیلاب پس از بارندگی ۵۱.۳ میلی‌متری؛ به قلم دکتر اسماعیل اسدی.

وقتی جنگل سیلاب نمی‌سازد، اما رودخانه زنده است!+ویدئو

بارندگی ۵۱.۳ میلی‌متری ناهارخوران و النگدره در غروب ۱۸ مهر؛ روایتی از قدرت پنهان جنگل‌های هیرکانی گرگان.

عصر و غروب ۱۸ مهر ۱۴۰۵، بارندگی ۵۱.۳ میلی‌متری در مناطق جنگلی ناهارخوران، فرصتی ارزشمند برای تأمل در یکی از مهم‌ترین کارکردهای جنگل‌های هیرکانی فراهم کرد: نقش جنگل در تنظیم چرخه آب، کاهش رواناب سطحی و تعدیل خطر سیلاب.

وقتی-جنگل-سیلاب-نمی‌سازد،-اما-رودخانه-زنده-است!+ویدئو1

۵۱.۳ میلی‌متر بارندگی به این معناست که به‌ازای هر مترمربع از سطح زمین، حدود ۵۱.۳ لیتر آب از آسمان فرود آمده است. اگر این بارندگی را در سطح یک هکتار در نظر بگیریم، حجم آب ورودی به حدود ۵۱۳ هزار لیتر، معادل ۵۱۳ مترمکعب، می‌رسد. پرسش اساسی این است: این حجم عظیم آب در جنگل چه سرنوشتی پیدا می‌کند؟

اگر پس از چنین بارندگی‌ای، در کف جنگل‌های ناهارخوران و النگدره گرگان جریان گسترده و مخرب آب مشاهده نشود، اما رودخانه‌ها همچنان جریان داشته باشند، با پدیده‌ای قابل‌تأمل در آب‌شناسی جنگل روبه‌رو هستیم؛ پدیده‌ای که می‌تواند بیانگر نقش پوشش جنگلی و خاک سالم در تعدیل رواناب باشد. البته برای نتیجه‌گیری قطعی درباره منشأ جریان رودخانه و میزان تأثیر جنگل، به داده‌های بارش، رطوبت خاک و تغییرات دبی رودخانه نیاز داریم.

وقتی-جنگل-سیلاب-نمی‌سازد،-اما-رودخانه-زنده-است!+ویدئو2

جنگل چگونه باران را مدیریت می‌کند؟

جنگل سالم، سامانه‌ای زنده و پیچیده است که اجزای آن، از تاج درختان تا ریشه‌ها و جانداران خاک، در تنظیم حرکت آب نقش دارند.

۱. تاج درختان؛ نخستین مرحله تعدیل بارندگی

درختان پهن‌برگ جنگل‌های هیرکانی بخشی از باران را روی برگ‌ها، شاخه‌ها و تنه خود نگه می‌دارند. بخشی از این آب دوباره تبخیر می‌شود و بخشی دیگر به‌آرامی به سطح زمین می‌رسد. این فرایند، برخورد مستقیم قطرات باران با خاک را کاهش می‌دهد و در شرایط مناسب، از شدت فرسایش ناشی از بارندگی می‌کاهد.

البته ظرفیت نگهداری آب در تاج درختان محدود است و در بارندگی‌های طولانی یا شدید، بخش زیادی از آب سرانجام به کف جنگل می‌رسد. بنابراین، نقش تاج‌پوشش مهم است، اما تمام ماجرا نیست.

۲. کف جنگل؛ اسفنج زنده و محافظ خاک

برگ‌های خشک و نیمه‌تجزیه‌شده، بقایای گیاهی، ریشه‌ها و مواد آلی، پوششی طبیعی بر سطح خاک ایجاد می‌کنند. این لایه سرعت جریان آب را کاهش می‌دهد، از جداشدن ذرات خاک جلوگیری می‌کند و فرصت بیشتری برای نفوذ آب فراهم می‌آورد.

