حملات آمریکا به جنوب ایران؛ وقتی قایقها با زندگی سوختند
حملات آمریکا به جنوب ایران با کشته و مجروح شدن غیرنظامیان و نابودی قایقها و زیرساختها، زندگی ساحلنشینان هرمزگان و بوشهر را دگرگون کرد.
حملات آمریکا به جنوب ایران در روزهای اخیر، فقط به اهداف ادعایی نظامی محدود نمانده و بنا بر گزارشهای محلی و اظهارات مقامهای استانی، رد آن را میتوان در اسکلههای سوخته، قایقهای نابودشده، تأسیسات آبی آسیبدیده و خانوادههایی دید که نانآوران خود را از دست دادهاند.
آنچه در سواحل هرمزگان، بوشهر و خوزستان رخ داده، برای بسیاری از مردم محلی دیگر یک خبر نظامی نیست؛ جنگی است که مستقیماً به سفره و زندگی غیرنظامیان رسیده است.
در این میان، روایت صیادان جنوب از همه تلختر است؛ جایی که با هر قایق سوخته، فقط یک وسیله کار از بین نمیرود، بلکه تمام دارایی و امید یک خانواده به آتش کشیده میشود. گزارشها نشان میدهد حملات آمریکا به جنوب ایران، این بار ساحلنشینانی را هدف تبعات خود قرار داده که سالها زندگیشان به دریا، صید و آرامش نسبی آبهای جنوب گره خورده بود.
دو صیاد، دو زندگی ناتمام در بندرعباس
بامداد ۱۸ تیر، «امید» و «مرتضی» مثل بسیاری از صیادان جنوب راهی اسکله شدند؛ شاید برای سر زدن به قایقها و شاید برای آنکه اگر دریا اجازه میداد، صیدی کوتاه انجام دهند و پیش از ظهر به خانه برگردند. اما این بازگشت هرگز اتفاق نیفتاد.
براساس روایتهای محلی، این دو جوان در جریان حمله به محدوده اسکلههای بندرعباس جان خود را از دست دادند. آنها نه نیروی نظامی بودند و نه در میدان نبرد؛ فقط دو صیاد جوان بودند که برای کار روزانه خود به ساحل رفته بودند. همین واقعیت، ابعاد انسانی حملات آمریکا به جنوب ایران را پررنگتر میکند؛ جایی که مرز میان هدف نظامی و زندگی غیرنظامی، در روایت ساکنان محلی کمرنگ شده است.
اسکلههایی که سوختند، معیشتی که فرو ریخت
فعالان حوزه صیادی در بندرعباس میگویند خسارتها فقط به جانباختگان محدود نیست. به گفته مسئولان تعاونیهای محلی، دهها فروند قایق صیادی در حملات ۱۷ و ۱۸ تیر از بین رفته یا بهشدت آسیب دیدهاند. ارزش هر قایق به میلیاردها تومان میرسد؛ رقمی که برای یک صیاد محلی، حاصل سالها کار و پسانداز است.
در همین حملات، به اسکله شناور صیادان نیز آسیب وارد شده و بخشی از زیرساخت صیادی منطقه از مدار خارج شده است. در چنین شرایطی، حملات آمریکا به جنوب ایران فقط یک ضربه مقطعی نیست، بلکه زنجیره کار، درآمد، صید و ادامه زندگی بسیاری از خانوادهها را مختل میکند.
از بندرعباس تا بنود؛ جنوب زیر فشار حملات
دامنه این خسارتها به بندرعباس محدود نمانده است. گزارشهای محلی از جاسک، سیریک، میناب و حتی بنود در استان بوشهر نیز از تداوم ناامنی و آسیب به زیرساختهای ساحلی حکایت دارد. در روستای بنود، به گفته ساکنان، اسکله صیادی هدف حمله قرار گرفته و از میان دهها قایق پهلوگرفته، شماری بهطور کامل سوختهاند.
برای روستاهای جنوبی، قایق صرفاً ابزار کار نیست؛ سرمایه اصلی خانواده است. بسیاری از صیادان این مناطق نه شغل جایگزین دارند و نه امکان بازگشت سریع به چرخه درآمد. به همین دلیل، حملات آمریکا به جنوب ایران برای بخشی از این مردم، به معنای از دست رفتن یکباره همه چیز است؛ از ابزار کار گرفته تا امکان تأمین هزینههای روزمره.
صیادان جنوب؛ قربانیان خاموش جنگ
یکی از نکات مهم در این گزارش، وضعیت خاص صیادان و ساحلنشینان جنوب است. بسیاری از آنها یا سالمند هستند، یا مهارت ورود به بازار کار صنعتی را ندارند و یا اساساً تمام زندگیشان به دریا وابسته است. در مناطقی مانند عسلویه، با وجود تصور عمومی درباره فرصتهای گسترده شغلی، بخش مهمی از ساکنان محلی همچنان از راه صیادی امرار معاش میکنند.
