راد هم کاندیدای وزارت بعد از قزلجه؟!
راد روی خط وزارت؛ لابیها برای جانشینی قزلجه علنی شد؟
گمانهزنیها درباره کاندیداتوری سعید راد برای وزارت جهاد کشاورزی همزمان با بحران بازار روغن، نقش بازرگانی دولتی و لابیهای سیاسی را در کانون توجه افکار عمومی قرار داده است.
در حالی که بازار کالاهای اساسی با التهابهای پیدرپی دستوپنجه نرم میکند، زمزمههای تغییر در رأس وزارت جهاد کشاورزی وارد مرحله تازهای شده است؛ اخباری که از آمادهشدن سعید راد برای نشستن بر صندلی وزارت خبر میدهد، بار دیگر پای لابیهای سیاسی و مدیریتی را به متن ماجرا باز کرده است.
راد هم کاندیدای وزارت بعد از قزلجه؟!
اخبار سبز کشاورزی؛ در شرایطی که سعید راد، مدیرعامل شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران، با حمایت و نقشآفرینی برخی چهرههای بانفوذ از جمله قالیباف، خود را برای کاندیداتوری وزارت جهاد کشاورزی و جلوس بر کرسی صدارت آماده میکند، انتشار چنین خبرهایی بیش از گذشته گستره و عمق لابیهای پشتپرده را آشکار میسازد.
تحرکات رسانهای و سیاسی همزمان با این گمانهزنیها، این پرسش را در افکار عمومی تقویت کرده است که آیا تغییر وزیر، بخشی از یک جابهجایی محدود است یا مقدمهای بر بازتوزیع قدرت در مهمترین ساختار متولی امنیت غذایی کشور؟
خطاب به وزیر جهاد کشاورزی؛
آیا وقت تغییر در بازرگانی دولتی نرسیده است؟
در شرایطی که بازار روغن با کمبود، التهاب و نارضایتی عمومی مواجه شده، عملکرد شرکت بازرگانی دولتی ایران بهعنوان متولی تأمین و تنظیم بازار کالاهای اساسی، زیر ذرهبین افکار عمومی قرار گرفته است. پرسش اصلی اینجاست: آیا ادامه این مسیر مدیریتی میتواند پاسخگوی شرایط بحرانی امروز باشد؟
شرکت بازرگانی دولتی ایران (GTC) بهعنوان بازوی اجرایی دولت در تأمین، ذخیرهسازی و تنظیم بازار کالاهای اساسی، مسئولیت مستقیمی در پیشگیری از کمبودهایی نظیر آنچه امروز در بازار روغن مشاهده میشود، بر عهده دارد. با این حال، کمبود روغن ــ که نه ناگهانی بوده و نه غیرقابل پیشبینی ــ نشان میدهد تصمیمات بهموقع و مؤثر اتخاذ نشده است.
بحران قابل پیشبینی؛ مدیریت عقبمانده
بحران جهانی روغن، وابستگی بالای کشور به واردات، چالشهای ارزی و هشدارهای مکرر فعالان بازار، همگی ماهها قبل قابل رصد و پیشبینی بودند. با این وجود، بازار به نقطهای رسید که مردم کمبود را در قفسهها لمس کردند؛ وضعیتی که نشاندهنده اختلال جدی در مأموریت «تنظیم بازار پیشدستانه» است.
در چنین شرایطی، این سؤال کلیدی مطرح میشود: اگر ذخایر استراتژیک وجود داشت، چرا بهموقع به بازار تزریق نشد؟ و اگر کافی نبود، چرا فرآیند تکمیل ذخایر زودتر آغاز نشد؟ در هر دو حالت، مسئولیت مستقیم متوجه مدیریت شرکت بازرگانی دولتی و سیاستگذاری اجرایی آن است؛ ساختاری که امروز نام سعید راد در رأس آن قرار دارد.
تغییر وزیر یا تغییر مسیر؟
خطاب به وزیر جهاد کشاورزی؛ زمانی که یکی از حساسترین ساختارهای تأمین امنیت غذایی کشور از مدیریت یک بحران قابل پیشبینی ناتوان میماند، آیا زمان بازنگری در مدیریت آن فرا نرسیده است؟
آیا تغییر در رأس شرکتی که مستقیماً با سفره مردم سروکار دارد، نمیتواند بخشی از راهحل بازگرداندن آرامش به بازار باشد؟
امروز بیش از هر زمان دیگر، تصمیم بهموقع، شجاعت مدیریتی و اصلاح مسیر مطالبه صریح افکار عمومی است؛ مطالبهای که نه با لابیهای سیاسی، بلکه با عملکرد شفاف و پاسخگو سنجیده خواهد شد.
منبع:آقای کشاورز