حذف ارز ترجیحی و بازی با افکار عمومی در تلویزیون؟
تناقضگویی نوری قزلجه درباره ارز ترجیحی در آنتن زنده؛ چه کسی پاسخگوست؟+ویدئو
اظهارات وزیر جهاد کشاورزی درباره جبران کامل افزایش قیمتها پس از حذف ارز ترجیحی، با واکنشهای انتقادی در افکار عمومی روبهرو شده است.
شامگاه سهشنبه، آنتن زنده صداوسیما بار دیگر به تریبون توجیه، تناقضگویی و عددسازی تبدیل شد؛ جایی که غلامرضا نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی، با وعدههای تکراری درباره دلایل حذف ارز ترجیحی و «جبران کامل گرانیها»، روایتی ارائه داد که فاصلهای آشکار با واقعیت بازار، تجربه مردم و حافظه تاریخی جامعه دارد.
دروغگویی روی آنتن ملی
اخبار سبز کشاورزی؛ اظهارات وزیر جهاد کشاورزی درباره اینکه «همه افزایش قیمتها با کالابرگ جبران میشود» و «قدرت خرید مردم حفظ خواهد شد»، نه اولین بار است و نه جدید.
این گزارهها سالهاست از زبان مسئولان مختلف تکرار میشود؛ گزارههایی که هر بار پس از اجرای سیاست حذف ارز ترجیحی، خیلی زود توسط قیمت مرغ، روغن، لبنیات و گوشت تکذیب شدهاند.
سؤال اصلی اینجاست چرا صداوسیما با هزینههای میلیاردی، تریبون رسمی کشور را در اختیار وزیری میگذارد که وعدههایش بارها نادرست از آب درآمده است؟
تناقضهای آشکار در روایت وزیر جهاد کشاورزی
نوری قزلجه مدعی است: ارز ترجیحی «ضد تولید» بوده، اما اکنون به نفع مردم است؛ افزایش قیمتها «کامل جبران میشود» و عدد یک میلیون تومان بیش از تأثیر واقعی گرانیهاست.
اما تجربه حذف ارز ترجیحی در سالهای گذشته چه میگوید؟
آیا پس از هر موج حذف ارز، بازار به ثبات رسیده یا شوک جدید قیمتی به مردم تحمیل شده است؟
اگر همهچیز جبران میشود، چرا قدرت خرید دهکهای پایین همچنان در حال سقوط است؟
وقتی یک وزیر در آنتن زنده، وعدههایی میدهد که با سادهترین محاسبات اقتصادی قابل راستیآزمایی نیست، مسئولیت با چه نهادی است؟
اگر اظهارات نوری قزلجه درست است، چرا بازار خلاف آن را نشان میدهد؟ و اگر نادرست است، چرا دولت بهجای برکناری، همچنان از او دفاع میکند؟
ادامه این روند، یک پیام واضح به جامعه میدهد: دروغ، تا زمانی که رسمی و تلویزیونی باشد، هزینهای ندارد.
صداوسیما؛ رسانه ملی یا ماشین تطهیر سیاستهای شکستخورده؟
پرسش مهمتر، نقش صداوسیماست؛ رسانهای که باید ناظر قدرت باشد، نه تریبون توجیه آن. وقتی مجری هیچ سوال چالشی نمیپرسد، هیچ تناقضی را یادآوری نمیکند و هیچ عددی را به چالش نمیکشد، برنامه عملاً به رپرتاژ دولتی تبدیل میشود.
این یعنی، خرج میلیاردی از بودجه عمومی برای بازتولید روایتهایی که اعتماد عمومی را فرسودهتر میکند. پیامد خطرناک این دروغها؛ تحریک اجتماعی است و تجربه نشان داده است که مردم بیش از گرانی، از احساس فریبخوردگی خشمگین میشوند.
وقتی وزیر میگوید «همهچیز جبران میشود» اما مردم خلاف آن را سر سفره میبینند، نتیجه نه آرامش، بلکه افزایش شکاف دولت–ملت است.
تداوم دروغگویی درباره حذف ارز ترجیحی و معیشت، بهجای کنترل بازار، میتواند جامعه را به سمت واکنشهای خیابانی سوق دهد؛ موضوعی که مسئولیت آن مستقیماً متوجه دولت و رسانه رسمی کشور است.
مدیریت ضعیف وزیر و اعتماد ازدسترفته
حذف ارز ترجیحی، اگر با شفافیت، صداقت و پاسخگویی همراه نباشد، به یک بمب اجتماعی تبدیل میشود. مدیریت ضعیف و سخنان غیرواقعی وزیر جهاد کشاورزی، نهتنها کمکی به معیشت مردم نمیکند، بلکه سرمایه اجتماعی دولت را بیش از پیش فرسوده میسازد.
بیشتر بخوانید:سکوت عسکری تا کجا؟ نطق ضدفساد آزادیخواه، کمیسیون کشاورزی را به چالش کشید+ ویدئو