هرچه صرفهجویی کرده بودیم هدر رفت!
بررسی دلایل شلوغی و صفهای طولانی پمپبنزینها پس از اجرای طرح جدید کارتخوانهای بنزین آزاد و هدررفت شدید سوخت ناشی از توقف خودروها در جایگاهها.
آیا دقت کردهاید که در هفتههای اخیر، صفهای پمپبنزین چندبرابر و بهشدت طولانی شده است؟ اکنون نه خبری از شروع مجدد جنگ یا حمله نظامی است، نه دولت افزایش قیمت بنزین را در دستور کار دارد، نه کمبودی در عرضه و توزیع سوخت دیده میشود و نه افکار عمومی و نگرانی مردم درباره آینده کشور یا سوخت تحریک شده است. مخالفان خارجی نظام نیز تبلیغات خاصی به راه نینداختهاند و مردم را برای هجومبردن به جایگاههای عرضه بنزین ترغیب نکردهاند. با این حال، جایگاههای سوخت با ازدحام شدیدی روبهرو شدهاند و شمار خودروهای منتظر در صفها بهشکلی چشمگیر و ملموس افزایش یافته است؛ تا آنجا که حتی در خلوتترین ساعات، یعنی واپسین ساعات شب یا نخستین ساعتهای صبح—که پیشتر هیچ صفی دیده نمیشد، برخی نازلها خالی میماند و خودروها بهمحض ورود سوختگیری میکردند—اکنون نهتنها تمامی نازلها اشغال است، بلکه چندین خودرو نیز در نوبت ورود به جایگاه ایستادهاند. این وضعیت نشان میدهد شمار خودروهای چشمانتظار ورود به پمپبنزینها نسبت به چند هفته قبل چندبرابر شده و برآوردها حاکی از آن است که صفهای بنزین در تهران و دیگر شهرستانها، بهطور میانگین حدود پنج برابر طولانیتر شده است.
اما چه اتفاقی افتاده که چنین صفی شکل گرفته است؟ این وضعیت نتیجه رویکرد تازه شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی برای توزیع بنزین آزاد است. در گذشته و تا همین چند هفته قبل، رمز کارت سوخت جایگاهها—که فروش بنزین آزاد تنها با آن امکانپذیر است—چهار رقم یک (۱۱۱۱) بود و همه بهآسانی با وارد کردن آن سوختگیری میکردند. اما چند هفتهای است که دستگاههای کارتخوان جدیدی به پمپبنزینها تحویل داده شده است. اکنون متصدی جایگاه ابتدا باید کارت بانکی خریدار را در دستگاه بکشد تا پس از کسر کارمزد هزارتومانی، یک رمز اختصاصی سوختگیری روی نمایشگر ظاهر شود؛ سپس متصدی این رمز را به راننده اعلام میکند تا فرایند سوختگیری آغاز شود. همین سازوکار، چند دهثانیه به زمان سوختگیری هر خودرو اضافه کرده است. با در نظر گرفتن تعداد نازلهای فعال در هر جایگاه، مدتزمان لازم برای سوختگیری یک دور کامل از ظرفیت پذیرش جایگاه افزایش یافته و به همین نسبت، زمان انتظار سایر خودروها برای ورود طولانیتر شده و در نهایت، صفهایی ممتد پدید آمده است.
بدیهی است که عوامل و کارگران جایگاههای سوخت نقشی در کندی این روند ندارند و چه بسا از این وضعیت ناخرسندند؛ چراکه حجم کار و فشار روزمره آنها نیز بهمراتب بیشتر شده است. متولیان امر میگویند این اقدام با هدف هویتبخشی به دریافتکنندگان سوخت آزاد اجرا شده است و از آنجا که رمز اختصاصی تنها با ارائه کارت بانکی صادر میشود، حجم بنزین آزادِ خریداریشده نیز به نام همان فرد ثبت خواهد شد. بدینترتیب، مشخص میشود هر متقاضی چه میزان سوخت آزاد را در چه بازه زمانی دریافت کرده است. بر پایه این دادهها و با توجه به نوع خودرو، اگر میزان بنزین دریافتی با مصرف استاندارد آن خودرو همخوانی نداشته باشد، امکان شناسایی فرد و پیگیری علت دریافت سوخت مازاد فراهم خواهد بود. این سازوکار بهویژه در شهرستانهای واقع در مسیر مرزهای شرقی و استانهای مرزی، راهکاری قابل دفاع به نظر میرسد و میتواند به ساماندهی فروش بنزین با نرخ آزاد کمک کند.
