خبر فوری
شناسه خبر: 57612

معوقات کارانه پرستاران؛ بحران پرداخت بیمه‌ها و فرسایش نظام سلامت

معوقات کارانه پرستاران به ۷ ماه رسیده؛ تا اصلاح چرخه پرداخت بیمه‌ها و حذف اضافه‌کاری اجباری، کیفیت درمان در خطر است.

معوقات کارانه پرستاران؛ بحران پرداخت بیمه‌ها و فرسایش نظام سلامت

معوقات کارانه پرستاران به حدود ۷ ماه رسیده و در برخی استان‌ها از جمله چهارمحال‌وبختیاری حدود ۶ ماه گزارش شده است؛ نشانه‌ای روشن از گرهی قدیمی در زنجیره تأمین مالی درمان که اگر باز نشود، مستقیم به کیفیت مراقبت، امنیت بیمار و ماندگاری نیروی انسانی ضربه می‌زند.

 

معوقات کارانه پرستاران؛ یک «بدهی مالی» یا یک «هزینه اجتماعی»؟

وقتی رئیس‌کل سازمان نظام پرستاری اذعام می‌دارد که معوقات کارانه پرستاران به ۷ ماه رسیده است، مسأله صرفاً تأخیر در پرداخت نیست؛ این یعنی بخشی از نیروی خط مقدم درمان، با «حقوق امروز» هزینه «خدمت دیروز» را می‌دهد.

در اقتصادی که تورم، قدرت خرید را ماه‌به‌ماه می‌بلعد، تأخیر ۶ تا ۷ ماهه عملاً نوعی کاهش دستمزد است؛ کاهش خاموشی که در هیچ بخشنامه‌ای نوشته نمی‌شود، اما در سفره پرستار دیده می‌شود.

ریشه این وضعیت، به چرخه‌ای معیوب برمی‌گردد که سال‌هاست به‌درستی کار نمی‌کند: بیمه‌ها مطالبات دانشگاه‌ها و مراکز درمانی را با تأخیر پرداخت می‌کنند و دانشگاه‌ها نیز این تأخیر را به زنجیره پرداختی کارکنان منتقل می‌سازند.

نتیجه؟ تمام بار این تقصیر و فشار مستقیم بر دوش کسی است که در خط مقدم، شیفت را پوشش می‌دهد؛ نه بر دوش نهاد قدرتمندی که تعهدات مالی‌اش را به‌موقع انجام نداده است.

 

چرخه پرداخت بیمه‌ها؛ وقتی «تأخیر» تبدیل به سازوکار می‌شود

مسئولان معمولاً «پرداخت مطالبات دانشگاه‌ها از سوی بیمه‌ها» را کلید اصلی حل این معضل می‌دانند؛ رویکردی که اگرچه درست، اما ناکافی است. ریشه بحران، تنها در کمبود منابع خلاصه نمی‌شود، بلکه به نقص در «حکمرانی پرداخت» بازمی‌گردد: زمانی که سازمان‌های بیمه‌گر برای تأخیرهای خود هزینه مالی و قانونی پرداخت نکنند، دیرکرد به رویه‌ای عادی بدل می‌شود.

برای اصلاح بنیادین چرخه پرداخت بیمه‌ها، ناگزیر باید شفافیت در زمان‌بندی تسویه‌حساب‌ها، اعمال جریمه‌های بازدارنده و انتشار عمومی میزان بدهی‌ها به قاعده تبدیل شود؛ نه این که این دغدغه‌های حیاتی، هر سال، تنها در قالب مطالبات صنفی در مراسم روز پرستار تکرار شوند.

چنانچه این زنجیره اصلاح نشود، هرگونه افزایش تعرفه یا دستمزد اضافه‌کاری، حکم ریختن آب در ظرفی معیوب را خواهد داشت؛ عددها روی کاغذ بالا می‌روند، اما پول واقعی و به‌موقع به دست نیروی کار نمی‌رسد.

 

اضافه‌کاری اجباری؛ راه‌حل موقت برای کمبود نیروی پرستاری

کمبود نیرو و اتکا به حدود ۸۰ ساعت اضافه‌کاری اجباری، یعنی سیستم درمانی به جای جذب نیروی پایدار، از بدن و روان پرستار «وام» می‌گیرد.

 این وام، دیر یا زود با بهره سنگین پس داده می‌شود: خطای انسانی، فرسودگی شغلی، مهاجرت، ترک خدمت، و کاهش کیفیت مراقبت.

این نکته در ایران جدی‌تر است چون حدود ۷۰ درصد جامعه پرستاری را زنان تشکیل می‌دهند؛

اضافه‌کاری اجباری در عمل یعنی تحمیل فشار مضاعف بر کسی که همزمان بار مسئولیت‌های خانوادگی را نیز بر دوش می‌کشد.

نتیجه اجتماعی روشن است: خانواده آسیب می‌بیند و بیمارستان هم نیروی باانگیزه و ماندگار از دست می‌دهد.

 

افزایش تعرفه‌ها چرا کافی نیست؟

بر اساس خبر منتشرشده، تعرفه‌های پرستاری هر سال حدود ۷۰ درصد افزایش یافته است، اما تورم لجام‌گسیخته اثر آن را می‌بلعد. اینجاست که باید صریحاً اعلام کرد: تا زمانی که معوقات کارانه پرستاران پرداخت نشود، هر افزایش اسمی در اضافه‌کاری یا تعرفه، برای پرستار «به‌موقع و قابل اتکا» نیست.

مسأله اصلی، امنیت درآمد است؛ پرستار باید بداند کار امروز، دست‌کم در زمان مشخص به پول تبدیل می‌شود.

 اگر دولت و مجلس واقعاً قصد دارند به پیام‌های حمایتی معنا بدهند، نقطه شروع روشن است: اصلاح چرخه پرداخت بیمه‌ها و ساختن یک نظام پرداخت که در آن بدهی بیمه‌ها مثل بدهی یک فرد عادی، هزینه دیرکرد داشته باشد.

 

نکته آخر؛ احترام به پرستار با پیام حل نمی‌شود

تقدیرهای رسمی، حضور در مراسم‌ها و پیام‌های حمایتی ارزش نمادین دارند، اما نظام سلامت با نماد اداره نمی‌شود.

معوقات کارانه پرستاران اگر ادامه یابد، از یک مطالبه صنفی به یک تهدید ملی برای کیفیت درمان تبدیل می‌شود.

ایران برای عبور از بحران‌های آینده، به پرستاری نیاز دارد که بماند، نه پرستاری که با اضافه‌کاری اجباری و حقوقِ دیررس فرسوده شود.

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای