خبر فوری
شناسه خبر: 57594

ایران حمله پیش‌دستانه نمی‌کند

بررسی احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران، کارایی بمب ۱۰ تنی ترامپ علیه تأسیسات کوه کلنگ و راهبرد تهران در مهار نتانیاهو از طریق نوسان قیمت نفت در خلیج‌فارس.

ایران حمله پیش‌دستانه نمی‌کند

دونالد ترامپ به‌وضوح اعلام کرده است که نه از سلاح اتمی علیه ایران استفاده می‌کند و نه حاضر است نیروهای زمینی را به خاک این کشور گسیل دارد. او علت این تصمیم را به پیروزی‌های کنونی ایالات متحده نسبت داده و گفته است که این کشور عملاً نیازی به استفاده از این سلاح یا اعزام نیروی نظامی زمینی ندارد.

با این حال، رئیس‌جمهور آمریکا احتمال داده است که علیه ایران از بمب ۱۰ تنی موسوم به «مادر بمب‌ها» استفاده شود؛ بمبی که پیش‌تر یک‌بار در قندهار علیه نیروهای داعش به‌کار گرفته شد. ترامپ تهدید کرده که این بمب را علیه تأسیسات «کوه کلنگ» به‌کار خواهد گرفت تا فعالیت‌های هسته‌ای احتمالی در این نقطه را نابود کند. اما برخلاف بمب‌های استفاده‌شده برای انهدام سایت‌های فردو و نطنز، بمب ۱۰ تنی مذکور توانایی و قابلیت نفوذ به لایه‌های زیرین خاک را ندارد. با توجه به اینکه گفته می‌شود تأسیسات هسته‌ای کوه کلنگ در عمق بیشتری نسبت به سایت فردو قرار گرفته‌اند، احتمال بسیار اندکی وجود دارد که به‌کارگیری «مادر بمب‌ها» علیه این سایت بتواند آسیب یا خسارت عمده‌ای وارد آورد.

کارشناسان نظامی توضیح می‌دهند اگرچه مادر بمب‌ها می‌تواند سطح وسیعی از یک منطقه را نابود کند و شعاع تخریب آن به حدود ۲ کیلومتر می‌رسد، اما این بمب قابلیت نفوذ به لایه‌های زیرین زمین و به‌ویژه شکافتن صخره‌های سخت کوه کلنگ را ندارد؛ ازاین‌رو، استفاده از آن علیه تأسیسات هسته‌ای ایران که در دل کوه احداث و پنهان شده‌اند، نمی‌تواند خسارت چشمگیری به فعالیت‌ها، دارایی‌ها و تأسیسات کشور وارد کند.

مؤلفه دوم، حمله زمینی است. در حال حاضر هیچ‌یک از شناورهایی که در محدوده عملیاتی خلیج‌فارس حضور دارند یا قرار است در هفته‌های آینده وارد این منطقه شوند، قابلیت پیاده‌سازی نیروی نظامی زمینی را ندارند. به همین دلیل، حتی اگر ترامپ اذعان نمی‌کرد که قصد حمله زمینی به ایران را ندارد، از آرایش شناورهای نظامی آمریکا در خلیج‌فارس می‌شد دریافت که سنتکام برنامه‌ای برای تهاجم زمینی علیه جزایر یا خاک سرزمینی ایران ندارد. با این موضع‌گیری، کسانی که طی هفته‌ها و ماه‌های گذشته آرزوهای خود را در قالب تحلیل بیان می‌کردند و مدعی بودند آمریکا در نبرد نهایی قصد دارد بخشی از خاک یا جزایر ایرانی خلیج‌فارس را اشغال کند تا از آن به‌عنوان برگ برنده در مذاکره با تهران بهره ببرد، ناامید شدند؛ زیرا دریافتند سناریوی تهاجم به ایران صرفاً در قالب بمباران برخی تأسیسات (به‌ویژه هسته‌ای) خلاصه می‌شود؛ هرچند این تأسیسات نیز آسیب بنیادین ندیده و از چرخه فعالیت خارج نخواهند شد.

