فصل پر چالش امنیت غذایی کشور
وضعیت امنیت غذایی کشور بحرانی است! سفره مردم هر روز کوچکتر میشود. این مقاله به بررسی چالشهای امنیت غذایی ایران و ارائه راهکارهای نجات میپردازد

ساعت ناامنی غذایی در حال تیکتاک است، اما به نظر میرسد وزیر محترم کشاورزی نمیخواهد بداند واقعاً ساعت چند است. امنیت غذایی کشور زمانی محقق میشود که همه مردم ایران بتوانند به اندازه کافی به غذای ایمن و مغذی دسترسی داشته باشند تا نیازهای خود را برای یک زندگی سالم برآورده کنند.
اخبار سبز کشاورزی؛ با این حال، امنیت غذایی کشورمان با چالشهای متعددی در تولید و مصرف مواجه است که حل آنها ضروری است.
بحران آب و الگوی کشت ناکارآمد
در بحبوحه خشکی و بیآبی، الگوی کشت معرفیشده ناکارآمد و تخیلی-فانتزی است. اینکه چه میزان تولید کنیم؟ چه غذایی میخریم، چگونه آن را میخریم و چقدر هزینه دارد، سالهاست که در حال تغییر است و این تغییرات ادامه خواهد یافت، زیرا ما با یک رشته بحران روبرو هستیم که نحوه عملکرد سیستم غذایی ما را تغییر میدهد.
کوچک شدن سبد غذایی خانوار
سبد مصرف سلامت با سرعتی شتابناک رو به گرانی رفته و سبد مصرف خانوار رو به کوچکتر شدن است. طی یک سال گذشته در گروه حبوبات، لوبیا چیتی ۲۰۳ درصد، لپه ۱۲۰ درصد، نخود ۹۵ درصد، کره ۹۰ درصد، نان بیش از ۵۰ درصد، برنج ایرانی بیش از ۱۰۰ درصد، گروه لبنیات بیش از ۵۰ درصد، شکر و روغن بیش از ۳۰ درصد رشد داشتهاند.
وضعیت در گوشت قرمز هم به کمترین سرانه مصرف رسیده است. تغییرات قیمت برنج هاشمی گیلان فقط در یک ماه اخیر بیش از ۷۰ درصد بوده است. بحران از نان، سیبزمینی و گوشت فرارفته به سرانه پایین مصرف میوه و لبنیات رسیده و گرفتار محتکران، مافیا و بیتدبیریهاست.
فقدان سیاست ملی امنیت غذایی
متأسفانه کشور ما سیاست بلندمدتی برای تضمین امنیت غذایی یا سیاست ملی امنیت غذایی ندارد، گویا آن را به تعداد کمی از تأمینکنندهها و خردهفروشها واگذار کردهاند تا از آن مراقبت کنند. اسناد بیاثر امنیت غذایی هم سالهاست در تیول وزارت بهداشت و در قیمومیت بخش درمان است.
شاخصهای هشداردهنده
اخیراً شاخصهای مختلفی برای اندازهگیری امنیت غذایی معرفی شدهاند، مانند شاخص جهانی امنیت غذایی (GFSI)، مقیاس ناامنی غذایی و دسترسی خانگی (HFIAS)، مقیاس گرسنگی خانوار (HHS)، امتیاز مصرف غذا (FCS)، مقیاس تنوع رژیم غذایی خانوار (HDDS)، شاخص حداقل تنوع غذایی (MDFSD)، که مطابق با استانداردهای وزارت بهداشت هم اوضاع خوب نیست و نیاز به اصلاحات اساسی در نحوه مواجهه با پدیده امنیت غذایی و شیوههای نوین تولید و مصرف داریم.
مقایسه ۱۳ گروه خوراکی در سبد مصرف، شامل حداقلهای تغذیهای، افزایش بیش از ۴۸ درصدی نسبت به تیرماه سال ۱۴۰۳ داشته است که تصویر روشنی از کاهش قدرت خرید، شکاف روزافزون میان دخلوخرج خانوارها و تضعیف امنیت غذایی است.
اما امروزه زنجیرههای تأمین غذا به دلیل ریسکهای مختلف داخلی و جهانی با شکنندگی فزایندهای روبرو هستند. شوربختانه دولت چهاردهم هم در عرصه کشاورزی همان اشتباهات دولت سیزدهم را مرتکب شده، یادمان نرفته وزیر اسبق کشاورزی که با شعار اقتدار غذایی و کسب رتبههای اول تولید و واژه مضحک “هاب غذایی” در منطقه به میدان آمده بود، شاید نمیدانست تولید به آب در کنار تخصص نیاز دارد. نهایتاً با سیاهه ای از ناکامیها، تراژدی چای دبش، آریو تجارت، بازرگام و کوتاژ صوری و یک افتضاح بزرگ مجرمانه به کار خود پایان داد.
تکرار اشتباهات گذشته
متأسفانه کموبیش با همان دستور کار و توهم شعارزدگی در خودکفایی در تولید برنج و گوشت و … شروع ادامه میدهیم.
کافی است که تحلیل محتوای سخنان وزیر محترم فعلی را طی ۷ ماه گذشته بررسی نماییم تا متوجه بیان آرزوها و انفجار آمال خام و ذهنیت سادهانگارانهای شویم که بهجای برنامهای مدون و دقیق، مدیریت کلان کشاورزی کشور را گرفتار جلسات تکراری و بیمحتوا و سفرهای خارجی بیثمر نموده و مستمراً به کوچک شدن سفره مردم انجامیده است.
کشاورزی؛ علم است نه سیاست!
اصولاً، در همه جای جهان، کشاورزی یک علم است و وزارت کشاورزی به ذاته وزارتخانهای سیاسی نیست، بلکه وزارتخانهای کاملاً فنی و بهطور ماهوی اجرایی در امر زنجیره تأمین و ارزش غذا است.
پس امر وزیر شدن نیازمند حداقلی از مقبولیت و مشروعیت تکنیکی و اجرایی در بین بدنه کارمندان، مدیران میانی و مدیران بالایی گذشته و حاضر در بخش کشاورزی و قاطبه بخش خصوصی و اصولا کلیه ذینفعان و ذیمدخلان حوزه کشاورزی میباشد. امری که حداقل به نظر میرسد متأسفانه رئیسجمهور محترم در انتخاب وزیر جهاد کشاورزی بدان التفاتی نداشت.
مجلس محترم نیز حساسیتی به خرج نداد چون یکی از خودیها بود. اگر فیلم رأی اعتماد به وزیر محترم جهاد کشاورزی مجدداً مرور شود حتی به نمایندهای برمیخوریم که مخالف ثبتنام کرده بود اما با چرخشی تاکتیکی در موافقت با انتخاب وزیر منتخب صحبت میکرد. گویا این هم شکلی از طنز مبتکرانه سیاسی است.
مدیر کارآزموده؛ نیازمند سوابق عرصه ای و میدانی
بیتردید، در عرصه عمل کارآزموده شدن، مستلزم داشتن سوابق عرصهای و میدانی، دانش پراتیک و داشتن پشتوانه نظری و علمی در رشتههای متنوع حوزه کشاورزی میباشد.
در این خصوص، اولین درسی که یک مدیر کشاورزی میآموزد شناخت محدودیتها در میدان است. اصولاً تولید عرصه امکان و امتناع است. لذا شناخت جامعه کشاورزی ایران و درک محدودیتها در منابع پایه موجود، امکان دستاوردسازی کاذب، گندهگویی و گزافگویی را به حداقل میرساند.
انتظار میرود با توجه به افزایش جمعیت پیشبینیشده، تقاضای غذا به ۱۸۰ میلیون تن برسد. لذا، بیتوجه به پی ریختن بنیانی نو و تازه در بخش کشاورزی و بدون نظارت صحیح بر منابع آبی و خاکی و با توجه به گرمایش، تغییرات اقلیمی، کاهش مداوم بارندگی و مسائل جهانی تأمین غذا، امنیت غذایی ایران در خطر است.
کاهش بارندگی و افزایش جمعیت
کاهش متوسط بارندگی سالانه ایران از ۲۵۰ میلیمتر به ۲۱۰ میلیمتر رسیده، پیشبینی میشود جمعیت ایران تا سال ۲۰۵۰ به ۱۰۳ میلیون نفر برسد. بنابراین تأمین غذا برای این جمعیت و حفظ محیطزیست چالشبرانگیز است زیرا منابع آب و خاک ایران از مرزهای ایمنی عبور کرده است.
