انداختن توپ گرانی محصولات کشاورزی به زمین مردم
رئیس جمهور به وزارت جهاد کشاورزی دستور داد تا به طور روزانه قیمت ارزاق عمومی را از طریق رسانهها به مردم اعلام کند تا مردم ن با گرانفروشان برخورد کنند

اخبار سبز کشاورزی؛ هر دم در این باغ بری میرسد؛ در جلسه سه شنبه گذشته ستاد هماهنگی دولت، رئیس جمهور به وزارت جهاد کشاورزی دستور داد تا به طور روزانه قیمت ارزاق عمومی و کالاهای خوراکی را از طریق رسانهها به مردم اعلام کند تا مردم نظارت بر قیمتها و گرانفروشی را خود بر عهده گیرند و با گرانفروشان برخورد کنند.
این تمهید بعد از آن اتخاذ میشود که قیمت کالاها و ارزاق عمومی در بازار خردهفروشی به نحو سرسامآور و نگرانکنندهای افزایش یافت و نهادهای نظارتی و انضباطی دولت از جمله سازمان تعزیرات حکومتی و… نتوانستند در مقابل موج جدید گرانیها کار زیادی انجام دهند. حالا رئیسجمهور که از عوامل و همکاران خود ناامید شده، با انداختن توپ به زمین مردم میخواهد مردم را به میدان بیاورد تا با آنچه دولت و همکارانش گرانفروشی میخوانند مقابله کند.
مصرف کننده و تولیدکننده؛ هر دو قربانی بیتدبیری
البته در هفتههای اخیر نمایندگان مجلس شورای اسلامی و رسانهها به شدت به گرانی اقلام خوراکی انتقاد کرده و با یادآوری وعدههای دولت در مورد مقابله با گرانفروشی و رسیدگی به وضعیت معیشت مردم پرسیدهاند که چرا هیچ یک از وعدههای دولت در این باره محقق و عملی نشده و آنچه مردم امید داشتند که با آمدن دولت ابراهیم رئیسی تحقق یابد، چرا تاکنون به واقعیت نپیوسته است؟
فقط در هفتههای اخیر قیمت برخی کالاها به طور جهشی افزایش یافته است؛ مثلاً تخممرغ که در دولت روحانی قیمت رسمی آن به 240 هزار ریال برای هر شانه 30 عددی و قیمت غیررسمی آن به حدود 350 هزار ریال رسیده بود، اکنون قیمت رسمی آن به 430 هزار ریال و قیمت غیررسمی آن به حدود 700 هزار ریال برای هر شانه 30 عددی رسیده است؛ این یعنی در مورد تخممرغ و در قیمت رسمی 80 درصد رشد قیمت رخ داده است که تورم در نرخ رسمی را نشان میدهد. در مورد همین کالا، نرخ غیررسمی دو برابر شده است.
البته اگر در مورد برخی اقلام مانند گوشت قرمز و مخصوصاً گوشت گوسفند قیمت کالا افزایش پیدا نکرده، این به عدم قدرت خرید شهروندان ایرانی باز میگردد؛ چراکه با همین قیمتهای فعلی نیز تقریباً 30 درصد مشتریان گوشت گوسفند ریزش کردهاند و از خرید انصراف دادهاند، حال اگر قیمت این کالا از همین که هست بیشتر شود، روشن است که خریداران بیشتری انصراف میدهند و بازار گوشت قرمز از این که هست محدودتر میشود.
در عین حال وعده دولت برای ارزان شدن قیمت برخی کالاها نیز اجرایی نشده است؛ مثلاً لبنیات که پس از افزایش قیمت 30 درصدی قرار بود 10 درصد ارزان شود، هنوز این ارزان شدن را به خود ندیده است. به همین دلیل برخی گمانهزنی میکنند که وعدههایی که در مورد ارزان شدن قیمت رسمی برخی کالاها داده شده، احتمالاٌ هیچ وقت به واقعیت نخواهد پیوست و کالاهای مذکور ارزان نخواهد شد.
تشدید جنگ بین فروشنده و خریدار
اما تمهید اندیشیده شده از سوی آقای رئیس جمهور نیز تغییر چندانی در اوضاع به وجود نخواهد آورد؛ به لحاظ عملیاتی مقداری ظنز است که هر روز نرخ رسمی هزاران قلم کالای خوراکی از سوی نهادی مانند وزارت جهاد کشاورزی تعیین و اعلام شود؛ یعنی یک نهاد ارشد که علیالقاعده باید وظیفه راهبری، نظارتی، حمایتی و مدیریتی انجام دهد در جایگاه یک نرخگذار قرار میگیرد و با مشکلات، اختلاف سلیقهها و چالشهای تعیین نرخ دستوری درگیر میشود.
در عین حال آیا تعیین نرخ رسمی برای آن که با گرانفروشی مقابله شود، کافی است؟ آیا تعیین نرخ رسمی موجب عدم خرید کالا از سوی مردم و گزارش گرانفروشی از سوی شهروندان به دولت میشود؟ هم اکنون قیمت رسمی تخممرغ 430 هزار ریال است، ولی در شهر تهران و به گواهی گزارشهای پخش شده از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، این کالا تا 700 هزار تومان برای هر شانه 30 عددی نیز به فروش میرود.
آیا شهروندان تهرانی فروشگاههایی که تخممرغ را شانههای بیشتر از 430 هزار ریال می فروشند به دستگاه های نظارتی معرفی کرده اند؟ آیا در مورد همین قلم کالای اساسی دولت توانسته ملنع از گرانفروشی شود؟
هر چیز به جای خویش نیکوست
معلوم نیست چرا مقامات کشور از واقعیتها درس نمیگیرند و تصمیمهایی اتخاذ میکنند که دوری ایشان از واقعیتهای موجود را نشان میدهد. آیا برای رئیس جمهور درک این نکته که راهکارهایی از این دست که مشابه آن در دوره محمود احمدینژاد اجرا شده و نتیجه نداده است، دشوار است؟
بدتر از این، تقاضای ورود نیروها و سرویسهای امنیتی کشور به حوزه گرانی است که اخیراً از سوی برخی مقامات قضایی بیان شده است. آیا سطح نیروهای امنیتی کشور آنقدر نازل شده که باید به حوزه فعالیت نهادهای صنفی و تجاری وارد و به جای نهادهای نظارتی انجام وظیفه کنند؟
ناآگاهی نسبت به سازوکار دولت
گویا رئیس جمهور هنوز سازوکار دولت را به خوبی نمیداند و یا نمیتواند همکارانش را به خوبی به انجام دادن وظیفههایشان وادار کند. در این صورت راهکارهایی پیشنهاد میکند که اگرچه خودش هم میداند که چندان ثمربخش نیست؛ آماده است که برای انداختن توپ به زمین شهروندان و انداختن سوءمدیریت به گردن مردم ایران مناسب و کارآمد است.