خبر فوری
شناسه خبر: 53888

نام «ایران»؛ باطل‌السحر مسائل نظام ج.ا.!؟

بررسی انتقادی دوگانه «ملی ـ اسلامی» در جمهوری اسلامی و نقش نام «ایران»، هویت ملی و میهن‌دوستی به‌عنوان باطل‌السحر بحران‌ها و مشکلات نظام.

نام «ایران»؛ باطل‌السحر مسائل نظام ج.ا.!؟

اخیراً دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر گفته است: «چادر، هدیه ایرانیان به اسلام بود!»

اخبار سبز کشاورزی؛ پس از انقلاب، دوگانه‌ی «ملی ـ اسلامی» دامنگیر ملت ما شد؛ ملتی که پیش از مسلمان بودن، ایرانی است. در دهه‌ی اول انقلاب، هر زمان که می‌خواستیم ایران‌دوستان و دگراندیشان را قانع ـ و گاه تحقیر ـ کنیم، می‌گفتیم: «اسلام همه‌چیز دارد و نیازی به ایسم‌ها نیست!»

حتی پیش از تشکیل مجلس، پسوند آن را از «ملی» به «اسلامی» تغییر دادیم. آن‌چنان احساس استغنا می‌کردیم که نام سازمان امدادی شیر و خورشید سرخ را ـ به دلیل طاغوتی دانستن ـ بایگانی کرده و به باشگاه سازمان‌های امدادی اعراب و مسلمانان، یعنی هلال احمر، پیوستیم!

این در حالی بود که: اولاً برخی از علما این نشان را طاغوتی نمی‌دانستند.

ثانیاً اسرائیل برای به چنگ آوردن این «آرم زیبا، گویا و منحصربه‌فرد» بارها به مراجع ذی‌ربط بین‌المللی فشار آورد و لابی کرد، اما خوشبختانه توفیقی نیافت و این نشان، کمافی‌السابق، به نام ایران باقی ماند؛ که هنوز هم باقی است.

در دوره‌ی هشت‌ساله‌ی جنگ نیز، علی‌رغم به مخاطره افتادن خاک میهن، مادامی که نوحه‌های مذهبی آهنگران و برخی قصه‌های پرغصه‌ی مذهبی (سوار سفیدپوش) کارساز بود و مردم متأثر از آن‌ها به جبهه می‌رفتند، نیازی به استفاده از شعائر ملی ـ میهنی احساس نمی‌شد.

اما به محض آنکه کفگیر به ته دیگ خورد (نامه‌ی میرِ محصور ما به فرماندهی کل قوا)، و پذیرش قطعنامه و حمله‌ی بزدلانه‌ی صدام و گروه رجوی رخ داد، ناگهان سرود «ای ایران» به‌طور متوالی از رادیو پخش شد؛ و اتفاقاً بسیار مؤثر بود.

کسانی را در تابستان داغ گیلان‌غرب دیدم که می‌گفتند: «در طول هشت سال جنگ، جبهه را ندیده بودیم.»

اکنون، پس از ۴۵ سال که سلاح اسلام در جبهه‌ی دفاع از حجاب بی‌اثر شده است، بار دیگر به سراغ مام میهن، ایران بانو آمده‌اند و می‌گویند:

«چادر، هدیه ایرانی‌ها به اسلام است!»

البته درباره‌ی چادر مطمئن نیستیم، اما بارها شنیده و خوانده‌ایم که: «در کتیبه‌های اعصار پیش از اسلام، هیچ زنی برهنه دیده نشده است.»

با این حال، برخی آقایان با باد انداختن به غبغب مبارک، ایران را «غنیمت» اسلام دانسته و هر اقدامی با اموال و نفوس مردمان این سرزمین اهورایی را مباح می‌دانستند!

وقاحت و گستاخی به حدی رسید که یکی از اعضای مجلس خبرگان، نام ایران را تحریک‌کننده دانسته و درصدد تغییر آن به «ولایت» برآمد. مرحوم مصباح، «ایران‌دوستی» را در مقابل اسلام دانسته و آن را گناهی نابخشودنی می‌خوانْد؛ و دیگری به آداب و رسوم ایرانیان تاخته و معتقدانش را «مشتی احمق» نامید!

با عنایت به مراتب فوق، و با توجه به نقش عنصر ملیت و میهندوستی در تقویت وحدت ملی و حتی مقبولیت نظام از طریق مشارکت در انتخابات و…، شایسته نیست که هر روز به بهانه‌ای بر آتش این دوگانه‌ی ملی ـ اسلامی دمیده شود.

امید است عقلای حکومت بپذیرند که: اولاً به قول استاد دینانی، «ایران فقط بعد از اسلام نیست؛ بلکه قبل از آن هم خبرهایی بوده است!»

و ثانیاً صرفاً اسلام، حلال مسائل نظام ج.ا. نیست؛ بلکه جمهور مردم که در جغرافیایی به نام ایران گرد هم آمده‌اند، باطل‌السحر مشکلات نظام هستند.

فریدونی، عضو هیات علمی و دیپلمات پیشین

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای