کشاورزی ایران؛ تلفیق ناکارآمدی و اختلاس
کشاورزی ایران با فساد سازمانیافته و مدیریت ناکارآمد به مرز فروپاشی رسیده؛ گرانی، نابودی تولید داخلی و تهدید امنیت غذایی نتیجه این وضعیت است
کشاورزی ایران امروز در یکی از خطرناکترین مقاطع تاریخ خود قرار دارد. آنچه تولید داخلی، معیشت مردم و امنیت غذایی کشور را به مرز فروپاشی رسانده، نه تحریم است و نه خشکسالی؛ بلکه ترکیب مرگبار فساد سازمانیافته و مدیریت ناتوان در وزارت جهاد کشاورزی است. نتیجه این وضعیت، انفجار قیمت کالاهای اساسی، کوچکشدن سفره مردم و تخریب اعتماد عمومی است.
مؤسسه جهاد استقلال؛ از مأموریت ملی تا قرارگاه فساد
اخبار سبز کشاورزی؛مؤسسه جهاد استقلال که باید ستون فقرات امنیت غذایی کشور باشد، عملاً به حیاط خلوت شبکههای وارداتی و محکومان قضایی تبدیل شده است.بیاعتنایی آشکار به احکام قطعی دادگاه، تداوم نفوذ افراد محکوم و دستاندازی بیوقفه به بیتالمال، نشانهای روشن از فساد سازمانیافته در یکی از حساسترین حوزههای حاکمیتی است.
پیامدهای این خیانت آشکار است:
•رهاشدن تولید داخلی
•تعطیلی واحدهای مولد
•حذف دامهای مولد
•فروپاشی زنجیره تأمین نهاده و کالا
•جهش افسارگسیخته قیمتها
•فشار مستقیم بر معیشت و سلامت مردم
سایر شرکتها و مؤسسات؛ مراکز رانت بهجای امنیت غذایی
سازمان تعاون روستایی، شرکت بازرگانی دولتی ایران و شرکت پشتیبانی امور دام،که عمدتاً با مدیران وارداتی، رانتی و ناکارآمد اداره میشوند، بهجای انجام وظایف ذاتی و قانونی خود در حفظ امنیت غذایی کشور، به مراکز رانت و لابیگری برای ماندن قزلجه در صندلی وزارت تبدیل شدهاند.
این مدیران ناکارآمد، با پرسه زدن در راهروهای مجلس و تلاش برای گمراه کردن نمایندگان، مانع انجام وظایف نظارتی شده و حتی در تلاش برای جلوگیری از عملیاتی شدن استیضاح علیه نوری قزلجه، وزیر موقت، ضعیف و ناکارآمد هستند.
در عمل، این مدیران رانتی د ر کنار وزیر بیتجربه، به عامل اصلی فروپاشی سیستماتیک و تبدیل نهادهای دولتی به حیاط خلوت نوری قزلجه بدل شدهاند.
وزارتخانه بیصاحب؛ مدیریت بیاعتبار
وزارت جهاد کشاورزی امروز عملاً بیصاحب است.وزیری فاقد تجربه، فاقد اقتدار و فاقد مشروعیت، بر رأس وزارتخانهای ایستاده که مستقیماً با معیشت و امنیت غذایی مردم سر و کار دارد.
تداوم این وضعیت، بهمعنای:
•تثبیت فساد
•تعمیق ناکارآمدی
•نابودی آگاهانه تولید داخلی است.
حذف متخصصان، حاکمیت نابلدان
•مدیران تحمیلی و ناآشنا بر پستهای کلیدی مسلط شدهاند
•جهادگران واقعی و نیروهای متخصص کنار گذاشته شدهاند
•بدنه کارشناسی وزارتخانه به حاشیه رانده شده است
•روابط جای ضوابط را گرفته است
این وضعیت دیگر سوءمدیریت نیست؛تخریب سیستماتیک و هدفمند است.
مجلس و کمیسیون کشاورزی؛ مسئول مستقیم بحران
کمیسیون کشاورزی مجلس در قبال انتخاب، حمایت و سکوت در برابر این وضعیت، مسئولیت مستقیم دارد.سکوت در برابر این فاجعه، بیطرفی نیست؛شراکت در تبعات آن است.
پرسش افکار عمومی روشن است:چرا امنیت غذایی مردم قربانی مصلحتسنجیهای سیاسی شده است؟
قانون معلق؛ فساد فعال
در حالی که احکام قطعی قضایی درباره انفصال، حبس و رد مال صادر شده است:
•محکومان همچنان تصمیم میگیرند
•همچنان امضا میکنند
•همچنان به منابع دولتی دسترسی دارند
این وضعیت، تعطیلی عملی قانون و تمسخر عدالت است.
اداره غیرقانونی؛ جرم مستمر
تشکیل جلسه، صدور دستور و تصمیمگیری مالی توسط افراد فاقد وجاهت قانونی،مصداق جرم جاری و مستمر است؛ جرمی که هر روز تکرار میشود و نیازمند اقدام فوری و قاطع است.
امنیت غذایی یا سوداگری با معیشت مردم؟
واردات کالا با ارز دولتی و فروش چندبرابری به مردم،نه خطای مدیریتی است و نه سوءتدبیر بلکه فساد آشکار و سازمانیافته است.
این الگو در سیبزمینی، نهادههای دامی، غلات، گوشت و سایر کالاهای اساسی تکرار شده و مستقیماً سفره مردم را هدف گرفته است.
جمعبندی نهایی
•ادامه این وضعیت = نابودی تولید داخلی
•تعلل بیشتر = تعمیق فساد و فقر
•سکوت = مشارکت در فاجعه
کشاورزی ایران؛ تلفیق ناکارآمدی و اختلاس است.
اقدام فوری، قاطع و بدون ملاحظه، تنها راه نجات باقیمانده است.