سراوان دوم در راه است؟ پشت پرده انتقال زباله به رودبار
تأیید مجوز احداث سایت پسماند در رودبار موجی از نگرانی ساخت. آیا انتقال زباله سراوان به بالادست سفیدرود، امنیت آب و غذای گیلان را به خطر میاندازد؟
صدور مجوزهای محیطزیستی برای واگذاری دو محدوده ۵۰ هکتاری در رودبار، بار دیگر پرونده جنجالی انتقال پسماند به جنوب گیلان را به سرخط اخبار بازگردانده است؛ تصمیمی که ظاهراً با هدف کاستن از فشار بحران چند دههای سراوان در رشت روی میز قرار گرفته، اما در عمل میتواند یکی از شکنندهترین زیستبومهای شمال کشور را با مخاطراتی جبرانناپذیر روبهرو کند.
همزمانی تأیید این مجوزها از سوی مسئولان ستادی محیطزیست با واکنش تند و تکذیب صریح نمایندگان محلی، نشان میدهد این پروژه نه یک چارهاندیشی علمی و بلندمدت، بلکه تکرار همان الگوی قدیمی پاککردن صورتمسئله از طریق جابهجایی بحران از نقطهای به نقطه دیگر است.
تقابل ارزیابیهای اداری و هشدارهای بومی
معاونت محیطزیست انسانی ادارهکل حفاظت محیطزیست گیلان اعلام کرده که برای دو قطعه زمین حدوداً ۵۰ هکتاری در شهرستان رودبار مجوز محیطزیستی صادر شده است؛ مناطقی که بهگفته این سازمان با همکاری دانشگاه تهران بررسی شده و بهدلیل عمق مناسبتر آبهای زیرزمینی، اقلیم نسبتاً خشکتر و فاصله از پوشش جنگلهای هیرکانی نسبت به جلگه رشت انتخاب شدهاند. با این حال، در نقطه مقابل، مهرداد گودرزوند چگینی، نماینده مردم رودبار در مجلس، با رد قاطع این ادعاها صراحتاً تأکید کرده است که پرونده انتقال زباله سراوان به رودبار تحت هیچ شرایطی پذیرفتنی نبوده و اجازه اجرای آن داده نخواهد شد. به باور او، تبدیل ورودی و پیشانی گردشگری گیلان به حیاطخلوت دفن پسماند کلانشهرها خطایی راهبردی است و مدیریت استان باید بهجای انتقال فیزیکی زباله، بر تکمیل کارخانههای پردازش و ساماندهی در مبدأ تمرکز کند.
نادیدهگرفتن گرههای فنی و اقلیمی جنوب گیلان
استناد به خشکتر بودن اقلیم جنوب استان، نگاهی بهشدت تقلیلگرایانه به مختصات پیچیده سرزمینی رودبار است. واقعیت این است که حوزه منجیل و لوشان در یکی از شناختهشدهترین کریدورهای باد کشور قرار دارد؛ دالان بادی فعالی که هرگونه استقرار سایت دفن یا دپوی روباز در آن، موجب پراکندگی گسترده گردوغبار آلوده، ذرات سبک نایلونی و بوی نامطبوع در شعاع دهها کیلومتری خواهد شد، بهطوریکه مهار آن با هیچ ترفند مهندسی ممکنی در چنین بستری امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر، اراضی رودبار در بالادست مخزن راهبردی سد سفیدرود، رودخانه شاهرود و سد تاریک مستقر هستند. این پهنههای آبی شریان حیاتی تأمین آب شرب بخش بزرگی از جمعیت گیلان و تأمینکننده آب زراعی بیش از ۲۳۸ هزار هکتار از شالیزارهای حاصلخیز شمال کشور به شمار میروند. ماندگاری دهها ساله ترکیبات فوقسمی شیرابه در خاک اثبات شده است و حتی یک رخنه کوچک در لایههای عایق لندفیل، شیرابه سنگین را به سفرههای زیرزمینی و سپس بستر سفیدرود میرساند؛ اتفاقی که امنیت زیستی و غذایی کل استان را فلج خواهد کرد.
این تهدید زمانی جدیتر میشود که وضعیت لرزهخیزی منطقه نیز در محاسبات لحاظ شود. رودبار بر روی یکی از پرخطرترین پهنههای گسلی ایران قرار دارد و خاطره زلزله ویرانگر خرداد ۱۳۶۹ گواه این واقعیت تاریخی است. استقرار حوضچههای ذخیره شیرابه و مخازن مدفون پسماند روی چنین بستری، شبیه استقرار یک بمب ساعتی است که با کوچکترین لرزش تکتونیکی، میتواند حجم انبوهی از آلودگیهای شیمیایی را از طریق شکستگیهای زمین به منابع حیاتی منطقه سرازیر کند.
پیامدهای جادهای و دامنزدن به تبعیض محیطزیستی
اجرای این طرح گذشته از خطرات مستقیم زیستمحیطی، تبعات سنگین لجستیکی و اجتماعی نیز به همراه دارد. انتقال روزانه صدها تا بیش از هزار تن پسماند از رشت و شهرهای مجاور به لوشان و منجیل، مستلزم تردد مداوم دهها دستگاه کامیون سنگین در محور ترانزیتی آزادراه رشت–قزوین است. این ترافیک پیوسته نهتنها استهلاک جادهای و حوادث رانندگی را در شریان ورودی استان به اوج میرساند، بلکه انتشار آلودگی هوا و ریزش شیرابه اسیدی در طول مسیر را به یک چالش روزمره تبدیل میکند. علاوه بر این، مردم رودبار سالهاست بار فعالیت صنایع سنگین، کارخانجات سیمان و معادن شن و ماسه را به دوش میکشند؛ تحمیل زبالههای مرکز استان به چنین شهرستانی، تنها به گسترش حس تبعیض منطقهای و بروز تنشهای اجتماعی عمیق دامن میزند.
ساماندهی پایدار فاجعه سراوان در گیلان نیازمند اراده برای شفافیت اداری و سرمایهگذاری واقعی روی تفکیک از مبدأ، بازیافت اصولی و توسعه فناوریهای نوین پردازش است. جابهجاکردن زبالهها روی نقشه بدون انتشار اسناد ارزیابی زیستمحیطی و بدون جلب نظر کارشناسان مستقل و جوامع محلی، نهتنها بحرانی را درمان نمیکند، بلکه به قیمت تهدید آب، خاک و سلامت مردم تمام میشود. مسئولان اجرایی باید بهجای اتکا به مجوزهای مبهم، پاسخگوی پیامدهای تصمیماتی باشند که سرنوشت پایدار گیلان را نشانه رفته است./ پیام ما