وقتی قایق این خانوادهها از بین میرود، تنها یک دارایی مادی نابود نشده، بلکه امکان ادامه زیست اقتصادی آنها نیز از دست میرود. در چنین وضعی، حملات آمریکا به جنوب ایران نهفقط به تخریب زیرساخت، بلکه به فرسایش امنیت معیشتی مردم منجر شده است.
حمله به تأسیسات آبی و ارتباطی در خوزستان
همزمان با حملات به سواحل جنوبی، گزارشهایی نیز از اصابت پرتابهها به تأسیسات غیرنظامی در خوزستان منتشر شده است. بر اساس اعلام مقامهای محلی، یکی از کارکنان شرکت بهرهبرداری شبکههای آبیاری و زهکشی در پی حمله به ایستگاه پمپاژ مرتبط با منطقه زهره و جراحی جان باخته و یک نفر دیگر مجروح شده است.
اهمیت این موضوع در آن است که این تأسیسات، کارکردی خدماتی و عمومی دارند و در مدیریت آب و زهکشی اراضی کشاورزی نقش ایفا میکنند. همچنین گزارشهایی از هدف قرار گرفتن یک دکل مخابراتی روستایی در سیریک منتشر شده است. این تحولات نشان میدهد دامنه حملات آمریکا به جنوب ایران، به حوزههایی فراتر از درگیری مستقیم نظامی نیز کشیده شده و زیرساختهای حیاتی غیرنظامی را تحت تأثیر قرار داده است.
قشم، بندرلنگه و هرمزگان در کانون حملات جدید
با افزایش شدت درگیریها، بخشهایی از بندرعباس، قشم، بندرلنگه و حاجیآباد نیز هدف حملات قرار گرفتهاند. برخی مقامهای محلی از اصابت چندین پرتابه به جزیره قشم خبر دادهاند. در یکی از این حملات، بنا بر اظهارات رسمی، یکی از نیروهای نگهداری یک سایت ارتباطی در محدوده فارور جان خود را از دست داده و دو نفر دیگر مجروح شدهاند.
اگرچه در برخی اطلاعیههای رسمی تأکید شده که در حملات جدید، خسارت مستقیمی به بافت مسکونی و تجاری گزارش نشده، اما مجموعه رخدادهای چند شب گذشته تصویر دیگری را نیز پیش چشم میگذارد: حملات آمریکا به جنوب ایران، آثار خود را بر زندگی روزمره مردم منطقه گذاشته و احساس ناامنی را در سواحل جنوبی گسترش داده است.
مردمی که دیگر فقط از مرگ نمیترسند
در شهرها و روستاهای جنوب، آنچه این روزها بیشتر از صدای انفجار شنیده میشود، حس فرسودگی و بیپناهی است. برخی ساکنان میگویند تکرار حملات، ترس اولیه را به نوعی بهت و اندوه مزمن تبدیل کرده است. برای خانوادههایی که عزیزانشان را از دست دادهاند یا تمام داراییشان سوخته، جنگ دیگر فقط یک تهدید دوردست نیست.
در روایت مردم میناب، بندرعباس و دیگر نقاط جنوبی، این زخم فقط به روزهای درگیری محدود نمیشود. آنها از داغی حرف میزنند که حتی با پایان حملات نیز از بین نمیرود. اینجاست که حملات آمریکا به جنوب ایران، از یک تیتر خبری عبور میکند و به تجربهای ماندگار از سوگ، خسارت و بیثباتی بدل میشود.
وقتی جنگ به خانه و سفره مردم میرسد
آنچه در جنوب ایران رخ داده، برای مردم محلی یک واقعیت روشن دارد: هر پرتابهای که به اسکله، قایق، دکل یا تأسیسات آبی اصابت میکند، فقط یک نقطه روی نقشه را نمیزند؛ بلکه بخشی از زندگی غیرنظامیان را از هم میپاشد. صیادی که قایقش را از دست داده، کارمند تأسیساتی که سر شیفت کشته شده و خانوادهای که ناگهان نانآور خود را از دست داده، همگی بخشی از پیامدهای انسانی این حملات هستند.
حملات آمریکا به جنوب ایران در روایت رسمی ممکن است با ادعای هدفگیری مواضع مشخص توصیف شود، اما در میدان زندگی مردم، نتیجه چیزی فراتر از یک عملیات نظامی است: سوختن قایقها، تعطیلی کار، تشدید ناامنی و سنگینتر شدن بار اندوه بر دوش جنوب.