با افزایش جمعیت به ۱۰۳ میلیون نفر، تقاضای غذای ایران طی یک دهه ۱۵ درصد افزایش خواهد یافت که نیازمند گزینش نیروهای کاردان و متخصص و انتظار حداقلی از عقلانیت در برخورد با مدیریت کلان کشاورزی میباشد.
شوربختانه وزارت جهاد کشاورزی در دولت چهاردهم، در میان همه امیدواریهای اولیه در سامان یافتن وزارتخانه به دست مدیران متخصص و مستخدم وزارتخانه، متأسفانه افرادی بیتجربه در اجرا و فاقد دکترین مشخص و معین در کشاورزی کشور، به دلیل اینکه از قوه مقننه پا به وزارت جهاد کشاورزی و حوزه اجرا گذارده، و مشکل ناآشنایی با طیف گستردهای از مدیران دارند، درب بر همان پاشنه سابق البته با چاشنی وفاق با همه طیفهای مجلسی، انتصابات فرمایشی، سلایق شخصی و قومی قبیلهای جدید میچرخد.
الان دیگر وضع به جایی رسیده که مدیران ارشد وزارتخانه را نه به نام شخصی خویش بلکه به تعلقشان به یکی از افراد ارشد طیفهای سیاسی یاد میکنند.
در این هنگامه، ابتکار مهم وزیر آن است که در زمره تازهواردین به جرگه مدیران ارشد وزارتخانه جای بدنسازان عزیز خالی بود که الحمدلله پر شد.
ناامیدی در وزارت جهاد کشاورزی
در میان فضایی از ناامیدی که وزارتخانه در آن دستوپا میزند، بازنشستگان رها، کارکنان با حقوق اندک (تقریباً کمترین حقوق و مزایا در نظام اداری کشور)، متخصصان خانهنشین شده و با تجربهها به کناری خزیدهاند.
بعضیها کلاً منفک شده و به بخش خصوصی و شرکتهای معتبر رفتهاند و برخی که محافظهکاری همواره قرین وجودشان میباشد به اسنپ و تپسی پناه بردهاند. اما همگی منتظر زمان آبستن حوادث جدیدی از دست سورپرایزها و شعبدهبازیهایی نظیر چای دبشاند.
دریغ از سفره مردم
اما دریغ از سفره مردم در بین این همه سوانح، حوادث و مصائب ریزودرشت؛ دریغ از حقوحقوق نازل کارکنان و مدیران وزارتخانه و دریغ از این همه دانش، تجربه و دلسوزی در بین سینهسوختگان قدیمی، مجربین و متخصصین کشاورزی کشور که با گذر بیرحمانه عمر رو به زوال رفته، انتقال تجربهای صورت نمیگیرد و باید شاهد شیرینکاری تعدادی معلم زبان، پزشک عمومی، بدنکار و بدنساز و حسابدار و کارشناس بانکی در تخصصیترین مشاغل و مواضع بخش کشاورزی کشور باشیم.
عوامل موثر در نوسانات قیمت
گرانی کالاها، نوسانات شدید قیمتی، شوکهای عرضه ناشی از عدم آشنایی مدیران بازرگانی وزارتخانه با رفتار بازارها، خشکسالی، تورم عمومی و افزایش هزینهها در حملونقل دریایی و بیمه، اثرات افزایش قیمت نهادهها، خانهنشین نمودن بسیاری از مدیران باتجربه سابق و فقدان تخصیص بههنگام منابع ارزی از جمله عوامل اساسی برای توضیح نوسان قیمت و بسیاری از ناکارآمدی دیگری هستند که جز ارمغان سیاهه ای از شکستها به کوچکتر شدن سفره خانوارها هم انجامیده است.
سخن آخر؛ امنیت غذایی کشور به مرحله حساس و پرریسکی رسیده است باید با همه توان مراقبت نمود و هوشیار بود مصداق ضربالمثلی قدیمی که “با این ریش نمیشه رفت تجریش”.