تفاهمنامه؛ آیا رسانه ج.ج آن را معلق کرد؟!
نگاهی انتقادی به عملکرد صداوسیما در مواجهه با تفاهمنامه اسلامآباد؛ چرا رسانه ملی بهجای منافع ملی، تفاهم و آتشبس را هدف تخریب قرار داد؟
بهرغم فشارهای پیدا و پنهان محرمعلیخانهای عصر حاضر (اعم از خودی و غیرخودی!) تاکنون صدها مطلب در زمینه کشاورزی و سپس در حوزه سیاسی و اجتماعی نوشتهام (از جمله یادداشت «همه چیز در خدمت سیاست»، اخبار سبز کشاورزی، ۲۶ شهریور ۱۴۰۳)؛ اما پس از تحمیل جنگ، کمتر مینویسم؛ به منظور تحکیم وحدت ملی و شاید همان که برادرِ مرگ است!
اما وقتی دیدم رسانه مثلاً ملی (ج.ج) برخلاف رسالت ملیاش، همه پرنسیپهای سازمانی را زیر پا نهاده و هر روز ضمن توهین به خادمان کشور، مرگشان را فریاد میزنند (حیرانم که چرا آنانی که همه اقداماتشان با هماهنگی رهبری بوده، پاسخ این هتاکیها را نمیدهند؟!)، تصمیم گرفتم این وجیزه را تقدیم کنم:
یکم؛ قبلاً درباره چرایی به ثمر ننشستن برجام (برنامه جامع اقدام مشترک - JCPOA) نوشتهام (یادداشت «دولت سیزدهم؛ جراحی سخت با خیال تخت!»، ارسالی به آخرین خبر، ۱۰ خرداد ۱۴۰۱). همان توافقی که اگر الیگارشهای کاسب تحریم و مستظهر به عمو قدرت و عمه ثروت، مانع از به ثمر نشستن مراحل بعدیاش نمیشدند، امروز شاهد جنگ و خسارتهای مادی و معنوی آن نبودیم؛ همانطور که اگر قرارداد کرسنت را هوا نمیکردند، امروز شاهد امارات دیگری بودیم!
دوم؛ تفاهمنامه اسلامآباد (MOU) به قول رهبر اصلاحطلبان ایران، قراردادی بینظیر بود؛ چرا که اولاً بالاترین مقامات آمریکا، ایران و پاکستان آن را تأیید کردند؛ ثانیاً برترین قدرت جهان در مقابل کشوری جهانسومی چندین بار خود را متعهد دانسته است؛ و ثالثاً علاوه بر تعهد سرمایهگذاری کلان، طرفین متعهد شدهاند که علیه یکدیگر و «همپیمانان» یکدیگر هیچ اقدام خصمانهای انجام ندهند. به عبارت دیگر، آرزوی دهها ساله ایرانیان وطندوست و نیز وعده رئیسجمهورشان (ترک مخاصمه با دنیا) محقق شد.
سوم؛ شاید گفته شود که «آمریکا در بیانیه الجزایر (۱۹۸۱) نیز تعهدات مشابهی داده بود اما بدعهدی کرد». اولاً سطح مقامات امضاکننده آن پیمان مطلقاً با شرایط فعلی قابل قیاس نیست؛ ثانیاً آن سالها دوران جنگ سرد و مچگیری دو بلوک ناتو و ورشو از یکدیگر بود.
چهارم؛ صرفنظر از دلایل تحمیل این جنگ و ضمن تحسین مدافعان قهرمان وطن «که به جهانیان نشان دادند ایران کشوری دستوپابسته نیست» و با عنایت به خسارتهای مادی و معنوی، بهویژه محاصره دریایی و پیامدهایی که تورم بیسابقهای را به دنبال داشت، عقلای قوم با اقتدار، پیشنهاد دشمن برای مذاکره را پذیرفتند و علیالحساب به تفاهمی برای آتشبس رسیدند.
