خبر فوری
شناسه خبر: 53689

چرا ناترازیم؟

چرا کشور ما در حالت ناترازی دائمی قرار دارد؟ از ترک‌فعل سیاستگذاران تا فساد سیستمی، تحلیلی عمیق از ریشه‌های ناترازی در امور اقتصادی، اجتماعی و امنیتی

چرا ناترازیم؟

رئیس‌جمهور، وزرا، وکلا، سخنگوی دولت نشریات و وسایل ارتباط‌جمعی و تقریبا هر آن‌کس که توان سخن گفتن دارد و اندکی درک و فهم از اجداد خود به ارث برده باشد؛ دم از «ناترازی» می‌زند. هرچند هر یک بنا بر مذاق و احوالات خود این شرح را بیان می‌نماید.

اخبار سبز کشاورزی؛ برای درک«ناترازی»، در آغاز باید «تراز» را بشناسیم و آن اسبابی است که معمولا بنایان در یافتن پستی و بلندی‌های زمین و درست قرار دادن آجر و خشت‌ها بر یکدیگر به‌کار می‌برند؛

تا مبادا آن‌گونه که دیوار ناترازی‌‌ها در برق، آب، گاز، پول، ناترازی محیط‌زیست، لبنیات، حبوبات، گوشت، دارو و بهداشت و قیمت سایر ضروریات و حتی حرف‌زدن، بر سرمان آوار کرده است.

خشت اول، کج نهاده شده و تا ثریا دیوار کج رفته و بر سر ساکنان و عابران خراب می‌شود.

پس در ابتدا باید اولین خشت را «تراز» استوار کرد، نه این‌گونه که بر ما روا گردیده است.

چرا-ناترازیم؟-1

واژه‌ای که این روزها لقلقه‌زبان توجیه‌کنندگان ناروای آن شده است؛

در اساس به معنی

ایجاد نداشتن تعادل

در عوامل متعادل‌کننده است؛

که منجر به ناکارآمدی می‌شود.

بیان واژه ناترازی در اموری که کشور را به تلاطم و مردم را به یاس و ناامیدی کشانده، نه «ناترازی» که «بی‌ترازی» در امور، در مدت ۴۷ سال سپری شده است.

سخنگوی دولت، بدون آن که دولت خاصی را نام ببرد می‌گوید: مجموعه‌ای از سیاستگذاری‌های سال‌های گذشته باعث بروز چنین وضعیتی شده و فقط یک دولت مقصر نیست؛ بلکه حاصل مجموعه‌ای از سیاستگذاری‌ها است.

آنچه می‌توان از این سخن برداشت نمود آن است که سیزده دولت گذشته یا سیاستگذاری نابه‌جا و اشتباه داشته و یا وظایف خود را انجام نداده و یا عواملی بازدارنده در اجرای سیاست‌ها و برنامه‌ها داشتند که امروز به چنین پایانی رسیده است. مهاجرانی، از ترک‌فعل مسئولان گفت که مثلا ذخیره نکردن سوخت کافی در نیروگاه‌ها به تابستان جهنمی و خسارت‌بار امسال منتهی گردید و میلیون‌ها انسان را در رنج و حتی موجب مرگ آنان شد.

مراکز تولید، سیستم اقتصادی و بانک‌ها، موسسات بهداشت و درمان، کسب و کارهای معمولی و حتی چراغ‌های راهنمایی و ترافیک را تحت‌تاثیر قرار داد که حاصل آن ترک‌فعل‌ها است.

حال چنانچه به‌زعم سخنگوی دولت، ترک‌فعل‌ها موجب این همه خسارت و آسیب به کشور گردید، چرا با چنین افراد یا سازمان‌هایی برخورد قانونی و بایسته نشده و دلیل مماشات، نادیده‌گرفتن و در مواردی جایزه و مدال دادن به آنان چه بوده است؟

چرا کسی پای میز محاکمه کشانده نشد، اخراج یا توبیخ نگردید، تنزل مقام و درجه نیافت و بسیاری چراهای دیگر.

در حالی که کشور افزایش جمعیت داشته است و نیازها بیش از پیش شده‌اند، چرا سرمایه‌گذاری‌های کافی و لازم در بخش‌های برق، ساختمان‌سازی، تامین گاز و کالاهای اساسی و ده‌ها مورد دیگر به عمل نیامده است.

در شرایطی که دامنه فقر در جامعه گسترش می‌یابد، درآمدهای کشور که می‌‌باید صرف توسعه و پیشرفت و رفاه مردم شوند، به کجا رفته است؟

مشکل واقعی در کجا است و چرا اولویت‌هایی ارجح‌تر و فراتر از منافع ملی و نیازهای جامعه وجود داشته که تمامیت کشور را دچار چنین معضلات غیرقابل حلی نموده و مقصر واقعی در پدید آمدن این به‌اصطلاح «ناترازی‌ها» کیست؟

مسعود پزشکیان به صراحت گفت که: علت و سبب این شرایط دولت‌ها هستند و ربطی به مردم ندارد.

این گفته مصداق واقعیت است. اما چرا در برطرف کردن همین ناترازی‌ها اراده و جدیتی وجود ندارد و تا کجا روند این مخرب باید ادامه داشته باشد؛ پرسشی با پاسخی نامعلوم است.

اگر رئیس‌جمهور می‌گوید آب نداریم؛ باید اشاره‌ای نیز به عاملان بی‌آبی نیز داشته‌باشد و بر همین سیاق به ناترازی‌ها در برق، گاز، پول، بهداشت، فرهنگ، ارزاق‌عمومی و علل آن‌ها اشاره کند. البته اگر مجاز به این کار باشد و اگر نیست چرا رئیس دولت نمی‌تواند از «ناترازکنندگان» نام ببرد تا حداقل مردم مسببان ایجاد تنگناها و عذاب و شکنجه‌جمعی را بشناسند. بر این اساس، همچنان ناتراز خواهیم ماند!

ماهنامه دام و کشت و صنعت-شماره ۳۰۳-آذر ۱۴۰۴

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای