وطن عشقه؛ اما گرانی مرغ و لبنیات سفرهها را کوچک کرد
گرانی مواد غذایی مصرف مرغ، تخممرغ و لبنیات را کاهش داده است؛ روایتی از کوچک شدن سفره مردم، افزایش هزینه تولید و تهدیدهای امنیت غذایی
کاهش مصرف مرغ، تخممرغ و لبنیات دیگر فقط یک تغییر ساده در فهرست خرید خانوارها نیست؛ این روند به نشانهای جدی از کوچکتر شدن سفره مردم و تغییر الگوی تغذیه در ایران تبدیل شده است. آمارهای منتشرشده از افت چشمگیر سرانه مصرف لبنیات، مرغ و تخممرغ حکایت دارد؛ کالاهایی که تا همین چند سال پیش، بخش ثابتی از سبد غذایی خانوار به شمار میرفتند.
در شرایطی که تورم خوراکیها با سرعت بیشتری از تورم عمومی افزایش یافته، بسیاری از خانوادهها ناچار شدهاند خرید مواد غذایی را اولویتبندی کنند؛ اولویتی که در برخی موارد به حذف یا کاهش مصرف منابع مهم پروتئین و لبنیات منجر شده است.
تورم مواد غذایی چگونه سفره مردم را تغییر داد؟
بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه خوراکیها و آشامیدنیها در تیرماه ۱۴۰۵ به ۱۲۸.۱ درصد رسیده است؛ رقمی که فاصله قابلتوجهی با تورم عمومی ۸۷.۹ درصدی دارد.
به زبان ساده، یک خانوار برای خرید سبد مشابهی از مواد غذایی نسبت به سال گذشته، با هزینهای بیش از دو برابر روبهرو شده است. افزایش قیمت مواد غذایی، هزینه حملونقل، بستهبندی، نهادههای دامی و انرژی، فشار مضاعفی بر تولیدکننده و مصرفکننده وارد کرده است.
حذف تدریجی کالاهای ضروری از سبد خرید
وقتی درآمد خانوار با سرعت افزایش قیمتها همراه نمیشود، نخستین واکنش معمولاً کاهش خرید کالاهایی است که امکان حذف یا جایگزینی دارند. مرغ، تخممرغ، شیر، ماست و پنیر نیز از این قاعده مستثنی نماندهاند.
در چنین شرایطی، خانوادهها ممکن است به جای حذف کامل یک محصول، دفعات خرید یا مقدار مصرف آن را کاهش دهند؛ تغییری که در آمارهای سرانه مصرف خود را نشان میدهد.
سرانه مصرف لبنیات به کمتر از ۴۰ کیلوگرم رسید
یکی از مهمترین نشانههای تغییر الگوی غذایی، کاهش مصرف لبنیات است. سرانه مصرف لبنیات که در ابتدای دهه ۱۳۹۰ حدود ۱۰۰ کیلوگرم اعلام میشد، اکنون به کمتر از ۴۰ کیلوگرم رسیده است.
فعالان صنعت لبنیات، افزایش قیمت شیر خام، رشد هزینه تولید و کاهش قدرت خرید خانوارها را از عوامل اصلی این افت میدانند. شیر، ماست و پنیر از مهمترین منابع کلسیم و بخشی از پروتئین مورد نیاز بدن هستند؛ بنابراین کاهش مصرف آنها فقط یک مسئله اقتصادی نیست و میتواند پیامدهای تغذیهای و اجتماعی نیز داشته باشد.
کاهش فعالیت واحدهای لبنی
افت تقاضا تنها به مصرفکنندگان آسیب نزده است. بر اساس اظهارات فعالان صنعت، تعداد واحدهای فعال لبنی از حدود هزار و ۲۰۰ واحد در سال ۱۳۸۹ به کمتر از ۲۵۰ واحد رسیده است.
البته برای ارزیابی دقیق این ادعا، باید آمار رسمی و تفکیکشده درباره واحدهای فعال، تعطیلشده و تغییر کاربریدادهشده منتشر شود. با این حال، کاهش قدرت خرید و افت تقاضا، فشار قابلتوجهی بر زنجیره تولید و توزیع محصولات لبنی وارد کرده است.
مصرف مرغ از ۳۲ کیلوگرم به ۲۵ تا ۲۷ کیلوگرم رسید
مرغ سالها یکی از مهمترین منابع پروتئین حیوانی و جایگزین اصلی گوشت قرمز در سفره ایرانیها بود. با این حال، گزارشهای صنفی از کاهش سرانه مصرف مرغ حکایت دارد.
سرانه مصرف مرغ که در سال ۱۳۹۹ حدود ۳۲ کیلوگرم اعلام شده بود، اکنون به محدوده ۲۵ تا ۲۷ کیلوگرم در سال رسیده است. این کاهش نشان میدهد حتی محصولی که در مقایسه با گوشت قرمز ارزانتر محسوب میشود، برای بخشی از خانوارها به کالایی گران تبدیل شده است.
کاهش تقاضا، تولید مرغ را هم تحت تأثیر قرار داد
فعالان صنعت طیور میگویند افت تقاضا بر برنامهریزی تولید و میزان جوجهریزی نیز اثر گذاشته است. زمانی که قدرت خرید مصرفکننده کاهش پیدا میکند، تولیدکننده نیز برای جلوگیری از زیان، با احتیاط بیشتری درباره میزان تولید تصمیم میگیرد.
این روند میتواند در بلندمدت، زنجیره تأمین مرغ را با چالشهایی مانند نوسان تولید، تغییر قیمت و بیثباتی بازار مواجه کند.
تخممرغ؛ ارزانترین منبع پروتئین هم گران شد
تخممرغ همواره یکی از در دسترسترین منابع پروتئین برای خانوارها محسوب میشد؛ اما رشد هزینههای تولید و افزایش قیمت، مصرف این محصول را نیز کاهش داده است.
سرانه مصرف تخممرغ که در سالهای گذشته حدود ۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم برای هر نفر گزارش میشد، اکنون با افت تقاضا روبهرو است. فعالان این حوزه میگویند پس از حذف ارز ترجیحی و افزایش هزینه خوراک طیور، مصرف تخممرغ حدود ۴۰ درصد کاهش یافته و در صورت محاسبه بر مبنای مصرف ۱۵ کیلوگرم، به محدوده ۹ کیلوگرم نزدیک شده است.
چرا تخممرغ از سفره برخی خانوادهها حذف شد؟
افزایش قیمت نهادهها، هزینه حملونقل، بستهبندی و انرژی، قیمت تمامشده تخممرغ را بالا برده است. از سوی دیگر، کاهش درآمد واقعی خانوارها باعث شده مصرفکنندگان خرید خود را محدود کنند یا تخممرغ را فقط برای وعدهها و مصارف ضروریتر کنار بگذارند.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که تخممرغ در بسیاری از خانوارها جایگزین اقتصادی گوشت و مرغ بود. کاهش مصرف آن میتواند نشانه عمیقتر شدن فشار اقتصادی بر گروههای کمدرآمد باشد.
افزایش قیمت نهادههای دامی؛ حلقه مهم زنجیره گرانی
کاهش مصرف مرغ، تخممرغ و لبنیات تنها نتیجه افزایش قیمت در فروشگاه نیست. بخش مهمی از این فشار از ابتدای زنجیره تولید آغاز میشود.
بر اساس گزارشهای ارائهشده از سوی مسئولان و فعالان بخش کشاورزی، قیمت برخی نهادههای تولید پس از حذف ارز ترجیحی افزایش چشمگیری داشته است. در بخش تولید پروتئین، قیمت هر کیلوگرم ذرت از حدود ۱۱ هزار و ۳۰۰ تومان به ۴۳ هزار تومان و قیمت کنجاله از حدود ۲۰ هزار و ۳۰۰ تومان به ۸۵ هزار تومان رسیده است.
از خوراک دام تا قیمت نهایی محصول
افزایش قیمت خوراک دام و طیور، هزینه تولید شیر، مرغ و تخممرغ را بالا میبرد. سپس هزینههای کشتار، بستهبندی، حملونقل، سردخانه، توزیع و فروش نیز به قیمت نهایی اضافه میشود.
در نتیجه، فشار هزینهای در تمام زنجیره، از دامدار و مرغدار تا فروشنده و مصرفکننده، توزیع میشود؛ اما بیشترین اثر آن در نهایت بر سفره خانوارها دیده میشود.
کاهش مصرف مواد غذایی چه پیامدهایی دارد؟
کاهش مصرف مواد غذایی ضروری، فقط به معنای خرید کمتر یا حذف یک قلم از سبد خانوار نیست. این روند میتواند به تغییر کیفیت تغذیه، افزایش سوءتغذیه پنهان و تشدید نابرابری غذایی منجر شود.
تهدید برای سلامت کودکان و سالمندان
لبنیات، مرغ و تخممرغ نقش مهمی در تأمین پروتئین، کلسیم، ویتامینها و سایر مواد مغذی دارند. کاهش مصرف این محصولات، بهویژه در میان کودکان، نوجوانان، زنان باردار و سالمندان، میتواند پیامدهای جدیتری داشته باشد.
البته نوع و شدت این پیامدها به جایگزینهای غذایی، وضعیت سلامت، درآمد خانوار و میزان دسترسی به مواد غذایی متنوع بستگی دارد. از همین رو، بررسی این روند باید همزمان از منظر اقتصادی، اجتماعی و سلامت عمومی انجام شود.
سفره مردم کوچکتر شده است؟
عددها تصویری روشن از یک تغییر بزرگ ارائه میکنند: خانوادههایی که زمانی میان چند نوع ماده غذایی انتخاب میکردند، اکنون در برخی موارد میان خرید کالاهای ضروری نیز مجبور به انتخاب شدهاند.
کاهش مصرف مرغ، تخممرغ و لبنیات میتواند نشانهای از افت قدرت خرید و تغییر سبک زندگی غذایی باشد؛ تغییری که آثار آن ممکن است در کوتاهمدت در بازار و در بلندمدت در سلامت جامعه دیده شود.
پرسش اصلی این است: وقتی مواد غذایی ضروری بهتدریج از سبد خانوار حذف میشوند، هزینه واقعی این تغییر را چه کسی و در چه زمانی پرداخت خواهد کرد؟