برنج در تله سیاستهای ارزی؛ بازاری که با حذف ارز ترجیحی هنوز به تعادل نرسیده
حذف ارز ترجیحی قرار بود بازار برنج را شفاف کند، اما انباشت بدهی ارزی و خطای برآورد تولید، بازار را وارد فاز التهاب تازهای کرده است
حذف ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی، تصمیمی بود که با هدف کاهش رانت و اصلاح ساختار توزیع اتخاذ شد. اما واقعیت این است که این جراحی اقتصادی بدون فراهمکردن زیرساختهای لازم انجام شد. واردکنندهای که باید امروز با ارزی پنج برابر گرانتر تأمین مالی کند، در حالی با کمبود سرمایه در گردش روبهروست که هنوز حدود ۱.۲ میلیارد یورو مطالبه معوق دارد.
سؤال ساده است: وقتی فعال اقتصادی هنوز پول کالای وارد و حتی مصرفشده را نگرفته، چگونه باید دوباره واردات انجام دهد؟ نتیجه طبیعی این وضعیت، کاهش عرضه و افزایش التهاب قیمتی است؛ بازاری که به جای تعادل، به سمت احتیاط و انقباض حرکت میکند.
خطای محاسباتی؛ شکاف وارداتی چگونه شکل گرفت؟
اخبار سبز کشاورزی؛ سال گذشته برآورد موجودی ۲.۷ میلیون تنی، مبنای سیاستگذاری قرار گرفت؛ در حالی که پیشبینی کمبود ۷۰۰ هزار تنی نیز وجود داشت. این تناقض آماری باعث شد واردات کمتر از نیاز واقعی انجام شود. امسال هم خشکسالی، تولید داخلی را کاهش داد و آن «دو میلیون تن حسابشده» محقق نشد.
در اقتصاد کالاهای اساسی، خطای پیشبینی هزینه دارد؛ و این هزینه مستقیماً به سفره مردم منتقل میشود. وقتی شکاف عرضه ایجاد شود، حتی ورود مقطعی برنج هم عطش بازار را فرو نمینشاند؛ چون مازاد شکل نگرفته است.
ممنوعیت فصلی؛ سیاستی با اثر دومینو
ممنوعیت فصلی واردات با هدف حمایت از تولید داخلی اجرا شد، اما اثر جانبی آن، انتقال کسری به ماههای بعد بود. افزایش قیمت برنج ایرانی از نیمه دوم سال گذشته آغاز شد و به امسال سرایت کرد. تجربه سالهای اخیر نشان داده هر زمان برنج وارداتی بهموقع و متناسب تأمین شده، بازار داخلی هم آرام بوده است.حمایت از تولید داخلی لازم است، اما نه به بهای ایجاد کمبود مصنوعی. بازار کشش شوکهای همزمان را ندارد؛ نه شوک ارزی، نه شوک تولید، نه شوک سیاستی.
خروج آرام واردکنندگان از بازار
با پنج برابر شدن نرخ ارز تأمین، سرمایه در گردش باید حداقل سه برابر شود. طبیعی است که بخشی از واردکنندگان از بازار خارج شوند. نتیجه این روند، کاهش رقابت و افزایش تمرکز در واردات است؛ مسیری که میتواند به افزایش قیمت و کاهش شفافیت بینجامد.
دولت اگر به دنبال ثبات است، باید بهجای محدودیتهای تازه، تکلیف معوقات ارزی را روشن و جدول زمانبندی شفاف ارائه کند. فعال اقتصادی بیش از هر چیز به پیشبینیپذیری نیاز دارد.
تعادل ممکن است؛ اما با چه پیششرطی؟
بازار برنج به تعادل میرسد، اما نه صرفاً با گذر زمان. سه پیششرط روشن وجود دارد:پرداخت مطالبات معوق، برآورد دقیق تولید داخلی و سیاست وارداتی منعطف. بدون این سه، حذف ارز ترجیحی تنها هزینهها را جابهجا میکند،مشکلات را حل نمی کند.