گمانه‌زنی‌ها درباره جدول زمانی و زمان آغاز تهاجم نیز چندان دقیق و قابل‌اتکا نیست. در وهله نخست این پرسش مطرح است که آیا ایران دست به حمله پیش‌دستانه و کنش‌گرایانه خواهد زد یا خیر؟ برخی تحلیلگران معتقدند تاکنون کنش ایران واکنشی بوده و تنها در پاسخ به اقدامات ایالات متحده، به پایگاه‌های این کشور در خاورمیانه (به‌جز اسرائیل) پاسخ داده است. آن‌ها می‌گویند ممکن است ایران طی هفته‌های آینده به‌منظور اثرگذاری بر انتخابات اسرائیل، حملاتی هدفمند را علیه سرزمین‌های اشغالی ترتیب دهد؛ اما این تحلیل از پایه بی‌اساس است، چراکه در شرایط کنونی هرگونه تنش مستقیم با اسرائیل به سود بنیامین نتانیاهو تمام شده و کارزار تبلیغاتی او را تقویت می‌کند. این دسته از تحلیلگران توجه ندارند که ایران هم‌اکنون به‌شکلی هدفمند و پیگیرانه، تنش را در حوزه خلیج‌فارس و تنگه هرمز بالا می‌برد.

اگرچه مقام‌های نظامی ایران اعلام کرده‌اند شناورهای تجاریِ آسیب‌دیده در هفته اخیر بر اثر برخورد با مین‌های دریایی در مسیرهای غیرقانونی دچار سانحه شده‌اند، اما تصاویر منتشره و اظهارات خدمه کشتی‌ها حاکی از اصابت پرتابه‌ها (احتمالاً پهپاد) است. از سویی دیگر، پرتابه‌هایی که پیش‌تر به کشتی‌های عبوری اصابت می‌کرد، اتاق فرماندهی یا موتورخانه را هدف قرار می‌داد تا مانع ادامه مسیر شود بدون آنکه کشتی غرق شود؛ اما در موارد اخیر، به‌ویژه در خصوص شناورهای حامل سوخت و نفت خام، اصابت به بدنه جانبی و انفجارهای سنگین به آتش‌سوزی گسترده و غرق‌شدن شناورها انجامیده است. این تغییر تاکتیک نشان می‌دهد که عاملان این حملات، انهدام کامل کشتی‌ها را مدنظر داشته‌اند تا سطح هراس مالکان و شرکت‌های بیمه دریایی را بالا ببرند. چنانچه ایران مجری این اقدامات باشد، کاملاً روشن است که هدف نظامیان ایران، افزایش هدفمند تنش در تنگه هرمز و خلیج‌فارس است.

این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که سنتکام و ایالات متحده با وجود لفاظی‌ها پیرامون محدودسازی تجارت نفتی ایران، در عمل نوعی چشم‌پوشی را در برابر تردد نفتکش‌های مرتبط با ایران در پیش گرفته‌اند. حتی گفته می‌شود واشنگتن هم‌زمان با تعدیل فشارها بر صادرات گازوئیل روسیه، کاهش عملی محدودیت‌ها بر «ناوگان در سایه» ایران را بررسی کرده است. شواهد میدانی نیز از افزایش صادرات نفت خام ایران از مبدأ خلیج‌فارس از طریق شناورهای کشورهای همسایه حکایت دارد. هدف غایی کاخ سفید این است که با افزایش عرضه نفت و سوخت از حوزه خلیج‌فارس به بازارهای بین‌المللی، مانع جهش قیمت بنزین و حامل‌های انرژی شود؛ برای واشنگتن اهمیتی ندارد نفت ورودی ایرانی است یا عربی، مسئله حیاتی کنترل تورم انرژی است. در مقابل، استراتژی ایران بر بالاماندن نرخ جهانی انرژی در اروپا و آمریکای شمالی متمرکز است تا پیامدهای تورمی آن بر موقعیت ترامپ در انتخابات اثر بگذارد.

از دیدگاه تهران، ناامن‌سازی مسیرهای ترانزیت انرژی در خلیج‌فارس و متعاقب آن صعود قیمت نفت در بازارهای جهانی—به‌ویژه در داخل آمریکا—کفایت می‌کند؛ چراکه تضعیف جایگاه سیاسی ترامپ، ترکش‌های مستقیمی بر ائتلاف تندرو در تل‌آویو خواهد داشت و اهرم مهار بنیامین نتانیاهو خواهد بود.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای