ترامپ و قمار آخر در خلیج فارس؛ تهدید واقعی یا یک بلوف بزرگ؟
تهدید تازه ترامپ درباره تنگه هرمز تنشها را بالا برده است؛ آیا این یک بلوف سیاسی است یا آمریکا واقعاً آماده حمله به زیرساختهای ایران است؟
تهدید تازه دونالد ترامپ علیه ایران بار دیگر فضای خلیج فارس را ملتهب کرده است. رئیسجمهور آمریکا هشدار داده اگر تنگه هرمز ظرف ۴۸ ساعت «کاملاً و بدون تهدید» باز نشود، نیروگاههای ایران هدف حمله قرار خواهند گرفت.
این اظهارات پرسشی مهم را در محافل سیاسی و امنیتی ایجاد کرده است: آیا ترامپ واقعاً آماده اجرای این تهدید است یا مانند گذشته در حال یک بلوف سیاسی پرریسک است؟
تهدید ۴۸ ساعته ترامپ علیه ایران
دونالد ترامپ در تازهترین موضعگیری خود اعلام کرده است که در صورت باز نشدن تنگه هرمز، ایالات متحده ممکن است به زیرساختهای انرژی ایران حمله کند.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی نیز هشدار دادهاند که هرگونه حمله به زیرساختهای سوخت و انرژی ایران با واکنشی گسترده روبهرو خواهد شد و زیرساختهای مرتبط با آمریکا و متحدانش در منطقه هدف قرار میگیرند.
این تبادل تهدیدها باعث شده تحلیلگران درباره احتمال واقعی شدن سناریوی درگیری مستقیم در منطقه و پیامدهای آن برای بازار انرژی و امنیت جهانی بحث کنند.
سابقه رفتار ترامپ در بحرانهای بینالمللی
برای تحلیل این وضعیت، بسیاری به تجربه تنشهای سال ۲۰۱۷ میان آمریکا و کره شمالی اشاره میکنند. در آن زمان ترامپ پس از آزمایشهای موشکی پیونگیانگ تهدید کرد که کره شمالی را «کاملاً نابود خواهد کرد».
تنشها در آن دوره به حدی افزایش یافت که جهان نگران وقوع یک جنگ هستهای بود. با این حال، پس از رسیدن بحران به اوج، ناگهان مسیر تغییر کرد و ترامپ از مذاکره با کیم جونگ اون سخن گفت. دیدار تاریخی دو طرف برگزار شد، اما نتیجه ملموسی از آن به دست نیامد.
این تجربه باعث شده برخی تحلیلگران تهدیدهای اخیر ترامپ درباره تنگه هرمز را بخشی از تاکتیک فشار سیاسی بدانند.
چرا برخی تحلیلگران تهدید ترامپ را «بلوف» میدانند؟
گروهی از ناظران معتقدند تهدید ترامپ بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی برای اقدام نظامی باشد، یک ابزار فشار برای عقبنشینی ایران است.
یکی از دلایل این دیدگاه به تحولات اخیر منطقه برمیگردد. حمله محدود اسرائیل به برخی زیرساختهای انرژی در جنوب ایران – که گفته میشود ممکن است با هماهنگیهایی انجام شده باشد – از نگاه برخی تحلیلگران تلاشی برای سنجش توان واکنش ایران بوده است.
از سوی دیگر، هرگونه درگیری گسترده در خلیج فارس میتواند اقتصاد جهانی و بازار انرژی را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. چنین سناریویی برای متحدان آمریکا در منطقه نیز ریسک بزرگی محسوب میشود و احتمال دارد آنها تمایلی به تشدید بحران نداشته باشند.
افزون بر این، افزایش قیمت انرژی میتواند پیامدهای اقتصادی جدی برای خود آمریکا داشته باشد و حتی بر فضای سیاسی داخلی این کشور تأثیر بگذارد.
چه عواملی احتمال واقعی بودن تهدید را افزایش میدهد؟
در مقابل، برخی تحلیلگران معتقدند نباید تهدید ترامپ را صرفاً یک بلوف دانست.
یکی از عوامل مهم در این تحلیل، شخصیت سیاسی ترامپ است. بسیاری از کارشناسان رفتار او را مبتنی بر نمایش قدرت و اجتناب از نشان دادن ضعف میدانند. در چنین چارچوبی، عقبنشینی بدون کسب امتیاز میتواند با سبک رهبری او ناسازگار باشد.
از سوی دیگر، شرایط سیاسی ترامپ نیز متفاوت از دورههای گذشته است. در دوره دوم ریاستجمهوری، او دیگر دغدغه رقابت انتخاباتی برای ریاستجمهوری را ندارد و همین موضوع میتواند دامنه تصمیمهای پرریسک را افزایش دهد.
همچنین اگر در تحولات میدانی منطقه – بهویژه در خلیج فارس – تغییراتی رخ داده باشد که توان واکنش متقابل ایران را محدود کند، احتمال عملی شدن تهدید ترامپ نیز از نگاه برخی تحلیلگران بیشتر خواهد شد.
قمار بزرگ در تنگه هرمز
در نهایت پاسخ قطعی به این پرسش که تهدید ترامپ علیه ایران یک بلوف سیاسی است یا مقدمه اقدام نظامی، چندان ساده نیست. مجموعهای از عوامل سیاسی، نظامی و اقتصادی میتواند مسیر تحولات را تغییر دهد.
با این حال یک نکته روشن است: تنگه هرمز یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان محسوب میشود و هرگونه تنش در این منطقه میتواند پیامدهایی فراتر از یک بحران دوجانبه داشته باشد و بازار جهانی انرژی و امنیت منطقه را تحت تأثیر قرار دهد./ عصر ایران