خاکی که ساختمان مناسبی دارد و از منافذ کافی برخوردار است، می‌تواند بخشی از آب باران را در خود ذخیره کند. ریشه‌ها، جانداران خاک و فعالیت زیستی آن‌ها نیز در شکل‌گیری و حفظ این ساختمان نقش دارند.

به همین دلیل، برگ‌های ریخته‌شده کف جنگل، زباله‌ای برای جمع‌آوری نیستند؛ بلکه بخشی از سازوکار طبیعی حفاظت از خاک و مدیریت آب‌اند.

۳. خاک و ریشه‌ها؛ مسیر پنهان حرکت آب

آب نفوذکرده در خاک ممکن است در منافذ آن ذخیره شود، به لایه‌های پایین‌تر حرکت کند یا از مسیرهای زیرسطحی به سمت دامنه‌ها و رودخانه‌ها جریان یابد. در برخی شرایط، همین حرکت تدریجی آب به حفظ جریان رودخانه پس از بارندگی کمک می‌کند.

بنابراین، نبود رواناب سطحی گسترده در کف جنگل، در کنار جریان آب در رودخانه، می‌تواند نشان‌دهنده آن باشد که بخشی از آب باران به‌جای حرکت سریع و مخرب روی سطح زمین، از مسیرهای دیگری در حوضه آبخیز جابه‌جا می‌شود.

با این حال، جریان رودخانه ممکن است علاوه بر آب زیرسطحی، حاصل رواناب سطحی در بخش‌های دیگر حوضه، بارندگی در بالادست یا ترکیبی از این عوامل باشد.

آیا جنگل سالم مانع همه سیلاب‌ها می‌شود؟

خیر. از نظر علمی، حتی جنگل‌های سالم نیز در برابر هر نوع بارندگی و سیلاب مصون نیستند. اگر بارش شدیدتر از ظرفیت نفوذ خاک باشد، خاک از قبل اشباع شده باشد یا آب در مسیرهای خاص متمرکز شود، رواناب سطحی و سیلاب می‌تواند شکل بگیرد.

اما تفاوت مهمی میان جنگلی با خاک سالم، پوشش طبیعی و شبکه ریشه‌ای فعال و جنگلی تخریب‌شده وجود دارد. جنگل سالم در بسیاری از شرایط می‌تواند سرعت تشکیل رواناب، فرسایش خاک و شدت جریان اوج را کاهش دهد؛ هرچند اندازه این اثر به ویژگی‌های حوضه، شدت و مدت بارندگی و وضعیت رطوبتی خاک وابسته است.

پس مشاهده کف جنگلی بدون جریان مخرب، پس از بارندگی ۵۱.۳ میلی‌متری غروب ۱۸ مهر، اگر با اندازه‌گیری‌های میدانی تأیید شود، می‌تواند شاهدی ارزشمند از عملکرد مناسب هیدرولوژیک جنگل باشد؛ نه به‌تنهایی گواه تعادل کامل بوم‌سازگان.

هشدار برای ناهارخوران و النگدره؛ تخریب امروز، خطر فردا

جنگل‌های اطراف گرگان فقط برای زیبایی چشم‌انداز، تفریح و هوای پاک ارزشمند نیستند. این جنگل‌ها بخشی از زیرساخت طبیعی حفاظت از خاک و تنظیم آب در حوضه‌های آبخیز منطقه‌اند. هر تغییری که ساختمان خاک و پوشش طبیعی کف جنگل را تضعیف کند، ممکن است این عملکرد را کاهش دهد.

فشرده‌شدن خاک بر اثر تردد مکرر خودروها و ماشین‌آلات، ایجاد راه‌ها و سطوح نفوذناپذیر، تخریب پوشش گیاهی، جمع‌آوری گسترده برگ‌های کف جنگل و ساخت‌وسازهای نامناسب می‌توانند نفوذ آب را محدود کنند. در چنین شرایطی، آب باران فرصت کمتری برای ورود به خاک پیدا می‌کند و احتمال حرکت سریع‌تر آن روی سطح زمین افزایش می‌یابد.