با این همه، تجربه کارتخوانهای هوشمند نانواییها مانع از آن میشود که بتوان با خوشبینی کامل به این سازوکار و بازدهی دستگاههای جدید نگریست. در حال حاضر این زمزمه غیررسمی مطرح است که طرح کارتخوانهای ویژه نانواییها حاصل تدبیر یکی از نزدیکان مدیران دولتی و با انگیزه درآمدزایی شخصی بوده و به آسیبشناسیهای تخصصی آن هنگام، توجهی نشده است. اکنون نیز این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا نصب کارتخوانهای اختصاصی پمپبنزینها نیز بر پایه اهدافی تبلیغاتی و در پی منافعی نامشخص رقم خورده است؟
اگرچه توجیه ارائهشده درباره شفافسازی هویت خریداران بنزین آزاد در ظاهر معقول جلوه میکند، اما کارآمدی واقعی آن باید در بوته نقد کارشناسان تخصصی این حوزه سنجیده شود؛ از این رو باور عمومی ممکن است با واقعیت میدانی تفاوت داشته باشد. افزون بر این، پیامد گریزناپذیر این طرح، افزایش چشمگیر مصرف بنزین در کل کشور است؛ چراکه زمان توقف خودروها در صف—که پیشتر گاه نزدیک به صفر بود—اکنون دستکم به ۵ تا ۷ دقیقه رسیده است. از آنجا که خودرو در طول صف ناگزیر به حرکت تدریجی به سمت نازلهاست، امکان خاموش کردن موتور وجود ندارد. بنابراین هر خودرو برای هر نوبت سوختگیری ناچار است دستکم ۵ تا ۷ دقیقه بیشتر در حالت درجا روشن بماند و سوخت بسوزاند. این مسئله بهویژه در هفتههای پایانی هر ماه که سهمیههای یارانهای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی بسیاری از خودروها تمام شده و تقاضا برای بنزین آزاد اوج میگیرد، بحرانیتر میشود. در این روزها صفها فشردهتر و معطلی طولانیتر میشود؛ چنانکه در کلانشهری چون تهران گاه تا ۱۰۰ دستگاه خودرو در صف میایستند و رانندگان ناگزیرند ۲۵ تا ۳۰ دقیقه منتظر بمانند تا نوبت سوختگیریشان فرا برسد. پوشیده نیست که در تمامی این ۲۵ تا ۳۰ دقیقه، خودرو روشن بوده، بهآرامی جلو رفته و بنزین سوزانده است.
باید در نظر داشت که حدود ۲۴ میلیون دستگاه خودرو در کشور در حال ترددند و بیشتر آنها در واپسین روزهای ماه به بنزین آزاد نیاز پیدا میکنند. افزون بر این، خودروهای نو شماره و برخی مدلهای وارداتی فاقد سهمیه هستند و کل مصرف خود را از کارت جایگاهها تأمین میکنند. حال اگر هر خودرو بهطور میانگین دو بار در هفته به جایگاه مراجعه کند، حتی با کسر حدود ۱.۵ میلیون دستگاه خودروی گازسوز، همچنان بیش از ۲۲ میلیون خودرو در هفته دو مرتبه به پمپبنزینها میروند و در هر مراجعه بین ۵ تا ۲۵ دقیقه بیش از گذشته در صف معطل مانده و سوخت هدر میدهند.
شاید طراحان و مدافعان این کارتخوانها ادعا کنند که ایستادن در صف مصرف بنزین چندانی را به بار نمیآورد؛ اما اگر همین میزان هدررفت در دقیقههای پرتکرار، در شمار نوبتهای مراجعه و در میلیونها خودروی سراسر کشور ضرب شود، رقمی خیرهکننده به مصرف روزانه سوخت کشور تحمیل خواهد کرد. آیا این اتلاف گسترده، تمام سیاستها و برنامههای کنترل مصرف بنزین را نقش بر آب نمیکند؟
در شرایطی که چنین تصمیماتی بیهیچ دستاورد روشنی به هدررفت حجم انبوهی از بنزین دامن میزند، آیا دعوت دوباره مردم به صرفهجویی و راهاندازی پویشهای روز بدون خودرو، توجیهی عقلانی دارد؟