پنجم؛ بهمحض امضای تفاهمنامه، رسانه بهاصطلاح ملی (ج.ج) بهجای همدلی با مردمی که از تصمیم مدبرانه حاکمانشان خرسند بودند (همان مردمی که این سازمان با پول آنها اداره میشود)، با سوءاستفاده از واژهای در پیام رهبری و با دعوت از ناکارشناسانی که معلوم نیست از زیر کدام بوته عمل آمدهاند، نهایت تلاش خود را به کار بست تا این اقدام هوشمندانه حاکمیت را به هواداران اندک خود به عنوان «خیانت» بفروشد!
ششم؛ همزمان با برگزاری این گعدههای شبانه بر آنتن زنده (که محافل بانوان سبزیپاککن را تداعی میکند!)، تمام امکانات صوتی و تصویریشان را به همراه ناگزارشگران به سطح شهر فرستادند تا پلاسکووار، فحاشیهای معدود مداحان معلومالحال به رؤسای قوا و بهویژه مدافعان عرصه دیپلماسی را پخش مستقیم کنند و از جنگ آخرالزمانی سخن بگویند!
هفتم؛ همزمان با تشییع پیکر رهبر دوم (که با تمهیدات و تضمینهای امنیتی برگزار شد)، با بالا بردن پلاکاردهای بزرگی با مضمون «انتقام و ما ترامپ را میکشیم»، فضای کشور را احساسی کرده و آتشتهیه را برای هدف قرار گرفتن سه کشتی فراهم ساختند!
هشتم؛ متولیان افراطی این رسانه که خود را برای جشن و پایکوبی این «شاهکار» آماده کرده بودند، وقتی اوضاع را قمردرعقرب دیدند، با فرار رو به جلو نغمه «کی بود، کی بود؟ من نبودم» سر دادند!
نهم؛ همه این اقدامات نسنجیده نامدیران این رسانه غیرملی (ج.ج) در حالی صورت میگرفت که دشمن در حال تهیه چکلیست موارد نقض تفاهمنامه بود؛ چرا که آنها احساس کردند از مذاکرهکنندگان و بهویژه دیپلماتهای مجرب ما رکب خوردهاند؛ بهخصوص که از این حیث، از سوی رقبا و حتی همفکرانشان نیز مورد استهزاء قرار گرفته و حتی هو شده بودند!
دهم؛ وقتی نعرههای انتقام در عراق، مشهد و سپس تهران بلند شد و آن پلاکارد کذایی مخرب بالا رفت، شاید دیگر نیازی به شلیک موشک کروز هم نبود؛ چرا که در هیچ جا و هیچ عصر و زمانهای (اعم از دوران عتیق تا عصر هوش مصنوعی) معمول نبوده و نیست که یک طرفِ مذاکره به طرف مقابل بگوید: «میخواهم تو را بکشم!»؛ حتی خمرهای سرخ واقعی در کامبوج نیز چنین رفتاری نکردند!
در خاتمه، مایلم دو نکته را یادآوری کنم:
۱. از عقلای قوم، رئیسجمهور و اکثریت فهیم و دوراندیش شعام (شورای عالی امنیت ملی) که به مذاکره و مفاد تفاهمنامه رأی قاطع دادند و بهویژه از رهبری محترم که آن را تأیید فرمودند، انتظار میرود منتظر قضاوت تاریخ درباره این جریان افراطی (که ادبیاتشان گروههای پارتیزانی را تداعی میکند) نمانند و قاطعانه دست آنها را از مراکز حساس کشور کوتاه کنند.
۲. از رئیسجمهور و رئیس شعام انتظار دارم دبیر این نهاد را با وظایف و حدود اختیاراتش آشنا کرده و مانع از اظهارات مریخی و ضد منافع ملی او شوند!
مشهد، علی فریدونی
۲۵ مهر ۱۴۰۵