البته همه این عوامل در هر مکان الزاماً به یک اندازه اثر نمی‌گذارند؛ شدت خطر باید بر اساس شرایط واقعی هر حوضه ارزیابی شود. اما نادیده‌گرفتن آن‌ها، به‌ویژه در دامنه‌های شیب‌دار و مسیرهای طبیعی تمرکز جریان، تصمیمی پرهزینه خواهد بود.

چه باید کرد؟

برای حفاظت مؤثر از جنگل‌های ناهارخوران و النگدره و کاهش خطر سیلاب در گرگان، اقدامات زیر ضروری‌اند:

  • حفاظت از کف جنگل: از جمع‌آوری غیرضروری برگ‌ها و بقایای طبیعی و برهنه‌کردن خاک جلوگیری شود.
  • کنترل تردد و فشردگی خاک: تردد خودروها و ماشین‌آلات به مسیرهای مشخص و مدیریت‌شده محدود شود و از گسترش سطوح نفوذناپذیر پرهیز شود.
  • مدیریت اصولی راه‌ها و آبراهه‌ها: مسیرهای هدایت آب باران در جاده‌های جنگلی و مناطق گردشگری به‌گونه‌ای طراحی و نگهداری شوند که آب در نقاط حساس متمرکز نشود و فرسایش ایجاد نکند.
  • پایش علمی بارندگی و رودخانه‌ها: بارش‌سنجی، اندازه‌گیری دبی رودخانه، بررسی رطوبت و نفوذپذیری خاک و ثبت نقاط دارای فرسایش، امکان تشخیص زودهنگام خطر را فراهم می‌کند.
  • حفاظت از بالادست حوضه‌های آبخیز: هر برنامه کاهش خطر سیلاب باید علاوه بر شهر گرگان، دامنه‌ها، آبراهه‌ها و مناطق بالادست را نیز در بر گیرد.
  • آموزش و مشارکت مردم: گردشگران، مدیران شهری و جوامع محلی باید بدانند که حفاظت از برگ‌های کف جنگل و خاک، بخشی از حفاظت از امنیت آب و خاک منطقه است.

سخن پایانی: جنگل را پیش از آنکه دیر شود، بشناسیم

بارندگی ۵۱.۳ میلی‌متری غروب ۱۸ مهر ۱۴۰۵ می‌تواند بهانه‌ای برای یادآوری یک واقعیت مهم باشد: ارزش جنگل را نباید فقط با تعداد درختان، سرسبزی برگ‌ها یا زیبایی منظره سنجید. بخشی از ارزش واقعی آن در فرایندهایی پنهان است که زیر پای ما و درون خاک رخ می‌دهند.

جنگل سالم، آب را صرفاً دریافت نمی‌کند؛ بخشی از آن را نگه می‌دارد، بخشی را به خاک می‌سپارد و در بسیاری از شرایط، حرکت آن را تعدیل می‌کند. جریان رودخانه در کنار کف جنگلی بدون رواناب مخرب می‌تواند جلوه‌ای از این کارکرد باشد؛ کارکردی که برای اثبات دقیق آن باید شواهد هیدرولوژیک نیز بررسی شوند.

اگر امروز خاک جنگل را بفشاریم، کف آن را برهنه کنیم و مسیرهای طبیعی آب را برهم بزنیم، ممکن است فردا همان بارانی که می‌توانست در خاک نفوذ کند، با سرعت بیشتری به رواناب و سیلاب تبدیل شود.

حفاظت از جنگل‌های هیرکانی، حفاظت از یک میراث طبیعی چندمیلیون‌ساله و هم‌زمان سرمایه‌گذاری برای کاهش خطر فرسایش، سیلاب و تخریب سرزمین است. نباید منتظر وقوع خسارت بمانیم تا ارزش این سامانه زنده را به یاد آوریم.

 

نویسنده: دکتر محمد اسماعیل اسدی | پژوهشگر ارشد کشاورزی حفاظتی، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵، گرگان.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای